اقداماتی تخدیری است. سخن سنجیده و بجا، درمان گذشته و حال و آینده است. چارۀ کارها، عمل مستمر است نه سخنان مقطعی.
آیا تصور نمی کنید نام گذاری کمیته به «کمیتۀ تنش زدایی» نیز اقدامی تخدیری است و با عمل یا راه حل ریشه ای ناسازگار است؟
با تأمل میپرسد:
«چه کسی این کمیته را کمیتۀ تنشزدایی نامید؟ مگر مطبوعات نبودند که این نام را به آن دادند؟ روزی که ما برای شروع کار گرد هم آمدیم، دغدغۀ ما خاموش کردن شعلههای آتشی بود که در دلهای نگران زبانه میکشید. ما این کار را با جستوجوی ریشهها و بررسی ابعاد مشکل انجام دادیم تا با کمک خدای بزرگ و همۀ مسئولان و مخلصان، آن را حل کنیم. نامگذاری را رها کنید؛ اقدامات است که مهم و کارگشا است.»
چرا زنان در اقدامات و فعالیت های شما مشارکت ندارند؟ آیا با وجود زنان بسیاری که خوش درخشیده اند، زن را برای عهده دار شدن امور، کارآمد و لایق نمی بینید یا اینکه علت آن، آداب و رسوم جامعه یا آموزه های دینی است؟
«هرگز این طور نیست. ما برای زن احترام فراوانی قایلیم و معتقدیم که زن نقشی ضروری و تمدنساز در تکوین جوامع پیشرفته دارد. حتی با کار و حضور زن در اجتماع مخالف نیستیم. به نظر ما، اگر حضور زن در اجتماع همراه با حفظ عفت باشد و کار او نیز شایسته و باوقار باشد، منافاتی با آداب و رسوم جامعه یا دین ندارد. خواهر من در یک جنبش بزرگ اجتماعی در جنوب فعالیت میکند و بسیاری از بانوان برای تبریک گفتن به من به اینجا آمدند و من نیز با آنان دیدار میکنم.»
منظور من این است که شما حقی جدید و شیوه هایی مترقی برای مبارزۀ ملی و اجتماعی تعریف و ارائه کرده اید. چرا توانایی های زنان را که نیمی از جمعیت این کشور و این جامعه هستند، به کار نمی گیرید؟ من گمان می کنم برخی از آنان دارای توانمندی هایی هستند، هرچند با فرض -و تأکید می کنم- با فرض حضور آنان در جنبش محرومان که همۀ فرقه ها و گروه ها بر گرد آن جمع شده اند، تا زمانی که زن در برخی مناطق، بخشی از خود محرومان است، درست نیست که بیرون از این جنبش و تماشاگر آن باشد...
در پاسخ دادن عجله نمیکند، بلکه درنگی میکند و میگوید:
«بله، بله، درست است، ما در این مورد اقدام میکنیم، ولی بسیاری اوقات، حوادث از برنامهها و اقدامات ما پیشی میگیرد. ما، به یاری خدا، زن را بیرون از جنبش باقی نمیگذاریم و نمیپذیریم که تماشاگر باقی بماند...»