فردای آن ما را ترک کرده به سوی آلمان بشتابی؛ کشوری که تا حد زیادی فعالیت در آن در سرنوشت تو مؤثر است. حالت فعلی ما را که مشاهده میکنی: شبی است و نیمه شب، همه در خواب برفتند و شب از نیمه گذشت، میزی، چراغی، اجتماعی و سیگار همایی! تصور میکنی که این منظره، این صدا و این حالت، با گذشت امشب محو میشود؟ ابداً! خود این ضبط صوت بهترین سند و گویاترین شاهد برای ابدی بودن موجودات در این جهان است. صدای من را این ضبط صوت در خود ثبت میکند و به همراه تو و در شبهای تو و در روزهای تو، به گوش تو فرو میخواند. جهان ما ضبط صوت بزرگی است که صدای ما و هر کلمهای را که از ما صادر میشود، ثبت میکند. هر حالتی را که از ما به وقوع بپیوندد، ضبط میکند و هر عملی را که از ما صادر شود، در خود نگه میدارد. در قرآن به این آیه برمیخوریم: «وَمَا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُودًا.»[29] همه افعال و اقوال و حالات در کتاب الهی، یعنی این ضبط صوت بزرگی که همهچیز را در خود ضبط میکند، مسجل و یادداشت میشود. همهچیز محفوظ میماند تا روز حساب.
مقصود من از روز حساب فقط حساب قیامت و جزای الهی نیست. مقصود حساب زندگی نیز هست. تصور کنیم که دو نفر راهی را میپیمایند. اولی قدمی برمیدارد و قدمی میگذارد؛ گاهی میخوابد و گاهی باز میگردد. گاهی چرت میزند و گاهی آرام میرود. دیگری ساعات خود را هدر نمیدهد و به سوی هدف خود میشتابد. بدیهی است که دومی زودتر به مقصد میرسد و اولی یا به هدف نمیرسد و یا دیرتر میرسد. آیا میتوان شک کرد که ساعاتی که بر این دو گذشته و حالاتی که این دو در این ساعات داشتهاند، در سرنوشت آنها بیتأثیر است؟ چگونه میتوان فرض کرد که گامی را که یکی از آن دو تن در آن لحظه برداشتهاست، در حساب آخر و در روز برداشت محصول بیاثر بوده است؟
بهطور کلی آنچه از ما صادر میشود، آنچه میگوییم و آنچه میشنویم، مجسم و متبلور شده، به صورت جزای اعمال در این جهان و آن جهان به دست ما داده میشود. آن روز است که به تعبیر قرآن میگوییم: «مَالِ هَذَا الْکِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا.»[30] امتحانات، خود نمونه زندهای از حساب الهی است. همچنین، شاهد صدقی بر نتیجه اعمال ما در سعادت زندگی ماست.
تصور میکنم که دقت در این بحث اگر با اقتناع توأم باشد و اگر طغیان و عنفوان جوانی بر این تفکر پردهای نیندازد، با کمال وضوح میبینیم که سفری که با این رنج برای تو فراهم شده است و ایامی که با نهایت تلخی بر خویشان تو میگذرد، بسیار گرانبهاتر است از آنکه به هدر رود، و یا در ترسیم آینده تو بیتأثیر باشد. فکر میکنم که اگر ممکن بود کسی تمام عمر را به تلاش و فعالیت و به قدم برداشتن در راه حق و خیر و صلاح صرف کند، حتماً جز این شیوه عقل و آیین منطق نبود. اما چه باید کرد که انسان خسته میشود. انسان نشاط هم لازم دارد، ولی به قدری که نمکی در طعام باشد، نه آنقدر که غذا را شور کند و نه آنقدر که هدف از زندگی انس و تفریح باشد، و درس چون آبی و چون صورتی و ماسکی بر
[29]«در هر کارى که باشى، و هر چه از قرآن بخوانى و دست به هر عملى که بزنید هنگامى که بدان مى پردازید ما ناظر بر شما هستیم.»(یونس، 61)
[30]« این چه دفترى است که هیچ گناه کوچک و بزرگى را حساب ناشده رها نکرده است.»(کهف، 49)