بوده و هست؛ زیرا عواملی همچون ترکیب جمعیتی بیروت و جبل لبنان، انتقال دهها هزار نفر از ساکنان مناطق مرزی به جبل لبنان، بالا بودن جمعیت دروزیها در این منطقه، مسائل اجتماعی، راههای ارتباطی و طرحهای مختلف عمرانی و حیاتی، هم? این عوامل اجرای این طرح را محال میکند. چالشهای پیچیدهای که با تجزی? لبنان همراه است نمیتواند از عوامل سیاسی بینالمللی جدا باشد. بنابراین حکم به تجزی? لبنان در واقع حکم به نابودی آن است. به نظر من هدف از این شعار نوعی ارعاب و ایجاد وحشت است که پیش از مخالفان، موافقان آن به آن اعتقاد ندارند. از این رو، گمان نمیکنم هیچ گروهی در این راه تلاش کند، مگر کسانی که در پی نابود کردن لبنان هستند.
دور چهارم درگیری ها در زحله بود و دور پنجم نوبت طرابلس و عکار شد. آیا توقع دورهای جدیدی را دارید و آیا عوامل خارجی در شعله ور کردن آتش فتنه نقش دارند؟
همانگونه که گفتم، بیتردید عوامل خارجی در حوادث لبنان بیتأثیر نیستند. ولی سؤال اصلی دربار? اوضاع داخلی است و اینکه چرا کشور بهسرعت به اوج خشم و نارضایتی رسید و عوامل اجتماعی و سیاسی و جز آن چه تأثیری در این اوضاع داشتند.
برخی معتقدند به سبب مظاهر خشونت و وحشی گری که در درگیری های اخیر شاهد آن بودیم، حتی پس از آرام شدن اوضاع نیز ایجاد همبستگی و همدلی میان فرقه های لبنان کار دشواری است. شما نیز چنین نظری دارید؟
اگر مشکل به طور ریشهای حل شود، لبنان بسیار زود به وضع عادی باز خواهد گشت. باید حوادث سال 1958 را به خاطر بیاوریم، چراکه هرچند میان این دو حادثه تفاوت وجود دارد، میتوانیم از مقایس? آنها درس بگیریم. در آن ماجرا دیدیم که پس از پایان یافتن بحران و برچیده شدن سنگرها و موانع، چگونه هر لبنانی با شور و اشتیاق برادر خود را در آغوش گرفت. در هر حال لبنانیان راه دیگری پیش روی خود ندارند جز اینکه در کنار هم زندگی کنند و این تنها اصل مارونی است که من به آن ایمان دارم: مسلمان و مسیحی در لبنان مارونی، با هم پیوندی چون پیوند ازدواج دارند.