Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 163

حروف‌ مقطعه‌ این است که قرآن‌ کریم‌ مشرکان‌ عرب‌ را به مبارزه طلبیده‌ و از آنان خواسته است که برای‌ اثبات‌ ادعای‌ خود مبنی‌ بر اینکه‌ قرآن جنبه بشری دارد و کلام‌ انسان‌ است،‌ کتابی‌ همانند این‌ یا ده‌ سوره‌ از آن یا حتی‌ یک‌ سوره‌ مانند آن‌ بیاورند. سپس،‌ مبارزه‌طلبی‌ را با فواتح‌ سوره‌ها به‌ اوج‌ رسانده‌ و اعلام‌ کرده است که‌ این قرآن که‌ شما از آوردن‌ نظیر آن‌ ناتوانید‌ و از عهده‌ معارضه‌ با آن‌ برنیامده‌اید، از همین حروفی که در دست دارید، تشکیل شده است: الف و لام و میم‌ و را و امثال‌ آن‌ها. آنچه مؤید این‌گونه درک و دریافت است، این‌ است‌ که‌ حروف‌ الف و لام و میم که‌ مثلاً‌ سوره‌ بقره‌ با آن‌ها آغاز شده‌ است، در متن این سوره بیشتر از حروف دیگر به‌ کار رفته است، و به همین‌گونه است حروف کاف و ها و یا و عین و صاد در سوره مریم. گواه‌ این‌ امر‌ این‌ است‌ که‌ در پی اغلب فواتح سوره‌ها کلمه‌ «تلک‌» یا «ذلک»‌ آمده‌ است‌ که‌ اشاره‌ به‌ قرآن‌ یا آیات‌ قرآنی‌ دارد، که نشان می‌دهد خداوند به این حروف‌ به اعتبار اینکه‌ آیات‌ از آن‌ها تشکیل شده و قرآن از آن‌ها تألیف یافته است، اشاره دارد.

حال اعتقاد به‌ رمزیت‌ این‌ حروف، چنان‌که برخی‌ از مفسران‌ بزرگ‌ قایل‌ هستند، رمزگرایی‌ کل‌ کتاب‌ خدا را اثبات‌ نمی‌کند، چراکه‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ اندک‌اند و از این‌ رو، بسیاری‌ از مفسران‌ شیعه‌ و سنی‌ فقط‌ به‌ رمزیت‌ این حروف‌ اعتقاد دارند. سرانجام اینکه بسیاری از مفسران در ذیل‌ تفسیر این فواتح‌ سور آورده‌اند:‌ «و دانش این مختص خداوند و پیامبر اوست.»

امام‌

‌امام در نزد شیعه اثنی‌عشری مرجعی‌ برای‌ تفسیر رموز قرآنی‌ نیست، زیرا از طریق علمی که از پیامبر به ارث رسیده است نه رمزگرایی در کار است و نه کشف باطن احکام. همچنین‌، امام بر‌خلاف آنچه در این کتاب آمده است، قَیم‌‌ کتاب‌ خدا نیست.

امام‌ الگو و نمونه‌ کاملی است که‌ برای‌ پیشوایی‌ و امامت انتخاب شده است تا مردم‌ در دین‌ به‌ او اقتدا کنند. دین‌ دربردارنده‌ ابعاد وجودی و همه امور انسان است. امام در همه‌ این‌ امور و در تمام‌ ابعاد امام است. او‌ مقتدا‌ و اسوه‌ کاملی‌ است‌ در گفتار و کردار، در اندیشه‌ و عواطف، و در نظر و نگرش به موجودات و جهان در همه قلمروهای فکری و زمینه‌های عاطفی. امامت جایگاه ‌خطیری است که جز انسان‌های یگانه بدان دست نمی‌یابند، آن‌ هم‌ پس‌ از تجربه‌های‌ دشوار و مجاهدات‌ مستمر:وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ.[106]

‌دیدگاه چنین امامی در تفسیر آیات‌ قرآنی‌ پسندیده‌ترین دیدگاه است، چون‌ او‌ نمونه‌ کاملی‌ است برای‌ درک‌ و دریافت‌ کلام‌ خدا در اسلام و وارث‌ علم‌ دین‌ از رسول‌خدا(ص)‌. امام‌ جعفر صادق‌ فرمود:«هرچه من‌ برای‌ شما روایت‌ می‌کنم، از پدرم‌ محمد باقر‌ و او نیز از پدرش، علی‌بن‌الحسین‌‌(ع) و او نیز از پدرش‌ حسین‌‌ و او نیز‌ از پدرش‌ علی‌بن‌ابی‌طالب‌‌‌‌(ع) و علی‌ نیز از رسول‌خدا روایت شده‌ است.»

قول‌ امام‌ در تفسیر و بیان‌ احکام‌ به‌ سبب‌ این‌ سخن‌ پیامبر اعتبار دارد: «مَثَلُ‌ أهل بَیتِی‌ کَمَثَل‌ِ سَفینَة‌ نُوحٍ‌ مَن‌ رَکَبَها نَجی‌ وَ‌ مَن‌ تَخَلّفَ‌ غَرَق.» (مثَل


[106]«و پروردگار ابراهیم‌ او را به‌ کاری‌ چند بیازمود و ابراهیم‌ آن‌ کارها را به‌ تمامی‌ به‌ انجام‌ رسانید. خدا گفت: من‌ تو را پیشوای‌ مردم‌ گردانیدم. گفت: فرزندانم‌ را هم؟ گفت: پیمان‌ من‌ ستمکاران‌ را دربر نگیرد.» (بقره،124)