که کمر اکثریت قریب به اتفاق مردم را شکسته است، مبارزه کنیم. اکثر مردم تحت فشارند و کمک و دستگیری به آنان سزاوارتر است تا به کسانی که به نام فقیر شناخته میشوند و ما به کمک کردن به آنان عادت کردهایم. این مردم بیشترین فشار را تحمل میکنند و همواره در فکر راهی برای کار و کسب معیشتاند و با خشم و ناراحتی و نگرانی به آینده مینگرند، چون در کابوس آینده، نابودی فرزندانشان را میبینند. از سوی دیگر، مسئولان به وعدههای خود عمل نکردهاند تا جایی که ما به رفتار آنان مشکوک شدهایم: نمیتوانند یا نمیخواهند؟! بنابراین، باید در کنار ایجاد فشار عمومی و فزاینده بر دولت، خودمان مستقیماً با گرانی مبارزه کنیم. ابزارهای مردمی بسیاری وجود دارد که هریک از شهروندان میتواند برای کاستن از فشار گرانی به کار گیرد: میانهروی در مصرف، مبارزه با احتکارکنندگان و تحریم توطئهچینان، خودداری از مصرف برخی کالاها، رسوا کردن کسانی که به احتکار و گرانفروشی ادامه میدهند، تشویق بازرگانانی که در قیمتها تخفیف میدهند، ایجاد ارتباط میان بازرگانان در هر شهر یا محله برای کاستن از فشارها و پایین آوردن قیمتها و ابزارهایی دیگر.
من در این عید مبارک و با تأکید بر مفهوم حقیقی آن، از شما میخواهم که در هر شهر و هر روستا و هر محلهای، برای مبارزه با گرانی جبهههای مردمی تشکیل دهید؛ جبهههایی که قشرهای آسیبپذیر و مسئولان آگاه و دیگر هموطنان مخلص در آن حضور یابند و پس از مطالعه و بررسی اوضاع و بهرهگیری از تجارب دیگران، کار خود را آغاز کنند.
دین بر مسئولیت جامعه در قبال مرگ انسان فقیر تأکید میکند. فقیر تنها از گرسنگی نمیمیرد، بلکه از سوءتغذیه نامناسب و وسایل معیشتی نامناسب و گرانی دارو نیز میمیرد. مردم جامعهای که در آن کسی از فقر میمیرد، از دیدگاه دین قاتلاند. پس مسئولیتهای خود را بپذیرید تا خداوند نیز این عید را بر شما مبارک گرداند، و تردیدی نیست که امید بستن به برکات این عید، حرکتی مثبت در راه مصلحت امت به شمار میآید.