اما «ابلیس» در نظرِ قرآن تنها موجودی است که از سجده بر آدم سر باز میزند و به وی تکبر میورزد. به همین علت از مقام ملکوت خداوند طرد و مجازاتش به عذاب روز قیامت موکول میشود: ( فَسَجَدَ الْمَلَائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنْ الْکَافِرِینَ قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا مَنَعَکَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْعَالِینَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ وَإِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنکَ وَمِمَّن تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ.) [148]
این ابلیس که پس از امتناع از سجده بر آدم شیطانِ رجیم میشود،رهبری لشکریان شر را در حیات انسانی بهعهده میگیرد، و آتش جنگ و نزاع را، هم در جهان خلقت و هم در نفْس انسانی، افروختهتر میکند. پیروزمندان این نبرد بندگانِ مخلَص و بیآلایش خداوندند؛ همانان که میوههای درخت آفرینش و گلهای سرسبدِ وجودند و آفریدگارْ جهان را برای آنان آفرید و آن را عرصه خلافت آنان قرار داد.
انسان بهدستِ قدرتمند خداونـد ساخته شـده و روحِ خـدا درکالبد او دمیده شده است: إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِینٍ فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ[149] ؛ قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا مَنَعَکَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ.[150]
بنابراین، انسان به قدرت خداوند، از جنس کره زمین آفریده و از روح خدا در وی دمیده شده است. این تصویری روشن از همه ابعاد وجودی انسان و از وجود شامل و کاملی است که از زمین تا آسمان امتداد دارد. این تعبیرِ قدرتمند یادآور کرامت و مقام ارجمندی است که انسان از آن بهرهمند است. خداوند انسان را بلندترین قله خلقت و والاترین بام دستگاه آفرینش برشمرد:
( لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ[151]؛ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ.) [152]
در میان موجودات، خداوند به انسان خصوصیتی داد
[148]«همه فرشتگان سجده کردند، مگر ابلیس، که بزرگی فروخت و از کافران شد. گفت: ای ابلیس، چه چیز تو را از سجده کردن در برابر آنچه من با دو دست خود آفریدهام، منع کرد؟ آیا بزرگی فروختی یا مقامی ارجمند داشتی؟ گفت: من از او بهترم. مرا از آتش آفریدهای و او را از گِل. گفت: از اینجا بیرون شو که تو مطرودی. و تا روز قیامت لعنت من بر توست. گفت: ای پروردگار من، مرا تا روزی که از نو زنده شوند، مهلت ده. گفت: تو از مهلتیافتگانی، تا آن روز معین معلوم. گفت: به عزت تو سوگند که همگان را گمراه کنم، مگر آنها که از بندگان مخلص تو باشند. گفت: حق است و آنچه میگویم راست است. که جهنم را از تو و از همه پیروانت پر کنم.» (ص،73ـ85)
[149]«پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری را از گل میآفرینم. چون تمامش کردم و در آن از روح خود دمیدم، همه سجدهاش کنید.» (ص،71ـ72)
[150]«گفت: ای ابلیس، چه چیز تو را از سجده کردن در برابر آنچه من با دو دست خود آفریدهام، منع کرد؟» (ص، 75)
[151]«که ما آدمی را در نیکوتر اعتدالی بیافریدیم. آنگاه او را فروتر از همه فروتران گردانیدیم. مگر آنانکه ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند که پاداشی بیپایان دارند.» (تین،4ـ6)
[152]«هرآینه ما انسان را از گل خالص آفریدیم. سپس او را نطفهای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه از آن نطفه، لختهخونی آفریدیم و از آن لختهخون، پارهگوشتی و از آن پارهگوشت استخوانها آفریدیم و استخوانها را به گوشت پوشانیدیم؛ بار دیگر او را آفرینشی دیگر دادیم. درخور تعظیم است خداوند، آن بهترین آفرینندگان.» (مؤمنون،12ـ14)