عده کم یا بسیار، اهمیتی ندارد. مهم آن است که ما وظیفه خود را ادا کنیم و هنگامی که خمپاره و بمب فرود میآید، در دفاع از خود سست نشویم و نگریزیم. پس، ما اکنون از چه چیز رنج میبریم؟ چرا و از چه کسانی رنج میبریم؟ شما از شیوههایی که در حوادث اخیر استفاده میشد، باخبرید. بیشک مارونیهای مسلح بودند که هجوم آوردند و حمله کردند و حالا هم اقدامات خود را تشدید کردهاند. ولی آیا جبهه ما[69] به جنگ دامن نزد؟ مگر ما به نبرد سردمداران وارد نشدیم؟ مگر آنان در نبردهای اخیر مناطق کوهستانی و منطقه هتلها شرکت نکردند و افکارِعمومی را تحتتأثیر قرار ندادند؟ چرا خطیبان از نهضتی مردمی هراس دارند و دست از سر شیعیان برنمیدارند؟ از ترس اینکه بساط آنان را برهم بزنند.
خوب توجه کنید. این مذهب، انبار مهمات همه مذاهب است. به اسامی دقت کنید. هیچ حزب یا تشکل یا سازمان شبهنظامی پیدا نمیکنید که از این دریای بزرگ شیعیان برنگیرد. مذهب ما مذهب محرومان است. مذهبی است که شیعیان و غیرشیعیان را در خود جای داده است. از این مذهب افرادی را برای نبرد میبرند و از آن نتایج و دستاوردهای سیاسی خاص یا بینالمللی به دست میآورند که ارتباطی با اوضاع لبنان ندارد. پس، چرا به ما حمله میکنند؟ چرا جوسازی میکنند؟ میتوانیم یکی پس از دیگری با آنان بحث و مناقشه کنیم. آیا سوریه مقاومت فلسطین را تحت فشار قرار داده است؟ آیا ما مقاومت را تحت فشار قرار دادهایم؟ من شش بار زیر گلولهباران سنگین و با هلیکوپتر نظامی در شبهای تار، بدون همراه یا فقط با یک همراه، سفرهایی کردم تا مانع اختلافاتی شوم که میخواستند میان مقاومت و سوریه پدید آورند. و هیچکس از آن سفرها باخبر نشد. حتی دوستان ما هم مرا سرزنش میکردند که چرا میروی. آیا من به سوریه میروم تا دستور بگیرم؟ آیا برای جلب منافع میروم؟ منافعی که از سوریه به ما میرسد، کمتر از منافع دشمنانی است که اکنون در میدان فریاد و غوغا به پا میکنند. سلاحهایی که ما تحویل گرفتهایم، کمتر از سلاحهایی است که احزابِ درگیرِ جنگ در سوریه و خارج از سوریه دریافت کردهاند. ما این خطرها را به جان خریدیم تا ایستادگی و این پیوند را تقویت کنیم. گسستگی و جدایی، برای مقاومت فلسطین و سوریه و جنبش میهنی و برای همه خطرناک است. چرا به ما حمله میکنند؟
سخن امام حسین(ع) خطاب به قاسم یا علی اکبر، یکی از آن دو، را به خاطر آورید. وقتی یکی از فرزندان امام حسین(ع) یا امام حسن(ع) از ایشان میپرسد که آیا من کشته میشوم؟ امام به او میفرماید: «مرگ را چگونه احساس میکنی؟» و او پاسخ میدهد: «شیرینتر از عسل.» و میپرسد: «مگر ما بر حق نیستیم؟» و امام میفرماید: «آری، سوگند به آنکه جانم در دست اوست، مرگ را به هیچ میانگاریم.» آری، همین و بس. یا ما بر حق هستیم و تا لحظه مرگ برحق خواهیم ماند، و یا برحق نیستیم که در این صورت نباید از حرف و سرزنش و توبیخ کسی هراسان شویم. ما برحق هستیم و این آزمایش الهی است؛ رنج و محنتی برای ما، تا ما را مقاوم و گامهایمان را استوار و رویکرد برتریطلبی را از ما دور کند.
در این نبرد راه ما همین است؛ راه�� سخت و دشوار. برای شما یاران، سخن امام حسین(ع) در شب عاشورا را تکرار میکنم که به اصحاب فرمود:
[69]. مقصود امام جبهه مقابل احزاب راستگرای لبنان است.
