Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 223

انسان‌ جانشین‌ خداوند بر روی‌ زمین‌

‌انسان‌ در دیدگاه‌ اسلام، جانشین‌ خداوند بر روی‌ زمین‌ است، نسبت‌ به‌ تمامی‌ اسما علم‌ و آگاهی‌ دارد، و مسجود همه‌ فرشتگانِ‌ خداست: ( وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ قَالُواْ سُبْحَانَکَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّکَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ قَالَ یَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ.) [147]

‌مفهوم‌ خلیفه، با وضوح‌ هرچه‌ تمام‌تر، استقلال‌ بشر و آزادی‌ او را در دخل‌ و تصرف‌ بر روی‌ زمین‌ آشکار می‌سازد. راه‌های‌ ترسیم‌شده‌ برای‌ او و خطوط‌ معرفی‌شده برای‌ هدایت‌ و رشد وی، درواقع، اندرزها و رهنمودهایی‌ است‌ که‌ خداوند متعال‌ برای‌ جانشین‌ خود بر روی‌ زمین‌ مقرر داشته‌ است.

تعلیـم‌ اسمـا بـه‌ آدم، آن‌ هم‌ اسمای‌ مـرجعِ‌ ضمیـرِ‌ «هُم» (ویـژه‌ ذوی‌العقول)، تأکیدی‌ ویژه‌ است. پروردگار، پس‌ از اینکه‌ فرشتگان‌ به‌ عجز خویش‌ اذعان کردند، تأکید می‌فرماید که‌ ذات‌ مقدسش‌ پنهانی‌های‌ آسمان‌ها و زمین‌ را می‌داند. چنین‌ تعلیم‌ و تأکیدی امکانات‌ و توان‌ عظیم انسان‌ را منعکس‌ می‌کند و به او این امکان را می‌دهد که تمامی‌ موجودات‌ و نیروها و انرژی‌هایی را‌ بشناسد که‌ در دایره‌ خلافت‌ و تحت‌ تصرف‌ وی‌ در حیات‌ هدفمندش‌ قرار دارد.

سجود ملائکه نیز که‌ موجودات‌ عالی‌ و نخبه‌ جهان‌اند، تأکیدی‌ است صریح‌ بر خضوع‌ و کرنش‌ همه‌ موجودات‌ در برابر انسان، و فرمان‌برداری‌ آن‌ها از وی. این‌ معنی‌ را با وضوح‌ بیشتر، به‌‌زودی، بیان‌ خواهیم‌ کرد.

پس، استقلال‌ در تصرف و قدرت‌ بهره‌مندی‌ از امکانات‌ گسترده و کرنش‌ موجودات‌ در مقابل‌ انسان، صفاتِ‌ سه‌گانه‌ای‌ است‌ که‌ آن‌ها را از آیاتِ‌ فوق و در قالب‌ عباراتی‌ با عالی‌ترین‌ درجه‌ تکریم‌ و احترام در می‌یابیم.

انسان‌ و آزادی‌ در تصرف‌

‌به‌ باورِ‌ من، ملائکه‌ از ابتدا استقلال‌ بشر را در عمل‌ و تصرف‌ بر روی‌ زمین‌ درک‌ می‌کردند و می‌دانستند که‌ چنین‌ استقلال‌ کامل‌ و همه‌جانبه‌ای‌ تحقق‌پذیر نخواهد بود، مگر آنکه انسان‌ توانایی‌ شناخت‌ شر و زشتی‌ها، و نیز امکان‌ و اختیار انجام‌ دادن‌ بدی و شر را داشته‌ باشد. همین‌ درک‌ و شعور بود که‌ ملائکه‌ را واداشت‌ که‌ بگویند: این‌ انسان بر روی‌ زمین‌ فساد و خون‌ریزی‌ می‌کند. با این حال، مشاهده‌ می‌کنیم‌ که‌ چنین‌ خطری‌ نه‌تنها از مقام‌ انسان‌ و کرامتِ‌ وی‌ نمی‌کاهد، بلکه‌ این‌ خطر کردن‌ را چونان‌ شرطی‌ بنیادین‌ برای‌ استقلال‌ انسان‌ و آزادی‌ او، در عمل‌ و


[147]«و چون‌ پروردگارت‌ به‌ فرشتگان‌ گفت: من‌ در زمین‌ خلیفه‌ای‌ می‌آفرینم، گفتند: آیا کسی‌ را می‌آفرینی‌ که‌ در آنجا فساد کند و خون‌ها بریزد، و حال‌ آنکه‌ ما به‌ ستایش‌ تو تسبیح‌ می‌گوییم‌ و تو را تقدیس‌ می‌کنیم؟ گفت: من‌ آن‌ دانم‌ که‌ شما نمی‌دانید. و نام‌ها را به‌ تمامی‌ به‌ آدم‌ بیاموخت. سپس،‌ آن‌ها را به‌ فرشتگان‌ عرضه‌ کرد و گفت: اگر راست‌ می‌گویید، مرا به‌ نام‌های‌ این‌ها خبر دهید. گفتند: منزهی‌ تو. ما را جز آنچه‌ خود به‌ ما آموخته‌ای، دانشی‌ نیست. تویی دانای‌ حکیم. گفت: ای‌ آدم، آن‌ها را از نام‌هایشان‌ آگاه‌ کن. چون‌ از آن‌ نام‌ها آگاهشان‌ کرد، خدا گفت: آیا به‌ شما نگفتم‌ که‌ من‌ نهان‌ آسمان‌ها و زمین‌ را می‌دانم‌ و بر آنچه‌ آشکار می‌کنید و پنهان‌ می‌داشتید، آگاهم؟ و به‌ فرشتگان‌ گفتیم: آدم‌ را سجده‌ کنید. همه‌ سجده‌ کردند جز ابلیس که سر باز زد و برتری جست. و او از کافران بود.» (بقره،30ـ34)