دارم بهطور کلی و بهویژه در این جلسه، از رشته تخصصی خود خارج نشوم، لذا متواضعانه امیدوارم که بتوانم از عهده این مهم برآیم.
همانطور که گفتم، برخورد اندیشهها و تحقیقات این قبیل دانشمندان پردههایی از پیچیدگی و ابهام بر پارهای از اصول اسلامی کشیده است. نمیخواهم این بزرگان عالیقدری را که عمر خویش را در پژوهش درباره شرق و اسلام صرف کردهاند، متهم کنم و یا از ارزش تحقیقات گسترده و عمیق و خدمات عظیم ایشان به فرهنگ جهانی بکاهم. بلکه میخواهم بگویم که مبادی و اصول دینی و حقایق و اندیشههای مذهبی را نمیتوان تنها از راه الفاظ و عبارات شناخت. ممکن نیست درباره آنها از طریق مطالعه پارهای از کتابها و مقالات تحقیق و بررسی کرد، زیرا هر علم و هر عرف اصطلاحات ویژهای دارد که پیبردن به حقیقت آنها میسر نخواهد بود، مگر با پژوهش و غور گسترده و ممارست و بررسی کامل در ژرفای آن علم و عرف. فقهای اسلام از این اصطلاحات، که حقایق عرفیه عامه یا حقایق عرفیه خاصه نامیده میشوند، به حقایق شرعیه یا حقایق متشرعه تعبیر میکنند. اما مفاهیم و اندیشههای دینی، علاوه بر اینها، عبارتاند از سلسلهتجربیات روحی و زندگی معنوی بر اساس عقاید و تربیتهای مذهبی و نیز معاشرت طولانی با بزرگان و پایهگذاران اندیشه.
این ویژگی و ممیزه خاص که تا حدی به ممیزههای شخصیتهای ادبی و هنری شباهت دارد، پژوهش و بررسی عمیق مبادی و اصول و اندیشههای دینی را بسیار دشوار و تأیید یا رد آنها را سخت میکند. از این رو، بر پژوهشگر لازم است که بر جمیع جوانب و ابعاد و ویژگیهای مبادی و افکار و تاریخ آنها و بر پدیدهها و متون و نصوص و قرینههای حالی و لفظی آگاهی و احاطه یابد تا بتواند با مراجعه به صاحبان نظر و نظریهپردازان و بحث و گفتوگو با ایشان، ابهامات و شبهات و نکات تاریک را روشن سازد و با غور کامل در همه ابعاد و زوایای مسئله، به حلِ راستین آن موفق شود. من معتقدم که مراجعه به کتابهای اصول فقه (مباحث الفاظ)، آنچه را گفتیم تأیید و تأکید میکند. به باور ما بهترین راه برای تحقیق و بررسی، شیوه پیشگرفته در این سلسلهسخنرانیهاست، یعنی همان روش «نهاد هماندیشی لبنان» که هر بحثی را به متخصصان آن وامیگذارد و از آنان میخواهد منصفانه و بیطرف درباره موضوع بحث و پژوهش کنند.
موضوعاتی که مـن میخواهـم در سخنانـم به آنها بپـردازم، عبارتاند از:
با این عنوان، نخست آنچه خاورشناسان و بسیاری از پژوهشگرانِ اخیر در کتابهای خود آوردهاند، نقل میکنیم و به معرض بحث و نقد میگذاریم. ایشان میگویند که اسلام، در بسیاری از زمینهها، تحت تأثیر عقاید ادیان آسمانی دیگر قرار گرفته است؛ عقایدی که در آن روز در جهان عرب ـ در مسیر سفرهای پیامبر پیش از پیدایش اسلامـ شایع و رایج بوده است. و نیز اسلام از اندیشهها و رسوم و عادات بتپرستی رایج در جزیرةالعرب و سرزمینهای فارس و روم، از طریق ارتباطات تجاری و سیاسی