Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 334

غنیمت می‌شماریم تا با برادران قهرمان دربارۀ اوضاع کشور صحبت کنیم و به دنبال راه‌حلی بگردیم. و شکی نداریم خداوند که بخشنده‌ترین بخشندگان است، ما را به راه خود هدایت خواهد کرد، به‌ویژه آنکه این دیدار برای عبادت و بلکه برای بهترین عبادت‌ها [‌ آشتی دادن میان انسان‌ها] برگزار شده است.

کشور با بحران بزرگی روبه‌روست که شاید خطرناک‌ترین بحران از زمان استقلال باشد. این بحرانی سرنوشت‌ساز برای لبنان و بلکه برای منطقه است و تأثیر بسزایی بر مسئلۀ فلسطین و کشور دوست، سوریه، دارد.

صدها نفر کشته و هزاران نفر زخمی و ده‌ها نفر ربوده شده‌اند. محله‌ها ویران و زندگی راکد شده است. از منطقۀ خود شما، ده‌ها بی‌گناه کشته شده‌اند. آبروی کشور در خطر است. همۀ این‌ها، خسارت‌های مادی است، ولی بحران بزرگ معنوی نیز در کمین شاخصۀ تمدّنی لبنان - یعنی همزیستی میان فرزندان یک کشور واحد - است.

بحران معنوی در این نهفته است که انسان نمی‌تواند ابعاد این مشکل را، که به هیچ‌وجه خوشایند نیست، برای دنیا روشن کند.

وضع آیندۀ نزدیک و شبح بحران اجتماعی ناشی از تعطیلی کارها و کارگران و کارخانه‌ها و زندگی عمومی، خواب را از چشم انسان می‌رباید.

لبنان، این کشور عزیزی که به فرزندان خود ارزشمندترین چیزها را بخشیده، به دست برخی از آنان به بدترین شکل مجازات شده است.

نشانه‌های توطئه‌ای بزرگ در افق به چشم می‌خورد که کارگردان آن اسرائیل و همدست او امپریالیسم جهانی است. اسرائیل از امکانات عظیمی که خداوند به اعراب عطا کرده، به وحشت افتاده است. به‌کارگیری این امکانات به مدت چند سال کافی است تا معادلات را نه‌تنها در منطقه، بلکه در جهان دگرگون کند.

اسرائیل از آینده ناامید شده است و از این رو، با کمک هم‌پیمانان خود تلاش می‌کند تا ضربه‌ای کاری به اعراب بزند. شاید مکانی که برای وارد آوردن این ضربه انتخاب کرده، خدای نکرده، لبنان باشد.

همه، اظهارات مسئولان را در اسرائیل به یاد دارند و ما آنچه را از زبان وزیر خارجۀ آمریکا یا مشاور بلندپایۀ او نقل شد، فراموش نکرده‌ایم. بنابراین، بحران دردناکی که میهن را درنوردیده است، شاید سرآغاز فاجعه‌ای محنت‌بار باشد.

خدایا، رحم کن! برای این کشور عزیز و این ملت زحمت‌کش چه خوابی دیده‌اند؟ چرا به این جهنم گرفتار شده‌ایم؟ لبنانی همواره در دنیا، می‌ساخته و آباد می‌کرده و کشورها را توسعه می‌داده است. چه شده که اکنون بر میهن خود بیمناک است؟ چه عاملی جامعۀ بزرگان و بلندهمّتان را بی‌ارزش و حقیر ساخته است؟ ما به دنبال اسباب و علل آن نیستیم. ما طومار گذشته را در هم می‌پیچیم و به دنبال شماتت و نکوهش نیستیم و از ستم‌های اجتماعی و محروم بودن اکثر مردم و نادیده گرفتن وضع مناطق محروم و سرگرم شدن به خود و اهتمام جاهلانه به منافع و امتیازات شخصی سخن نمی‌گوییم؛ نمی‌گوییم که نبود عدالت اجتماعی، همگان را در آتشفشان ظلم و ستم افکنده است؛ نمی‌گوییم که ناسپاسی در برابر نعمت‌های پروردگار، کشور را در آستانۀ نابودی قرار داده و رفاه‌زدگان توطئه‌ کرده‌اند و یا به آنان دستور داده شده است که کشور را، خدای نکرده، در معرض نابودی قرار دهند.