Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 164

‌ اهل‌ بیت‌ من‌ مثَل‌ کشتی‌ نوح‌ است‌ که‌ هرکس‌ سوار آن‌ شود نجات‌ می‌یابد و آن‌‌کس‌ که‌ تخلف‌ ورزد، غرق‌ می‌شود.)

|«اِنّی‌ تارِکٌ فِیکُمُ‌ الثَّقَلَین‌ کِتابَ‌ الله وَ‌ عِترَتِی‌ أَ‌هلَ‌ بَیتی‌ ما إِن‌ تَمَسَّکتُم‌ بِهِما لَن‌ تَضِلّوا أَبَداً.»(من‌ این دو میراث گران‌‌سنگ‌ را برای شما به جا می‌گذارم: کتاب‌ خداوند و عترتم را، تا آن‌گاه‌ که‌ بدین‌ دو تمسک‌ جویید، هیچ‌‌گاه‌ گمراه‌ نخواهید شد.)

‌امام‌ جعفر صادق در مناظره‌ با یکی‌ از متکلمان‌ شام، نقش‌ امام‌ را در تفسیر قرآن‌ کریم‌ به‌‌روشنی‌ توضیح‌ می‌دهد که‌ بیانگر‌ همان‌ اصلی‌ است‌ که‌ یادآور شدیم. امام‌ صادق‌ از آن‌ متکلم‌ می‌پرسد که‌ پس‌ از رحلت‌ نبی‌اکرم‌، هرگاه‌ میان‌ مسلمانان‌ اختلافی‌ رخ‌ دهد، حکم چیست؟ متکلم‌ پاسخ‌ می‌دهد که‌ همانا قرآن‌ به هنگام بروز اختلاف میان‌ مسلمانان‌ حکَم‌ است‌ و راهنمایی‌ است‌ تا به‌ گمراهی‌ نروند. سپس،‌ امام‌ صادق‌ سؤ‌ال‌ می‌کند: هرگاه‌ مسلمانان‌ در معنای‌ آیه‌ای‌ از آیات‌ قرآن‌ کریم‌ اختلاف‌ پیدا کردند، راه‌حل‌ آن‌ کدام‌ است؟ او با اینکه اذعان دارد که پاسخش خلف منطقی است، با حیرت باز به‌ قرآن‌ کریم‌ ارجاع‌ می‌دهد. چون‌ مقصود چگونگی اختلاف‌ در معنی آیه است، و آن‌گاه‌ که او‌ به‌ لزوم‌ وجود شخصی‌ اذعان می‌کند که‌ قرآن‌ را تفسیر و از این‌ طریق‌ اختلاف‌ میان‌ مسلمانان‌ را برطرف کند، امام‌‌ نیز بر این امر تأکید می‌کند و به آن بُعد که‌ ما از درک‌ و دریافت برتر قرآن‌ بیان‌ داشتیم، اشاره می‌کند.

امامان‌ شیعه‌ همواره‌ شاگردان‌ خویش‌ را به‌ تفسیر قرآن‌ تمریـن می‌دادند. مثلاً‌ زمانی‌ که‌ یکی‌ از اصحاب‌ امام‌ صادق‌ درباره‌ چگونگی‌ مسح‌ پا در وضو ـ آن‌گاه‌ که‌ برای‌ معالجه‌ زخم‌ پارچه‌ای‌ بر آن‌ بسته‌ باشد و برداشتن‌ پارچه‌ ممکن‌ نباشد ـ پرسید، امام‌‌ فرمودند: «بر پارچه‌ مسح‌ کن» و اضافه‌ کردند که‌ این‌ مسئله‌ و امثال‌ آن‌ را از کتاب‌ خدا توان فهمید: وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ.[107]

امام‌ در اسلام‌ نقشی‌ بنیادین‌ در احکام‌ دارد. همین‌ نقش‌ موجب‌ شده‌ تا تفاوت‌ بسیاری‌ میان‌ فقه‌ جعفری‌ و فقه‌ سایر مذاهب‌ اسلامی‌ به‌وجود آید. به اعتقاد من، همین‌ نقش‌ است که‌ باعث‌ شده‌ مؤ‌لف‌ در کتاب‌ چنین‌ بنویسد: «احکامْ دین‌ نیست، بلکه‌ حقایق‌ و باطن دارد‌ که‌ کشف‌ این‌ باطن‌ ممکن‌ نیست،‌ مگر از طریق‌ علمی‌ که‌ دوازده امام در مقام وارثان انبیا به‌ ارث‌ برده‌اند.»

حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ ائمه‌ دوازده‌گانه‌ در گسترش‌ فقه‌ و بیان‌ احکام‌ نقش‌ عظیمی‌ داشتند. آنچه به آنان در این امر کمک کرد، زندگی آنان در دوره‌های بس متفاوت با‌ روزگار پیامبر و صحابه‌ و تابعین‌ است. آنان در دوران‌ رویدادهای‌ مهم‌ و موضوعات‌ جدید زندگی می‌کردند؛ رویدادها و حوادثی‌ که‌ نتیجه‌ ارتباط‌ اعراب‌ با سایر ملت‌ها و برخورد آنان‌ با تمدن‌ها و فرهنگ‌های‌ یونانی‌ و ایرانی‌ و هندی‌ و آشوری‌ و غیره‌ بود. احادیثی‌ که‌ از ائمه‌ روایت شده، سرشار از احکام‌ و رهنمودها در مسائل تازه است، چندان‌که سهم‌ امام‌ صادق‌ به‌‌تنهایی‌ در غنا و باروری‌ فقه‌ به‌ پایه‌ای‌ رسید که‌ کل‌ فقه‌ شیعه‌ «فقه‌ جعفری» نامیده‌ شد.

این‌ کوشش‌ها‌ به‌هیچ‌وجه‌ برای کشف‌ بواطن‌ احکام‌ یا اظهار حقایق‌ نبوده‌، بلکه‌ نقل‌ آرای‌ اسلامی‌ و سنت‌های‌ نبوی‌ است، که‌ آن‌ها را مدون‌ و با استناد به‌ رسول‌الله‌‌ روایت‌ کرده‌اند. این‌ احادیث‌ به نص‌ خود و یا به کلیت‌ خود نزد امام علی‌بن‌ابی‌طالب‌‌‌(ع) موجود بوده‌ و او آن‌ها را برای‌ فرزندانش‌ و اصحابی‌ که‌ می‌کوشیدند آن‌ها را از او اخذ کنند، روایت‌


[107]«و برایتان‌ در دین‌ هیچ‌ تنگنایی‌ پدید نیاورد.» (حج،78)