در خصوص ملائکه به شنوندگان یادآوری میکنیم که همانگونه که در آغاز سخن گفتیم، اسلام همه ادیان الهی و محتوای آنها را تأیید میکند.
در اینجا باید بگویم که مسئولیت آنچه علمای کلام و سـیره و فقه گفتهاند، بر عهده خودشان است. منابع اسلامی از این تفصیلها خالی است. منابع اصیل اسلامی تنها به ایمان به ملائکه و جنبه تربیتی آن پرداختهاند، اما درباره حقیقت ملائکه و جزئیات آن و مجرد یا مادی بودن آنها چیزی نگفتهاند. ازههمینهرو، اعتقاد به این تفاصیل از ضروریات ایمانِ اسلامی نیست. مؤمن فقط باید بهوجود ملائکه معتقد باشد، آنچنانکه باید به خدا و کتابهای آسمانی و پیامبران خدا معتقد باشد، و اینکه خداوند از میان ملائکه رسولانی برگزیده است. آنها شب و روز خدا را میستایند و از فرمان خدا سرپیچی نمیکنند و اوامر الهی را انجام میدهند. مسلمان به همه اینها ایمان دارد، زیرا نص قرآن است. غیر از آنچه در انجیل متی و اصحاح اول و اعمال رسولان درباره ملائکه آمده است، منبع یا دین دیگری را غیر اسلام نمیشناسم که به بُعد عملی اعتقاد به ملائکه پرداخته باشد.
پارهای از آیات قرآن از ملائکه به فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا[133] تعبیر میکنند و بسیاری از حوادث بزرگ در دنیا و آخرت را به ملائکه نسبت میدهند: ( إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ.) [134]
خلاصه این اندیشه این است که ملائکه نیروهای پیـدا و پنهان هستی را به امر خدا مدیریت میکنند. آنها مطیع پروردگارند و از امر او سرپیچی نمیکنند. هرکس در راه حق قدم بردارد، فرشتگان به او یاری میرسانند و به او میگویند: «نَحنُ أَولیاءُکُم فِی الحَیاة الدُّنیا و فِی الآَخِرَة.» به همین سبب، سالکِ راهِ حق تنها نیست، بلکه نیروهای هستی که تحت امر ملائکهاند، او را حمایت و تقویت میکنند و نمیگذارند احساس تنهایی کند. سالکِ راهِ حق احساس تنهایی و نگرانی نمیکند. او احساس میکند که جهان همراه اوست و مطمئن است که پیروز خواهد شد: فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ.[135]
این احساس برای حاملان رسالت و صاحبان اصول ضـروری است؛ آنان که برای ایجاد و بازسازی انسانیت و جامعه انسانی میکوشند.
سخن درباره شیطان، سلطان شرور، با بحث درباره ملائکه مرتبط است، زیرا برحسب وصف قرآن کریم، شیطان پیش از خلقت آدم آفریده شده و با ملائکه بوده است. وی قبل از آنکه آدم قدم به عرصه وجود بگذارد، مطیع فرمان خدا بود. پروردگار را سجده میکرد و ذات مقدس الهی را تسبیح میگفت. اما پس از آنکه مأمور شد در برابر آدم سجده کند، با بزرگبینی و فخر، خداوند را نافرمانی کرد و تا روز قیامت به او مهلت داده شد. او اغواگری و گمراه کردن و منحرف کردن بشر را، با همدستی لشکریان خود، قوای شر، رهبری میکند.
[133]«آنها که تدبیر کارها میکنند.» (نازعات،5)
[134]«بر آنان که گفتند: پروردگار ما الله است و پایداری ورزیدند، فرشتگان فرود میآیند که مترسید و غمگین مباشید، شما را به بهشتی که به شما وعده داده شده بشارت است. ما در دنیا دوستدار شما بودیم و نیز در آخرت دوستدار شماییم.» (فصّلت،هه-هه)
[135]«خدا یاور اوست، و نیز جبرئیل و مؤمنان شایسته و فرشتگان از آن پس یاور او خواهند بود.» (تحریم،4)