گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 325

﴿ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ .» [107]
نمونه‌ روشن‌ آن‌ را در علی‌ و فاطمه‌ و حسن‌ و حسین‌ می‌بینیم. آنان‌ روزه‌ بودند و هنگامی‌ که‌ وقت‌ افطار فرا رسید، فقیری‌ آمد و آنچه‌ برای‌ افطار داشتند، به‌ فقیر دادند: « ﴿ وَیُؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ .» چرا؟ زیرا این‌ کار لذت‌بخش‌ و کسب‌ رضای‌ خداوند ارزشمندتر است.
در نبردها و تاریخ‌ مسلمین‌ هم‌ این‌ موارد را می‌بینیم. مجروح، تشنه‌ می‌شود. بسیاری‌ از شما بحمدالله مجروح‌ شده‌اید و می‌دانید. انسان‌ مجروح‌ چون‌ همراهِ‌ خون‌ آب‌ از بدنش‌ خارج‌ می‌شود، تشنه‌ می‌شود. در واقع‌، این‌ مسئله‌ باعث‌ تشنگی‌ شدید می‌شود. انسان‌ عادی‌ این‌ مسئله‌ را نمی‌فهمد. در یک��‌ از نبردهای‌ تاریخ‌ اسلام، کسی‌ می‌خواهد به‌ زخمی‌ها آب‌ بدهد. هنگامی‌ که‌ به‌ نفر اوّل‌ آب‌ می‌دهد، او می‌گوید که‌ برادرم‌ بیش‌ از من‌ به‌ آب‌ نیاز دارد. نزد نفر دوم‌ می‌رود و او هم‌ او را پیش‌ نفر سوم‌ می‌فرستد و همین‌گونه‌ تا نفر هفتم. او وقتی‌ باز می‌گردد، می‌بیند همه‌ شهید شده‌اند. این‌ در حالی‌ است‌ که‌ در ابتدای‌ دعوت، جعفر بن‌ ابی‌طالب‌ آب‌ را به‌ زور از آنان‌ می‌گرفت‌ و یک‌ قطره‌ در دهان‌ هر کدام‌ از آنان‌ می‌گذاشت. آنان خودشان‌ در زمان‌ مرگ‌ و بی‌هوشی‌ این‌ سخن‌ را که‌ «دیگری‌ از من‌ بهتر است» می‌گفتند. من‌ این‌ لحظه‌ آخر را تحمل‌ می‌کنم‌ تا دیگری‌ آب‌ بنوشد. این‌ ایثار هرگز دیوانگی‌ نیست.
من‌ دیگری‌ را بر خود ترجیح‌ نداده‌ام، بلکه‌ خود را ترجیح‌ داده‌ام، زیرا می‌دانم‌ که‌ رضای‌ خداوند از رضای‌ من‌ برتر است‌ و بهشت‌ او از بهشت‌ من‌ و آخرت‌ او از دنیای‌ من. یک‌ چیز ساده‌ زودگذر را می‌دهم‌ تا چیز ارزشمندتری‌ بگیرم. وقتی‌ این‌گونه‌ به‌ اقتصاد بنگری، فرصت‌های‌ بسیاری‌ برای‌ کار و فعالیت‌ می‌بینی. من‌ دایی‌ام‌ را به‌ یاد می‌آورم، خدا رحمتش‌ کند. او بسیار در کار خیر تلاش‌ می‌کرد. او برای‌ دیگران‌ بسیار می‌کوشید و در عین‌ حال،‌ ادعا می‌کرد بسیار پول‌دوست‌ است. به‌ او گفتند که‌ او واقعاً‌ مال‌ و اموال‌ را دوست‌ ندارد، زیرا اموالش‌ را در کار خیر خرج‌ می‌کند. او پاسخ‌ می‌داد که‌ مال‌ و اموال‌ را دوست‌ دارد، برای‌ همین‌ آن‌ را در راه‌ خیر خرج‌ و خود را از آن‌ محروم‌ می‌کند، زیرا می‌داند که‌ این‌ کار جاودانه‌ و ابدی‌ است‌ و باعث‌ خوشبختی‌ دیگران‌ می‌شود.
انسانی‌ که‌ ایثار می‌کند، در واقع‌، کار بهتر را برگزیده‌ است، زیرا این‌ کار دست‌ شستن‌ از مادیات‌ و رسیدن‌ به‌ معنویات‌ است. این‌ کار است‌ که‌ نزاع‌ را در پایان‌ از بین‌ می‌برد، و براساس‌ این‌ اصل، یعنی‌ اصل‌ ارزش‌ها، که‌ در جلسه‌ قبل‌ آن‌ را ایثار نامیدیم، عمل‌ کرده‌ است.
با تکیه‌ بر اقتصادی‌ که‌ بر ایدوئولوژی‌ و ارزش‌ها بنا شده‌ است، به‌ اصل‌ دیگری‌ می‌پردازیم، یعنی‌ جنگ‌ طبقاتی‌ چگونه‌ به‌ رقابتی‌ سازنده‌ تبدیل‌ می‌شود. این‌ بحث‌ جدید است‌ و در جلسات‌ دیگر به‌ آن‌ خواهیم‌ پرداخت.

[107]. «و دیگران‌ را بر خویش‌ ترجیح‌ می‌دهند، هرچند خود نیازمند باشند.» (حشر، 9)