تأثیرپذیری اخلاق اسلامی از این دو آشکار است. زیرا ناپسندیده بودن نخوت و لزوم اعتماد به خداوند نه به نفس، نیز فروتنی، گمان نیک بردن، مدارا کردن، بلندپروازی عظیم، امید همیشگی، جوانمردی، شجاعت، هم? این صفات از ایمان اسلامی و نگرش اسلامی و عبادات و اعمال پسندیده در فقه اسلامی نشئت میگیرد و خود نیز بر آنها اثر مینهد.
تصویر راستین اسلام در طرحی نمود مییابد که اجزای آن در پیوند با یکدیگرند و هر حُکمی را جایی است و هر دستوری را تأثیری شگرف. در بررسی و مطالعه، نباید تفکیک اجزای این طرح را به معنای جداسازی قلمروهای آن تلقی کرد. نیز این تفکیک موجد این اختیار نیست که مسلمان به بخشی سخت پایبند و به بخشی دیگر بیاعتنا باشد.
قرآن کریم در آغاز سور? بقره اعلام میدارد که نخستین پای? پرهیزگاری ایمان به غیب است و در مراتب بعدی اقام? نماز و انفاق از رزق خداوندی. این سلسلهمراتب در دستورات گوناگون اسلام جلوهگر است و تأکید میکند که احکام اسلام بر پای? ایمان به غیب استوار است.
درحقیقت تفاوت شاخص میان حُکم دینی و حُکم وضعی در ایمان به غیب نهفته است. تفاوت میان آموزههای دینی و دانشهای گوناگون و میان آنها و دیدگاههای فلاسفه و بین آنها و علم اخلاق نیز از همینجا نشئت میگیرد.
غیبباوری در مبنای حُکم دینی علت قداست و جاودانگی و مطلق بودن است. نیاز مبرم انسان به جهان غیب و به ثبات و اطمینان در هم? شئون زندگی با این ویژگی برآورده میشود.
این نیاز از این احساس طبیعی سرچشمه میگیرد که باید در پرتو وجود مطلق زیست، وگرنه آدمی از درون مضطرب، در رفتار بیثبات، و ضعیفهمت و سستبرخورد خواهد بود.
علوم و فلسفه و فناوری و قوانین وضعشده و هرچه ساخت? انسان است تزلزلپذیر است، زیرا در راه تکامل و تغییر قرار دارد و، از این رو، انسان را از احساس نیاز به مطلق بینیاز نمیکند، همان وجود مطلقی که انسان همراهی دائمِ او را در تنگناها و گرفتاریها و در نبود اسباب و علل و در هنگام بروز تردید در آغاز راه احساس میکند. قرآن کریم به این جنبه از نیازهای انسان با این عبارت اشاره میکند: «أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئنُّ الْقُلُوبُ.»[100]
قدر مسلّم اینکه این حسِّ همراهی باید در زندگی روزمره تقویت شود. عبادات در اسلام، با توجه به توقیفی بودن و تحولناپذیری آن، در ایجاد این همزیستی و همراهی تأثیری انکارناپذیر دارد و موجبات دوام و دامنهدار شدن آن را نیز فراهم میآورد. در هم? احکام شرعی، حتی معاملات و کارهای عادی، امکان قصد قربت، مسلّم دانسته شده و آنگونه که در وصایای پیامبر اکرم(ص) آمده، بهتر نیز قلمداد شده است. این امر بر لزوم استنادِ احکام به غیب دلالت دارد، زیرا قُربت بدون غیب امکانپذیر نیست. از سوی دیگر، احکام با همزیستی مورد نظر در تعامل خواهد بود، هرچند در چارچوبی کلی باشد. در آن صورت، انسان احساس خواهد کرد اگر موضعی اتخاذ میکند، مستقیم یا غیرمستقیم، ایمان خود را به خدا و تسلیم خویشتن را به امر و نهی او به جا میآورد.
[100].?«آگاه باشید که دلها به یاد خدا آرامش مییابد.» (رعد، 28)