کنایه از قدرت خداست، کنایه از توانایی و خلود خداست، کنایه از احاطه خداست. این حالات در جماعت محقق است، نه در فرد. از این جهت اگر روزی پیش پای ما فقط راه عمل فردی بود، در آن روز قیام لله را بهطور فردی انجام میدهیم، ولی اگر روزی هم میتوانستیم عمل دستهجمعی انجام بدهیم و عمل فردی، هیچکس نیست که عمل مثنا و عمل متعدد و عمل جماعی را انجام ندهد. این عمل قویتر و مؤثرتر و ثابتتر است.
این مقدمه مختصر را عرض کردم تا به بحث نسبتاً اخلاقی و علمی برسم. ما برای اینکه بتوانیم عمل دستهجمعی انجام بدهیم، چه شرایطی دارد و چه نتایجی میگیریم؟ همانگونه که روز گذشته و در جلسه گذشته عرض کردم، خداوند متعال درباره دنیا و جهانی که خلق کرده است، در قرآن میفرماید: «وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ. أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ.»[84] ما عالَم را که خلق کردیم و آسمان را که برافراشتیم، ترازو گذاشتیم، یعنی جهان را بر اساس نظم خلق کردیم و هر چیزی در جهان موزون است، هر چیزی «خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ»[85] است. آیات بسیاری تأکید میکند که همهچیز در جهان منظم است. پس اگر کسی بخواهد در این جهان موفق باشد و با این جهان هماهنگ باشد و با سیر جهان حرکت بکند، باید عملش موزون و منظم باشد، عمل بلبشو و بینظم خلاف سنت آفرینش و محکوم به زوال است.
مطلب دومی را که دیروز عرض نکردم و اکنون فقط به آن اشاره میکنم، این است که امروز در جامعه ما دیگر نمیشود عمل فردی کرد. چرا؟ زیرا روزی ما تنها کار میکردیم، تنها تبلیغ میکردیم، همه مؤسسات اجتماعی و طبقات اجتماعی تنها کار میکردند، دولتها تنها حکومت میکردند و حکومتها دیکتاتوری بود. تجارتها به شکل تجارتهای فردی بود. ولی امروز همهچیز به صورت دستهجمعی درآمده است: دولتها مؤسسات عریض و طویل به وجود آوردهاند. تجارتها به صورت شرکتها درآمده است. روزنامهها جبههها تشکیل دادهاند. فعالیتهای سیاسی به صورت حزبی درآمده است. مسائل صنفی به صورت اتحادیهها درآمده است. همه به صورت دستهجمعی درآمدهاند. اگر در جامعهای که همه به صورت دستهجمعی کار میکنند، بخواهیم تکروی بکنیم، محکوم به زوالیم، ضعیفیم و حقیریم. خداوند اگر بخواهد به ما کمک بکند، البته، به کار دستهجمعی بیشتر کمک میکند، چون یدالله مع الجماعه. بنابراین، برای کار کردن و کار مؤثر کردن باید کار منظم کرد و کار دستهجمعی.
حالا چگونه میتوانیم کار دستهجمعی بکنیم؟ کار دستهجمعی به این معناست که هرکس خود را در جمع و در مجموعه فانی کند، یعنی دیگر از تکروی و فردیت و انانیت و شخصیت صرفنظر بکند تا وجودش بزرگ بشود. شما ملاحظه میفرمایید که اگر یک عضو کوچک از بدن - این تعبیر حضرت امیرالمؤمنین(ع) است - زخم بشود، تمام بدن شب را بیدار میماند و تب میکند، زیرا مرض یک عضو مرض همه اعضاست. اگر ما صورت دستهجمعی پیدا کردیم، دیگر مصلحت و مفسدهای که برای هر فردی از افراد ما پیش میآید، دیگران را هم ناراحت میکند و یا اگر مصلحت بود، خوشحال میکند. اینجا به این نکته اخلاقی یعنی اخلاص برمیخوریم. خواهش میکنم روی این موضوع مختصری تأمل
[84]«آسمان را برافراخت و ترازو را برنهاد تا در ترازو تجاوز مکنید.» (رحمان، 8-7)
[85]« و ما هرچیزی را به اندازه آفریدیم.»(قمر، 49)