شخصیت بزرگی است، پاپ ژان بیستوسوم، به جهانیان ارائه شده است و پس از این نامه، پاپ برای تشکیل مجمع مسکونی که هنوز هم کار خود را ادامه میدهد، دعوت کرد. امسال نیز خبرهای سفر پاپ پل ششم به سرزمینهای مقدس گوش جهانیان را پر کرده است. همچنین، خبر دیدار دو مقام بلند مسیحی، پاپ پل ششم و اسقف اثیناغوراس در محل نزول و معراج عیسی مسیح منتشر شده است. هنوز اخبار کنفرانس عمومی علمای مسلمین در قاهره بر سر زبانهاست و هماکنون باخبر میشویم که مرجع شیعیان قصد سفر به بیتاللهالحرام را دارد.
آیا رابطهای میان این ملاقاتهای روحانی وجود دارد؟ و آیا این فعالیتهای معنوی برنامهریزی شده است؟ ما باید به این سؤال پاسخ بدهیم. ما حلقه آخر این زنجیره را که البته آخرین آن هم نیست، عرضه کردیم.
رسالتهای الهی سه مرحله داشتهاند که مرحله نخستین آن با رسالت وجدان انسانی آغاز میگردد و بعد از آن، رسالت پیامبران است و مرحله سوم، تجربههای تلخ بشری و مشکلاتی است که محرک انسان به سوی خوبیها و کمال است.
آقایان شاید اجازه دهید که مختصری درباره این موضوع توضیح دهم. خداوند انسان را چون تابلویی هنری آفرید که رنگهای گوناگون دارد و اختلاف رنگها و صفات زمینهای برای کمال انسان است.
خداوند برای انسان فطرتی سالم و وجدانی آگاه خلق کرد که رسول اول و رسول باطنی اوست و وی را به راه راست هدایت میکند تا انسان احساس کند که جزئی از جهان و هستی است و او و جهان یکدیگر را تکمیل میکنند؛ او بخشی از جهان است نه تمام آن؛ او فرد است و نه شخص.
با این احساس بشر در ابتدای خلقت زندگی سعادتمندی داشت: کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً.[45] سپس، جهل بر انسان چیره گشت و برادر خود را دشمن و همراه خود را رقیب و مزاحم دانست. از خود و خانواده و قبیله خود بتهایی ساخت و آنها را عبادت کرد و خدایانی در برابر خدای یکتا قرار داد. از این زمان اختلافها شکل گرفت و انسان با بحران شدیدی مواجه شد و از آتشی که با دست خود به وجود آورده بود، رنج برد: فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ.[46]
خداوند پیامبران را برای حل این مشکلات و برای راهنمایی انسان به سوی راه حق و بیدار کردن وجدان او و هدایت کردن او به سوی صلاح فرستاد. خداوند پیامبران را برانگیخت تا مردم را به جایگاه اصلی خویش بازگردانند و به راهی هدایت کنند که از انسان و از حقیقت انسانِ صاحب اراده و استقلال در اندیشه که جزئی از خانواده بشریت و جزئی از هستی و جزئی از گذشته و آینده و حلقه برجسته در این زنجیره ازلی و ابدی است، آغاز میشود. از همین حقیقت انسان بود که پیامبران بزرگ نظام اصیل هستی را دنبال کردند. نظامی که تجلی صفات خداوند است، نظام حقیقت و عدالت: وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ.[47] پیامبران حرکت انسان را با همه هستی هماهنگ کردند. بنابراین، همه هستی خداوند را تسبیح و در برابر وی سجده میکند و وی را بزرگ میشمارد. آنان هدف اصلی
[45]«مردم یک امت بودند.» (بقره،213)
[46]«پس خدا پیامبران بشارت دهنده و ترساننده را بفرستاد، و بر آنها کتاب بر حق نازل کرد تا آن کتاب در آنچه مردم اختلاف دارند، میانشان حکم کند.» (بقره،213)
[47]«آسمان را برافراخت و ترازو را بر نهاد.» (رحمن،7)