تفسیری است که ناظر به مفهوم امام در نزد آنان است.
نقش امام غایب که بنابر عقیده آقای کربن نظر صوفیه درباره قطب تعرض به مفهوم آن بهشمار میآید، نقشی است که باید درباره آن بحث کرد، بهویژه آنکه مؤلف میان این نقش و اعتقاد فرقه باطنیه شیعه پیوند میزند و میگوید که ایشان در انتظار کشف حقیقتاند، نه ظهور پیامبری جدید. به عبارت دیگر، ایشان منتظر ظهور ولیّای هستند که پرده از تمامی حقایق احکام برگیرد. نیز مؤلف اندیشه امام غایب را عقیده به هادی و پیشوای نامعینی میداند که رهبری امت اسلامی را به عهده میگیرد و حقیقت را به ایشان مینمایاند.
بهتر است نخست مفهوم امام غایب نزد شیعه اثنیعشری و نقش مورد انتظار از او در ایام غیبت توضیح داده شود، تا صحت استنتاجات مؤلف و میزان تفاوت میان اندیشه شیعه اثنیعشری و عقیده اسماعیلیه و نیز تفاوت میان این اندیشه و اندیشه قطب در نزد صوفیه روشن شود.
عقیده به امام غایب دقیقاً اعتقاد به ظهور مصلح کاملی است که از طریق ساختن بهترین جامعه و اجرای بهترین نظام و تعمیم عدالت تام و تمام، بشریت را به کاملترین نظام بشارت میدهد و همه بشر را برای رسیدن به کمال مطلوب خویش آماده میسازد تا انسان به عالیترین قله معرفت و دانش و بهترین امکانات زندگی دست یابد و پیوند مردم با هم به کمال برسد. بنیاد این اندیشه احساس فطری انسان است، که او را همواره و بدون کوچکترین وقفهای در همه زمینههای معرفت و در تمامی عرصههای زندگی، بهسوی برتر و بهتر سوق میدهد. و او را مجاب میکند که همیشه بهسوی مدارج تکامل ترقی و پیشرفت کند و بداند که تجارب دائم او چهبسا بهطور موقت دچار درنگ و تعلل شود، اما بهزودی از آن حالت برمیگردد، اگرچه دوران تعلل و شکست دهها سال یا بیشتر به درازا بکشد.
علم در سیر همیشگی خویش بهسوی جلو گام برمیدارد، چون انسان اطلاعات و تجارب خود را همواره جمع میکند تا قوانین جدیدی وضع کند که دایره آگاهی او را گسترش دهد. علم از همه جنبهها و جهات رشد میکند و پیشرفت هماهنگ و تکاملیافتهای برای انسان فراهم میکند.
شاید میراث کلی که انسان از تعالیم آسمانی اکثر ادیان به ارث برده، او را منتظر ظهور مصلح کاملی میسازد که احقاق حق میکند و آرمانهای انبیا را بهطور کامل و بینقص اجرا میکند.
قـرآن کریم، در موارد متعدد به چنین آیندهای اشاره میکند. از جمله در سوره انبیا آیه 105 میفرماید: ( وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ.) [116] و در سوره نور آیه 55 میگوید: ( وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا.) [117]
[116]«و ما در زبور ـ پس از تورات ـ نوشتهایم که این زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد.» (انبیاء،105)
[117]«خدا به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند، وعده داد که در روی زمین جانشین دیگرانشان کند، همچنانکه مردمی را که پیش از آنها بودند جانشین دیگران کرد؛ و دینشان را ـ که خود برایشان پسندیده است ـ استوار سازد و وحشتشان را به ایمنی بدل کند. مرا میپرستند و هیچ چیزی را با من شریک نمیکنند.» (نور،55)