رئیسجمهور لبنان مسیحی باشد، زیرا این مسئله دلیلی محکم بر تسامح اسلامی و فرصتی ارزشمند برای گفتوگوی اعراب و اروپا و موجب احترام به عواطف مسیحیان لبنان، چه در حال حاضر و چه در گذشته و همچنین دیگر مسیحیان عرب است. ما بر تحول نظام لبنان و برونرفت مؤسسههای ملی از حالت رکودی که در اثر مراعات توازن فرقهای گریبانگیرشان شده است، پافشاری میکنیم. بیتردید ترسی که برخی از گروهها و فرقههای لبنانی را فراگرفته است، ترسی سطحی و برخاسته از نگرشی سطحی و ظاهری به مسائل است و از روش دوگل یعنی تعمق در ژرفای مسائل به دور است. این مسئله ناشی از تجربههای تلخ تاریخی نیز هست.
حقیقت این است که لبنانی، فرقهگرا نیست و هموطنانش را عمیقاً و به طور خودجوش دوست دارد. اگر شکایتی هست از محرومیت و تبعیض در فرصتهاست، به گونهای که میتوان گفت در لبنان تا کنون براساس تبعیض فرقهای عمل شده است.
اجرای عدالت و گفتوگوی صریح و شفاف، تضمینی برای برطرف شدن این ابرهای زودگذر است. جا دارد به این نکته نیز اشاره کنیم که مشابه همین ترس بر جبه? مقاومت فلسطین هم سایه انداخته است و امیدواریم به برخی گروههای محروم لبنان که در حوم? بیروت زندگی میکنند، سرایت نکند.
روآوردن شما به تحصن و روزه داری برای نفی خشونت از یک سو و سرپرستی یک گروه شبه نظامی از سوی دیگر چگونه با یکدیگر جمع می شود؟
به عقید? من اعمال خشونت بر ضد دشمن خارجی که پیدرپی به لبنان تجاوز میکند، جایز است و شاید ذکر آمار زیر از جرایم اسرائیل خالی از فایده نباشد:
- تجاوز به حریم هوایی: 2655 بار؛
- ورود قایقهای اسرائیلی به آبهای اقلیمی لبنان 493 بار؛
- بمباران توپخانهای: 4469 بار؛
- 54 کیلومتر جادهسازی در داخل خاک لبنان؛ و …
امّا اعمال خشونت را بر ضد هموطنان در هر وضعیتی رد میکنم و برای مبارزه با آن دوباره و سهباره نیز تحصن میکنم.
[…]
اگر دولت به وظایف خود در قبال محرومان عمل کند، هم? مردم بر گرد آن جمع میشوند و قدرت و شوکت دولت نیز در این است که مردم بر گرد آن حلقه زنند. اگر این شرط تحقق یابد و اگر نگرانی و ترس مقاومت فلسطین را بابت سوء قصد از میان برداشتن آنها که بهویژه پس از حوادث اردن شدت گرفت - برطرف کردیم، من معتقدم دیگر مشکلی باقی نخواهد ماند و جبه? مقاومت فلسطین ارتشی همپیمان خواهد بود.
ساختار لبنان چگونه است؟
نظام حکومتی ساختاری دارد و جامعه ساختاری دیگر. من ایمان دارم که بقای جامع? لبنانی که از فرقههای گوناگون تشکیل شده است، ضرورتی تمدنی است و بلکه میتوانم بگویم لبنان دنیایی کوچک و عرصهای برای گفتوگوی همیشگی و مستمر امتها و فرقههاست و باید برای بقای این ساختار تلاش کرد.
امّا نظام حکومتی لبنان، علیرغم اینکه آن را مسئول وضعیت کنونی نمیدانم - چراکه سببساز این وضع، اجرای نادرست قوانین نظام است نه خود نظام- معتقدم که این نظام نظام برتر نیست و باید پس از برخورد شفاف با مردم که به آن اشاره کردیم، اصلاح شود.