Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 314

توپخانه‌هایش وقتی به سوی آن‌ها شلیک شود، یک لحظه هم آرام نمی‌گیرد، حتی در زمان آتش‌بس؛

پایتختی که پر از سنگر و مسلسل‌ها و خمپاره‌اندازها و موشک‌ها و مواد منفجره است و فریاد مادران فرزندمرده و نالۀ رنج‌دیدگان در آن بلند است؛

پایتختی که با بی‌اعتنایی، شاهد همۀ این ستم‌ها و وحشت‌ها و ویرانی‌ها و زخم‌هایی است که بر پیکرۀ کشور وارد می‌شود و ارزشمندترین سرمایۀ آن، یعنی وحدت مردمش و تمدن برجسته و متمایزش را از بین می‌برد؛

پایتختی که در آن، تک‌تیراندازان، افراد بی‌گناه را می‌کشند و آتش جنگ در جبهه‌های آن به هیچ‌وجه خاموش نمی‌شود، حتی اگر انفجار تروریستی باشد و هدف آن کشتن گربه‌ها. و در این وضع، هم‌وطنان به کوه‌ها می‌گریزند و مدرسه‌ها و مؤسسات تعطیل می‌شود و فعالیت‌ها راکد می‌ماند و افراد غیر مسلح به خانه‌های خود که در معرض تهدید است، پناه می‌برند تا بر سرشان فرو بریزد؛

پایتختی که مقاومت فلسطین -این جنبش جهادگری که منطقۀ ما جنبشی شریف‌تر و اصیل‌تر از آن را به خود ندیده است و لبنان طی ربع قرن خدمات فراوانی به آن کرده است- در آن احساس نگرانی می‌کند و از این رو، در صدد برمی‌آید تا با اسلحه از خود دفاع کند؛

پایتختی که شهروندش به سبب آنکه ذهن او را از نگرانی و احساس خطر نسبت به کشورش پر کرده‌اند، سلاح خود را به سمت این مقاومت گرفته است؛

پایتختی که در آن دولت با شهروندان برخورد پیدا کرده است و از این رو خطر گسترش بی‌اعتمادی و تجزیۀ کشور، آن را تهدید می‌کند؛

پایتختی که دل فرزندانش از خشم و کینه لبریز شده و افراد و مناطق آن به دنبال انتقام‌گیری از یکدیگرند.

امّا در آن روستاهای کوچک و ساده و در مناطقی که از خیر و برکت میهن محروم مانده است، شهروند و سرباز لبنانی و چریک فلسطینی در یک سنگر ایستاده‌اند و هریک از دیگری حمایت و دفاع می‌کند و انتقام او را می‌ستاند. در آنجا تنها دشمن است که حمله می‌کند و جبهه‌ای واحد را در برابر خود می‌بیند و با کینه‌ای واحد در دل همگان و تمایل به ایستادگی در برابر دشمن، با وجود نابرابری اسلحۀ دو طرف، روبه‌روست. آنجا صحنۀ دلاوری و شهادت و پاسداری از میهن و جاودانگی است.

پروردگارا، رحم کن! آیا این همان لبنان عزیز ماست که به آن افتخار می‌کنیم و عزت و انسانیت و قهرمانی را برای ما به ارث گذاشته است؟ آیا معنای پرهیز ما از جنگ و پایبندی ما به توافق‌نامۀ آتش‌بس، این است؟

مرزهایی امن و آرام برای دشمن ایجاد کردیم و پایتخت خود را به صحنۀ جنگ بدل ساختیم. جنگ بر ضد چه کسی؟

آیا این است کشوری که می‌خواهیم برای فرزندانمان و برای آینده و برای جاودانگی باقی بگذاریم.

آنجا در عیتا الشعب، در رمیش و در کفرشوبا، سپیده دمیده است. بیایید از شب رنج‌آور پایتخت به سوی آنجا کوچ کنیم و توپخانه‌ها و خمپاره‌اندازها و موشک‌ها و سنگرها را به آنجا منتقل کنیم و این جنایت‌های خود را در اینجا به قهرمانی‌هایی در آن منطقه و پراکندگی خود را به اتحاد و کودکانمان