وَلْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّهَ وَلْیَقُولُواْ قَوْلًا سَدِیدًا؛[169]
امـام صـادق(ع) در اینبـاره میفرمـایـد: «وَ لأن أعولَ اهلَ بیتٍ من المسلمین أَسُدَّ جَوعَتَهم و أکسوا عورتهم فَأکُفَّ وُجوهَهُم عن الناس أحبُّ إلیّ من أن أحج حجة و حجة و حجة و مثلها و مثلها حتی بَلَغ عشراً و مثلها و مثلها حتی بلغ سبعین.» (اگر اهل خانهای از مسلمانان را سرپرستی کنم و گرسنه آنان را سیر کنم و عریانی آنان را بپوشانم و آبرویشان را پیش مردم حفظ کنم، برای من خوشایندتر است تا اینکه بهجا آورم حجی را و حجی را و حجی را و همینطور میشمرد تا به ده حج رسید و تا به هفتاد رسید.)
اسلام مقام انسان را بسیار منزه میداند. لذا پرستش بتها و عبادت بشر و هر شخص و هر شیئی را حرام کرده و مقام انسان را در نظام آفرینش بالاتر از آن دانسته است که غیر خدا را بپرستد و در برابر موجوداتِ محدودی چون خود حتی خضوع و خشوع کند. ما در بسیاری از تعالیم اسلامی میبینیم که انسان از بیان نیاز به غیر از خداوند منع شده است.
در بسیاری از آموزشهای اسلامی بر تکریم گفتارِ انسانی، به اعتبار آنکه جزئی از وجود اوست، تأکید شده. به همین سبب، صیانت از سخن انسان را بر او واجب کرده است. اسلام کلام سنجیده و پسندیده و قول سدید را کلید بهرهمندی از خیر و خوبی و دفع زشتی و شر بهشمار میآورد. خداوند در قرآن کریم میفرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا.[170]
قول سدید، در بسیاری تعالیم، به گفتههای پیراسته از دروغ و غیبت و تهمت و نمامی و ناسزا و لهو و لغو تفسیر شده است.
در اسلام به شهادت و گواهی دادن عنایت ویژه شده است. به همین سبب پذیرش مسئولیت و ادای آن واجب شده است. با شهادت است که حق آشکار و حقوق مستقر و کیفرها محقق میشود. البته، شهادت تنها از انسانِ عادل پذیرفته میشود. شهادتِ دروغ از گناهانِ کبیره بهشمار میآید و شاهدِ دروغگو، در پارهای امورِ جزایی، به کیفرهایی بزرگ محکوم میشود.
عهدوپیمان نیز که همان التزام لفظی است، در اسلام محترم شمرده شده است: أَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولًا.[171]
وفاداری به تعهدات شفاهی و لفظی که از آنها به عقود (قراردادها) تعبیر شده، واجب و تخلف از آنها منع شده است: ( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ [172]؛ وَکَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُکُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنکُم مِّیثَاقًا غَلِیظًا.) [173]
حتی وعده لفظی نیز محترم شمرده شده و در
[169]«باید از خدای بترسند کسانی که اگر پس از خویش فرزندانی ناتوان بر جای میگذارند، از سرنوشت آنان بیمناکاند. باید از خدای بترسند و سخن عادلانه و به صواب گویند.» (نساء،9)
[170]«ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا بترسید و سخن درست بگویید. خدا کارهای شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بیامرزد.» (احزاب،70ـ71)
[171]«به عهد خویش وفا کنید که بازخواست خواهید شد.» (اسراء،34)
[172]«ای کسانی که ایمان آوردهاید، به پیمانها وفا کنید.» (مائده،1)
[173]«و چگونه آن مال را بازپس میگیرید و حال آنکه هریک از شما از دیگری بهرهمند شده است و زنان از شما پیمانی استوار گرفتهاند.» (نساء،21)