پس از بحثهایی طولانی و نزاعهایی تلخ و پس از مخالفت فِرَق دیگر اسلامی با پیشنهاد تأسیس مجلسی واحد و مشترک، مجلس اعلای شیعیان پس از زایمانی سخت در 17 می 1969 متولد شد.
این مجلس، از ابتدای تولد، با مشکلاتی در داخل و اتهاماتی از خارج و وضعیتی فراموشنشدنی در سطح ملی روبهرو شد که امیدواریم دوباره تکرار نشود. در آن دوره کشور به مدت هفت ماه کابینه نداشت.
مجلس اعلای شیعیان در حالی متولد شد که اختیاراتش ناقص بود، بودجه نداشت و از آییننامه داخلی آن ایراد گرفته بودند. بحث اختیارات آن تا امروز هم در قفسههای پارلمان خاک میخورد و مجلس در مسیر نامعلوم خود، با دشواری به پیش میرود و خود و فرقه خود را تنها به وجود مجلس و بقای آن و ابعاد و اختیاراتش دلخوش داشته است، در حالی که دست مجلس بسته است و نمیتواند در زمینه اوقاف و امور دینی و علما دخالت کند. بادها مجلس را به این سو و آن سو میبرند. از درون با تناقضات و طمعورزیها روبهروست و از بیرون با وسوسهها و ستمگری.
با این همه و با سپاس از خدایی که در ناگواریها جز او را سپاس نمیتوان گفت، مجلس به تلاش و سازندگی و آمارگیری و رفتوآمد و فعالیت ادامه داده است. در گزارش دبیرکل، پارهای از فعالیتهای مجلس را شنیدید. میتوان گفت که مجلس در چهار عرصه از وظایف پنجگانه خود موفق بوده است. این عرصهها عبارتاند از: هماهنگسازی توانمندیهای شیعیان به شکل جزئی، ساماندهی روابط شیعیان با فِرَق دیگر لبنانی، اصلاح روابط شیعیان با شیعیان لبنانی خارج از کشور، مشارکت درونفرقهای در ارتقای سطح شیعیان در زمینههای فرهنگی و تربیتی و آموزش حرفهای، نشان دادن چهره حقیقی شیعه به هموطنان و دنیا، مشارکتهای ملی و قومی.
اما در عرصه حقوق شیعیان در زمینه استخدامی و عمران مناطق با وجود آنکه مطالعات و آمارها از محرومیت بیشتری حکایت میکند و بهرغم چهار سال تلاش و مطالعه و مطالبه و پافشاری و دیدار و وعده شنیدن و به رسمیت شناخته شدن و سخنرانی و تشکیل کمیتههای پیگیری و غیر آن، مجلس اعلای شیعیان نتوانست با این وسایل گامی در راه بهبود اوضاع بردارد، هرچند این مسئولیت مهمترین مسئولیت مجلس و اصلیترین هدف تشکیل آن است. مجلس در این زمینه نتوانست کاری صورت دهد، به جز اعتصابی که همانگونه که شنیدهاید، به تأسیس مجلس جنوب انجامید که در خصوص آن به شیوهای دیگر عمل شد. در نتیجه ناتوانی مجلس، ناامیدی بر شیعیان سایه افکند و مجلس رو به افول رفت و در آستانه زوال و رکود قرار گرفت تا به مؤسسهای صوری برای زینت بخشیدن به محافل حاکمان و کامل کردن تشریفات تبدیل شود و آداب و رسومی پوچ باشد که گاه تسکین میبخشد، ولی همواره خشم محرومان را برمیانگیزد.
در آغاز پنجمین سال از عمر مجلس، یعنی در می 1973 میلادی و پس از گذشت تجربه ناموفق چهارساله، و پس از متقاعد شدن اعضای مجلس و رئیس آن و کل شیعیان به بینتیجه بودن مطالبه و پافشاری و دیدار و آمارگیری و مخاطب قرار دادن وجدانها، و در زیر فشار ایمان و وجدان و ندای میهن و خواست محرومان، جنبش مطالبات به شیوه جدید خود آغاز شد؛ جنبشی که امروز در مرحله حساس و سرنوشتساز آن هستیم؛ جنبشی که در اصل،