و معنوی را به کسب و کار مادی تبدیل کردند.
امروز مردم در غالب اوقات، غیر از عدهای کم، جز برای گرفتن حقی جدید و منفعتی تازه به فرقه خویش متمسک نمیشوند. این وضع به تعبیر مسیح(ع) هیکل را که محل عبادت بوده است، به غاری برای تجارت تبدیل کرده است.
من این تعبیر را بیش از این به کار نمیبرم: آنان عبادتها و و راه خدا و تعالیم دینی و شعارهای معنوی را به ابزار کسب منافع مادی تبدیل کردند، هرچند آن منافع حق باشد. اما آنان ارزش این شعارها و شعایر را تنزل دادند و به تعبیر دیگر، زندگی دینی و معابد دینی و شعارهای دینی را از محتوای حقیقیشان تهی کردند و محتوایی مادی جانشین آن کردند که با منافع و دستاوردهای مادی سنجیده میشود. در چنین وضعی شأن انسان مؤمن در این کشور به اندازه دستاورد مادیای است که میتواند محقق کند، زیرا در هر فرقه کسی ظهور میکند که برای فرقهاش بیشترین حد ممکن از منافع مادی ـ و نه معنویت و تقرب به خدا ـ را کسب میکند. در این وضعیت، دین به چیزی تبدیل میشود که خدا بدان رضایت نمیدهد. هرچند ما معتقدیم که خداوند دنیای مردم را نادیده نگرفته است، اما آن را از طریق تعالی روحی و شیوههای خاص تأمین میکند و به هیچ شکلی رضایت نمیدهد که نام او و پیامبران و شعایر و خانههایش دستمایه تجارت قرار گیرد. بنابراین، در درجه نخست میتوانیم بگوییم که قرار گرفتن فرقهها در جایگاه مبنای توزیع حقوق و وظایف و به تعبیر دیگر، نظام فرقهای موجود در لبنان به زیان دین تمام شد. در لبنان نام دین را فراوان مییابیم، ولی وضعیت واقعی دین چگونه است؟
سخنی از پیامبر اکرم محمدبنعبدالله(ص) به یادم آمد که درباره امت خود یعنی مسلمانان چنین گفته است: «بهزودی زمانی فراخواهد رسید که از اسلام جز نشانی و از قرآن جز خطوطی باقی نمیماند. مساجدشان بناهای آبادی دارد و بنای هدایتشان ویران است.» آبادی دین به هدایت است و نه به بناها. محتوای قرآن حقیقت اسلام است و نه مصحفهای تذهیبشده و جلدهای فاخر و خانههای نقش و نگارین شده. خدای سبحان اعتنایی به این امور نمیکند، هرچند نعمتی که خداوند به انسان میدهد، نزد خدا ارزشمند است و خداوند دوست دارد اثر نعمتی را که به بندهاش بخشیده است، ببیند. اما این وضعیت اساساً تحریف و تغییری خطرناک است که دین بدان رضایت نمیدهد. بنابراین، حتی اگر نظام فرقهای نظامی آرمانی باشد، به زیان فرقهها و نقش خاص دین تمام شده است. این نکته اول.
2ـ پرسش دوم این است که آیا فرقهگرایی بهترین شیوه زندگی اجتماعی است؟ در پاسخ میتوانیم بگوییم: هرگز. چرا؟ زیرا جامعه آرمانی که در آغاز سخنرانیام تصویری آرمانی از آن ارائه دادم، جامعهای است که در آن هر انسانی، آنچه توانایی و قابلیت دارد، در اختیار دیگران قرار میدهد و از تواناییها و قابلیتهای دیگران بهره میگیرد.
جامعه برتر جامعهای است که در آن پزشک به درمان میپردازد و نه وکیل و وکیل از حقوق دفاع میکند و نه پزشک. هرگاه پزشک را به جای وکیل و وکیل را به جای پزشک بنشانیم، جامعه فرو میپاشد.
ما در لبنان چه میکنیم؟
شغلی فنی یا حقوقی و یا اداری و مالی خالی میشود، منتظریم که جانشین او هم از همان فرقه باشد و تلاش نمیکنیم که مهندس یا حقوقدان و یا