زندگی انسان قرار گیرد.
درباره رعایت مسائل دینی، تصور میکنم همین مقدمهای که گفتم کافی باشد. مطالعه و رعایت صلاح ابدی همانقدر مهم است که رعایت صلاح و سعادت آینده زندگی و چهبسا، سعادت ابدی بسیار پراهمیتتر از سعادت پنجاه سال یا چهل سال زندگی به حساب آید. هرچند که این دو مصلحت با یکدیگر تفاوتی ندارند. در دین اسلام دنیا و آخرت یک مفهوم و یک واحد را تشکیل میدهند. در قرآن کریم به این موضوع چنین اشاره شده است:«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ.»[31] آنان که رفتار نیک و ایمان به خدا دارند، زندگی گوارا و جزای مطبوع اخروی در انتظار آنان است. دنیا و آخرت در نظر اسلام از هم جدا نیست. راه صحیح راهی است که سعادت آینده انسان و سعادت ابدی او را در آن واحد، تحصیل کند. بسیار آسان است که انسان راهی را که میرود، با قصد صالح به جا آورد. همانطور که روزی میگفتم، انسان نقاط گوناگون و عناصر مختلفی در وجود خود دارد. اگر بتواند راهی را انتخاب کند که تمام عناصر او ارضا شود، آن راه موفقیتآمیزتر است؛ چه با نیروی بیشتر و متمرکزتری به سوی هدف میشتابد. طبیعی است که اگر از درس خواندن، کار کردن، مدرسه رفتن و حتی از خانهدار شدن و اداری بودن قصد صالح داشته باشیم، همه این کارها را میتوانیم در سلک عبادت قرار دهیم.
عبادت منحصر به نماز و روزه نیست. پیغمبر اسلام به ابیذر که یکی از نزدیکترین صحابه اوست، میگوید: «حتی در خواب و خوراک قصد قربت داشته باش.» آری، خواب و خوراک که از لوازم زندگی انسان است، سبب تأمین نیرو برای انسان میشود و موجب میگردد که انسان بتواند با نشاط بیشتری در راه خیر، در راه صلاح مردم، در راه کمک به همنوع قدم بردارد. پس خواب و خوراکی که با قصد قربت و با تصمیم بر کار نیک انجام گیرد، عبادت است. سفر کردن برای تحصیل، اگر با قصد قربت و قصد خدمت به جامعه و همنوع و خانواده باشد، و اگر به قصد حفظ حیثیت انسان و تأمین آسایش همنوعان صورت گیرد، جهاد در راه خدا محسوب میشود. آنگاه این قصد سبب میشود که انسان در این راه با دقت بیشتری قدم بردارد. چهبسا، وجود این قصد انسان را محدود کند، ولی راه موفقیتآمیزتر و نتیجهبخشتر است. در آیه دیگر میخوانیم:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ.»[32] این آیه دعوت پیغمبر را سبب زندگی شمرده است. با کمال تأسف متدینین امروز معتقدند که دین فقط برای مرگ است. به این سبب، جوانان که تصور میکنند دین با راه زندگی، با کار و کوشش، و با تلاش برای تأمین آینده هماهنگی ندارد، از دین اعراض میکنند. در حالی که بهطور مسلّم میتوان گفت که اسلام و یا هر دین خدایی، هیچیک از غرایز اصلی و احتیاجات ضروری انسان را منع نکرده است. از خوردن و آشامیدن جلوگیری نکرده است؛ بلکه گفته است راه صحیح را برای خوردن و آشامیدن انتخاب کنید، تجاوز نکنید، افراط در خوردن نکنید، عیناً همان ترتیب را در غریزه جنسی انسان مشاهده
[31]« هر زن و مردى که کارى نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد زندگى خوش و پاکیزه اى بدو خواهیم داد و پاداشى بهتر از کردارشان عطا خواهیم کرد.»(نحل، 97)
[32]« اى کسانى که ایمان آورده اید، چون خدا و پیامبرش شما را به چیزى فرا خوانند که زندگیتان مى بخشد دعوتشان را اجابت کنید.»(انفال،24)