اینک بهطور سریع به بررسی مسئله یا پرسش مهمی میپردازیم که از دشواری انسجام و هماهنگی قوانین ثابت با جامعه متحول نشئت گرفته است. پاسخ به این پرسش نیازمند عنایت و توجه به امور سهگانه زیر است:
1. تحول و پیشرفت در حیات انسانی و در تاریخ بشری به مفهوم تعامل انسان با هستی است. انسان هر روز بر تجربههای خود میافزاید و علمش افزون میگردد. او چیزهای جدیدی از جهان کشف میکند و سپس، شناخت نو و معرفت جدید خویش را به کار میگیرد. او به کمک آگاهی تازه خود از نیروهای کشفشده هستی بهرهمند میگردد و بدینترتیب، زندگی شخصی و اجتماعی خویش را متحول میکند و در تاریخ طولانی بشر به کاری نو دست میزند.
پس تحول عبارت است از مطالعه سطر جدیدی از کتاب هستی و قرار گرفتن انسان در صفحه جدیدی از این کتاب. از جمله نتایج این مطالعه بهکارگیری شناخت جدید و سپس دگرگونی نشئتگرفته از آن است.
درک ما از تحول این است. موجبات تحول از عالم دیگری به حیات او و جهانی که انسان در آن زندگی میکند، وارد نمیشود. چیزی از خارج حیات انسان را دگرگون نمیکند و فقدان عاملی از عوامل حیات ایشان موجب تغییر نمیشود، بلکه تحول یعنی تعامل میان انسان و هستی. معروف است که در بدو آفرینش، انسان و جهان دو عنصر بودند که در صحنه حیات وجود داشتند. بر این دو عنصر چیزی افزوده نگردیده و چیزی هم از آنها کم نشده، بلکه با هر کشفی از جهان صفحه جدیدی از حیات برای انسان پدیدار گشته است.
2. برحسب نظر اسلام، دین عبارت است از شریعتی که آفریننده جهان و انسان یعنی خدای سبحان آن را وضع کرده است. پس او، خدای تعالی، از این رو که آفریننده جهان است، تمامی ابعاد وجود عالم، ظواهر و بواطن آن را میداند. نیز از این حیث که خالق انسان است، جمیع ابعاد وجود انسان، نیازها و تمایلات او، در علمِ خداوند است. پروردگار، بر اساس این علم، قوانینی را در مسیر بهرهوری از جهان و داشتن حیاتی طیب و پاکیزه و کامل وضع فرموده است. درست مثل اینکه کارخانههای ماشینسازی برای حفظ خودروها و استفاده کامل از آنها قوانین و مقررات و ضوابطی وضع کردهاند، زیرا سازنده ماشینها به چگونگی ساختمان آنها، مشخصات و ویژگیهای آنها و بالأخره، راههای استفاده کامل از آنها آگاه است.
3. گفتیم که خداوند آفریننده هستی است و آن را میشناسـد وخالق انسان است و آن را میشناسد. برای انسان، بر این اساس، قوانین و رهنمودهایی وضع کرده است که انسان بتواند در این جهان به زندگی پاکیزه و کامل دست یازد.
بنابر نظر اسلام، شریعت و مقررات مزبور به وسیله کلماتی کـه از ذات مقدس احدیت صادر گشته، یعنی همان آیات قرآنی، بیان شده است، زیرا ایمان اسلامی قایل به این است که قرآن کریم با عین همین الفاظ نازل شده و این نیز در اعتقاد اسلامی معروف است که کلام خداوند از هر جهت با کلام بشر متفاوت است.
فهم کلام بشر محـدود به حـدود معرفت و کمالات گوینـده است و تجاوز از این حد امکان ندارد. به هر نسبت که سطح معرفت و آگاهی گوینده بالا رود، به همان نسبت امکان تفسیر و توجیه کلام وی و تعمق در آن بیشتر میشود و بالا میرود و به همین