یهودیها بر ما پیروز شدند. آیا ما مسلمان نیستیم؟ آیا ما خداپرست نیستیم و به رسالت الهی ایمان نیاوردهایم؟ ما سستی ورزیدیم و بیعملی و پرحرفی و تجارت خویش را بهانهای برای کار نکردن قرار دادیم و کارها را به دیگران واگذار کردیم. طبیعی است که پیروزی با ما همراه نباشد، چون ما در راه پیروزی حرکت نکردیم. هرکس در راه پیروزی گام نهد، به نتیجه میرسد، چون پیروزی نیز نه زاده و نه زاده شده است. این سستی در زندگی و همه امور ما و در جامعه ما وجود دارد و این خطرناک است. ملاک رفتار علی(ع) با نزدیکان خویش مانند بیگانگان بود؛ در برابر طلحه و زبیر کوتاه نیامد. آندو نیز آماده شدند و از شهر خارج شدند و توطئه کردند و اولین فتنه داخلی در تاریخ مسلمانان را بهوجود آوردند. لیکن علی از حق کوتاه نیامد. رفتار علی در برابر خویشاوندان نیز همینطور بود. وقتی عقیل نزد وی آمد، درحالیکه بسیار تهیدست بود و فرزندان وی ژولیده مو و خاکآلود بودند و صورتشان سیاه شده بود، موضع علی تفاوتی نداشت. هیچ تفاوتی میان موضع علی در برابر عقیل و طلحه و زبیر وجود ندارد. حقیقت نسبت به نزدیکان و بیگانگان تفاوت ندارد. آیا ما این راه حق را میپیماییم؟ آیا میزان و ملاک حق نزد ما یگانه یا چندگانه است؟ زمانی که یک نفر از خانواده یا اطرافیان و یا دوستان ما با دیگران اختلاف دارند، میزان ما در تشخیص حق چیست؟ ما در این مورد ملاک خاصی داریم، لیکن زمانی که اختلاف میان دو نفر غریبه باشد، ملاک و میزان ما عوض میشود. اگر چنین باشیم، عملکرد ما با علی مشابهتی ندارد؛ ما در یک راه هستیم و علی در راهی دیگر. در همه زمینههای زندگی همینطور است. علی در برابر شما و در غیاب شما به یک صورت سخن میگوید.
همگی بشنوید، من هم باید بشنوم؛ همه ما نیاز داریم از پرتوهای زندگی علی استفاده کنیم. من چیز جدیدی مطرح نمیکنم. همه اینها را در مقالات و کتابها خواندهاید. تنها میخواهم به گوشههایی از آنچه خوانده و شنیدهاید، اشاره کنم و توجهات را به بعضی نقاط ضعف قلب خود و شما جلب کنم. امیدوارم کسی ناراحت نشود. سخن علی در حضور و غیاب افراد یکسان بود، چون حقیقت و راستی از خداست و نه زاده است و نه زاده شده. امکان ندارد که سخن من در برابر شما راست باشد، ولی پشت سر شما دروغ. این امکانپذیر نیست. حرف راست راست است، و حرف دروغ دروغ. اگر سخن من راست است، در حضور و غیاب شما راست است. اگر دروغ باشد نیز همینطور است.
علی اینچنین بود، حتی در برابر سلطان ظالم. علی همان است که تأکید میکند بهترین عبادت گفتن سخن حق در برابر پادشاه ظالم است. ملاک صدق نزد علی همهجا یکی است. برای اینکه صدق و صداقت نزد او نه زاده و نه زاییده شده است. لیکن حال ما چگونه است؟ دوست دارم یکی از ما یکروز ضبط صوتی در جیب خود بگذارد. از ضبط صوتهای کوچکی که هر یک از ما میتواند با خود حمل کند، و با یک نفر دیدار کند و مناسب با حال او با او صحبت کند. سپس سراغ شخص دیگری رود، دشمن یا غیر دشمن نفر اول و با او مفصل درباره نفر اول صحبت کند. اگر هر دو صحبت را ضبط کند و در خانه به نوار گوش دهد و ببیند در حضور آن دو شخص چه گفته است، نتیجه چیست؟ این تجربه چه خواهد بود؟ در این زمان ما میفهمیم که صداقت را با دو میزان سنجیدهایم. ما سخنانی در حضور شخصی گفتهایم که با سخنانمان در غیاب