Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 412

گزیند و برای بالا بردن جایگاه انسان‌هایی از قوم خویش، با اراده‌ای راستین و فعالیتی مخلصانه تلاش کند.

آیا در جهان عرب کسی هست که نام امام صدر و جهاد پیوسته او را در خدمت به کشور و مسائل مهم آن و نیز مشارکت فعال او را در ایجاد جامعه‌ای بهتر نشنیده‌ باشد؟ به‌ویژه آنکه او را به دانش فراوان، اطلاعات گسترده، نگاه بلند و بینش صحیح در چارچوب پرهیزکاری و مهرورزی و تسامح و فروتنی و بخشندگی معروف است.

مایه سعادت و افتخار من است که از امام موسی صدر، رئیس مجلس اعلای شیعیان، دعوت کنم که برایمان سخن بگوید.

2. سخنان امام صدر

جناب اسقف اعظم عالیجناب داغر،

جناب مدیر پدر روحانی استاد خباز،

حاضران گرامی،

سلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته،

در این موقعیت، چندین مناسبت مرا به سوی خود جذب می‌کند. اکنون من در این تالار و در میان اتاق‌ها و حجره‌هایی که به نام خدا و برای ستایش خدا از راه پرستش او و آگاه کردن آفریدگان او ساخته شده است، ایستاده‌ام. در این فضا عشقی روحانی مرا فرا می‌گیرد و با این تالار و این حجره‌ها پیوند برقرار می‌کنم. اگر بتوانم اندیشه‌ام را از حصار مکان برهانم، به زمان چشم می‌دوزم و در 135 سالی که بر این مؤسسه گذشته است، غرق می‌شوم: چیزی در حدود یک قرن و نیم. اینجاست که سرسختی ایمان و استواری عقیده را می‌توان لمس کرد: همان استواری و صلابتی که سال‌ها را یکی پس از دیگری درمی‌نوردد و حوادث را یکی پس از دیگری به چالش می‌کشد، آن‌هم در این منطقه که همواره خاستگاه جریان‌ها و دستخوش حوادث بوده و هست. این مؤسسه استقامت ورزید، صبر پیشه کرد و از دیوار قرن عبور کرد. چیز دیگری که توجه مرا به خود جلب می‌کند، این است که اینجا نخستین مؤسسه‌ای است که برای مقطع دبیرستان دختران در لبنان ساخته شده است.

نکته دیگری که مرا سرتاپا شادمان می‌کند، این است که می‌بینیم این توجه و اهتمام به دختران، به نیمی از جامعه، که زیربنای نیم دیگر است، امری است که خلأ بزرگ در منطقه ما به شمار می‌آمد.

هرچند خودِ این مناسبت‌ها به شرح و تفصیل نیاز دارد، من به آن‌ها نمی‌پردازم و به موضوع اصلی می‌پردازم که برای صحبت درباره آن به این مراسم فارغ‌التحصیلی در حضور فارغ‌التحصیلان و میهمانان گرامی و دست‌اندرکاران مراسم دعوت شده‌ام.

وقتی چنین مؤسسه‌ای از یک عالم دین دعوت می‌کند که در مراسم فارغ‌التحصیلی دانش‌آموزان سخن بگوید، به چه معناست؟ فکر می‌کنم معنای آن روشن است. ولی مؤسسه مرا موظف کرده است که این هدف را با استدلال تبیین کنم.

مؤسسه به فارغ‌التحصیلان می‌گوید: دختران عزیز، من شما را آموزش دادم و تربیت کردم تا به مرحله فارغ‌التحصیلی و گرفتن مدرک رسیدید و خود را بین گذشته و حال و آینده یافتید. پس از همه سختی‌ها و تلاش‌ها و در آخرین لحظه که می‌خواهم به شما مدرک بدهم، به شما سفارشی گرانبها می‌کنم. مؤسسه در این لحظه با گروهی از دخترانش وداع می‌کند و همچون مادر می‌خواهد گرانبهاترین