این است که پس از عمل کردن، سخن بگوییم. یعنی ما ابتدا عمل میکنیم. تصور میکنم که همه شما میدانید که ما عمل کردهایم. این کشور نیز گواه است: مدرسه فنیوحرفهای، مرکز آموزش علوم اسلامی، خانه دختران، باشگاهها، مؤسسهها، حسینیهها، مسجدها، درمانگاهها، ما در همهجا به اندازه توان خود تلاش کردهایم و وظیفه ما این است که به حکومت نیز اصرار کنیم که عمل کند. از زمان تأسیس مجلس اعلای شیعیان از حکومت مطالبه کردهایم. مجلس اعلای شیعیان در اواخر سال 69 میلادی تأسیس شد. در آن زمان، بحران کابینه شدید بود و تا هفت ماه کابینه تشکیل نشد. فشارهای ما در دفاع از کشور و مشارکت سازنده در صیانت از وحدت ملی معروف است. در سال هفتاد پس از تشکیل کابینه، ما با اعتصاب بر دولت فشار آوردیم که به تأسیس مجلس جنوب انجامید. این مدرسهها و جادهها و برقی که به آن افتخار میکنند، حاصل تلاش مجلس جنوب است که تماماً نتیجه اعتصاب عمومی لبنان در سال هفتاد بود.
پس از آن دوره، حکومت جدید از راه رسید و ما به آن دل بستیم و به وعدههایش اعتماد کردیم و صبر کردیم و گفتیم که به کرامت و حقوق خود در جنوب دست خواهیم یافت؛ ما شیعیان به حقوق و طرحهایمان خواهیم رسید؛ ما محرومان به کرامت و سطح زندگی شایسته خواهیم رسید؛ ما دوستداران لبنان و کسانی که به فکر آینده لبنان هستیم، به اهدافمان خواهیم رسید.
یک مثال عرض میکنم. خواهش میکنم گوش دهید. یکی از پادشاهان قدیم در چین، خودش را ذوالقرنین نامید، یعنی صاحب دو شاخ. چرا؟ چرا دو شاخ؟ او وقتی به قدرت رسید، دید کشورش در بدبختی به سر میبرد و افراد بیکار بسیارند. او برای آباد کردن کشور و ایجاد شغل دست به کار شد و دستور داد در اطراف پایتخت ساختمانی بزرگ و شکوهمند بسازند و مردم را برای ساختن آن به کار گیرند و به آنان حقوق دهند تا بیکار نباشند. از این راه کشور حفظ و پایتخت آباد میشد. این مرحله شاخ اول نامیده شد. سپس، شروع به ساخت دیوار مشهور چین بر اطراف کشور کرد تا از این راه، کشور را حفظ کند و این، شاخ دوم بود. از این رو، او را صاحب دو شاخ نامیدند.
من و همراهانم و هرکس که از اوضاع لبنان آگاه باشد، بر این عقیدهایم که لبنان دارای دو شاخ است. یک شاخْ کمربند بیچارگی و مناطق محروم است… (ساکت باش برادر… ساکت باش عزیزم. این شجاعت نیست که با هفتتیر اینجا شلیک کنی) کمربندی که بیروت را فراگرفته عبارت است از منطقه کرنتینا، حیالسلم، برج البراجنه، برجحمود، سنالفیل، النهر، دکوانه، تلالزعتر، جدیدة المتن. این کمربندْ کمربند بدبختی و بیچارگی و زندگی فقیرانه است. این شاخ اول است.
شاخ دوم در اطراف کشور است، از دورترین نقطه جنوب تا دورترین نقطه شمال. به آنان میگوییم: ای جماعت، مرزهاست که پایتخت را حفظ میکند و حومه پایتخت است که کشور را حفظ میکند. مرزها کشور را حفظ میکند و کمربند پایتخت، پایتخت را. این دو منطقه را آباد کنید، زیرا کشور ما به علت تفاوت فاحش میان مناطق گوناگون در خطر است. مسئله فرقه نیست؛ مسئله مسئله شیعیان نیست. از بخت بد این فرقه است که غالباً در مرزها و در اطراف پایتخت زندگی میکند. اگر این مسئله را نادیده بگیرید و به این دو شاخ که باید شما را حفظ کنند و تیری در قلب