Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 9

کرده بود ـ در محله شیعه‌نشینِ شهر مغازه بستنی‌فروشی داشت و رقیب او که شیعه بود، با استفاده از احساسات مذهبی مردم، آنان را از خرید بستنی از شخص مسیحی بازمی‌داشت. تا اینکه روزی فرد مذکور، که او را عمو هم می‌نامیدند، نزد امام صدر رفت و موضوع را برای ایشان شرح داد. چندی بعد در یک روز جمعه، امام پس از اقامه نماز جمعه در مسجد شهر صور، به همراهان خود گفت که می‌خواهد دقایقی پیاده در بازار شهر قدم بزند. چند تن از یاران نیز با ایشان همراه شدند. درواقع، امام می‌خواست به دیدن بستنی‌فروش مسیحی برود.

وقتی به آنجا رسیدند، امام در مقابل مغازه بستنی‌فروشی ایستاد و به صاحب مغازه گفت: «امروز از کدام نوع بستنی به ما می‌دهید؟» عمو با شنیدن این جمله از بستنی‌های خود به امام و یارانش داد[8] و، بدین‌ترتیب، امام با این رفتار خود بی‌آنکه مناقشه یا بحث و جدلی صورت گرفته باشد، امتناع مردم از خرید بستنی از شخص مذکور را پایان داد و به همگان اعلام کرد که این کار از نظر یک روحانی و رهبری که سیّد و از نسل پیامبر(ص) است، پذیرفتنی و بی‌اشکال است.

امام به‌خوبی توانست دیوارهای بی‌اعتمادی را فرو بریزد و این قبیل کارها را به امری معمول و رایج تبدیل کند. در این خصوص ماجرای دیگری نیز نقل شده است و آورده‌اند که در زمان جنگ‌های داخلی لبنان، نیروهای دولتی شهر صور یک جوان ملی‌گرا را به اتهام اخلال در امنیت دستگیر کردند. بسیاری از سیاستمداران و بزرگان شهر برای آزادی او تلاش کردند، اما به نتیجه نرسیدند.

امام پس از درخواست خانواده زندانی با فرماندار صور تماس گرفت و از او خواست که آن جوان را به ضمانت امام آزاد کند. فرماندار با تعجب به امام عرض کرد: «ولی او کمونیست است.» امام فرمود: «او فرزند من است.» و بدین‌ترتیب، آن جوان آزاد شد و تنها سبب آزادی او هم امام صدر بود.[9]

ویژگی‌های اخلاقی امام صدر

در روابط شخصی و عمومی امام صدر، همواره تواضع و فروتنی مشهود بود و این ویژگی، در سعه صدر و شکیبایی ایشان برای حل مشکلات مردم بیش از پیش جلوه‌گر می‌شد. ایشان هیچ‌گاه غضبناک و برآشفته نمی‌شد و طوری به مشکلات و درد دل‌های مردم گوش فرامی‌داد که گویی خود از آن مشکلات رنج می‌برد.

زمانی هم که نوبت به ایشان می‌رسید و لب به سخن می‌گشود، از ایما و اشاره بسیار استفاده می‌کرد و به‌گونه‌ای درباره مسئله یا مشکل مورد بحث سخن می‌گفت که شنونده احساس می‌کرد به‌زودی حل خواهد شد. این ویژگی‌ها شخصیت امام را برای مردم جذاب و دوست‌داشتنی جلوه می‌داد. هرکه تواضع و فروتنی امام را از نزدیک لمس کرده بود، دوری از ایشان یا بدگمانی به او برایش دشوار و ناممکن می‌نمود.

بسیار کم پیش می‌آمد که امام تند یا عصبانی شود، اگر چنین می‌کرد، نه از روی احساسات یا مصلحت‌طلبی، بلکه نتیجه حسی انسانی و ریشه‌دار در وجود ایشان بود.


[8]نعمه، ناصیف، قراءة فی سیرة و فکر سماحة الامام السیّد موسی الصدر، صص44 و45.

[9]الحرکات الاسلامیة فی لبنان، از مجموعه منشورات الشراع، بیروت،ص24.