معینی نیز برای نخستوزیری نام نبردیم و بیانیۀ صادرشده در آن نشست نیز این امر را تأیید میکند.
4. تصور نمیکنم هیچیک از لبنانیان بتواند باور کند که مشکلی که به کشته شدن صدها نفر و ویران شدن مناطق مسکونی و راکد شدن زندگی عمومی در کشور و خسارتهای میلیاردی و بدنامی و بیاعتبار شدن لبنان و آزار و اذیت فراوان مقاومت فلسطین انجامید، به سبب ساختار کابینه و جزئیات آن یا هر هدف سیاسی دیگری در عرصۀ لبنان بوده باشد.
مشکل مزبور در دو نکتۀ اصلی خلاصه میشود که باید به اطلاع همۀ هموطنان رسانده شود:
اوّل. ملت فلسطین که در راه بازپسگیری سرزمین خود و از میان بردن دولت صهیونیستی در منطقه، دست کم یک نسل کامل از افرادش را قربانی کرده و مسئولیت پیچیدهترین و شریفترین مسئله را که مسئلۀ همۀ اعراب و همۀ مؤمنان جهان و بهویژه مسئلۀ لبنان است، با به کارگیری شرافتمندترین ابزار به عهده گرفته و در این راه متحمل سنگینترین هزینههای تاریخ شده است، چنین ملتی وقتی در کشوری برادر، تعابیری ناشایست میشنود، تعابیری مانند آشوبگران، سرپیچیکنندگان از قانون، تجاوزگران به حاکمیت لبنان و دیگر تعابیری که در سال گذشته در برخی روزنامهها به کار میرفت، و وقتی با رفتارهایی همچون فجایع عین الرمانه و تل الزعتر و دیگر مناطق لبنان که متأسفانه به دست لبنانیان اتفاق میافتد، روبهرو میشود، وقتی این ملت این تعابیر را میشنود و آن رفتارها را میبیند، حق دارد که از مردم لبنان و بهویژه رهبران سیاسی انتظار داشته باشد که به این حوادث تلخ بیاعتنایی نکنند و برای حفظ کرامت این ملت به پا خیزند و با این ملت همدردی کنند.
دوم. انقلاب فلسطین وقتی خطر بینالمللی را که در این دورۀ حساس او را احاطه کرده است، میبیند و سپس با آمادهباش رسمی نظامی بر ضد خود روبهرو میشود و تحولات پیچیدۀ سیاسی و اقدامات مرموز مردمی را در صحنه مشاهده میکند، در چنین شرایطی نگران و حساس میشود و از ملت لبنان و رهبران سیاسی انتظار دارد که در کنار او بایستند و به مسئولیت ملی خود در قبال او عمل کنند. مسئله این است، وگرنه انقلاب فلسطین مأموریتهای سنگین و مسئولیتهای مقدسی بر دوش دارد که او را از فعالیت سیاسی در لبنان باز میدارد.
بنابراین، آنچه درمورد هموطنان و ازجمله شخص من، مهم است، این است که به این دو نکته و راهحل آنها بسیار بیشتر از مسائل سیاسی و وضع کابینه توجه کنند.
روشن کردن این حقایق برای هموطنان بسیار مهمتر از پرداختن به شعارهای سیاسی است.
5. من از دوست خودم، استاد کمال جنبلاط و همۀ رهبران سیاسی درخواست میکنم که تجربههای سیاسی و خرد و دانایی خود را در چارچوب اصول و مبانی ملی خویش برای برونرفت از این تنگنا به کار گیرند و کارها را به عهدۀ کسانی که مسئولیت سیاسی ندارند و ازجمله رهبران فرقههای دینی نگذارند. تأکید میکنم که نبوغ لبنانی که بحرانهای بزرگ را پشت سر گذاشته است، ما را در عبور از همۀ بحرانها یاری خواهد رساند.
إن الله نعم المولی و نعم الوکیل.