سخنرانی امام در جلسه اختتامیه
این سخنرانی در کتاب سیره و سرگذشت امام موسی صدر درج شده است.
در آغاز جلسه اختتامیه نخستین کنگره مؤسسان جنبش، یاد و خاطره شهیدان و دوستان گرانقدری را گرامی میداریم که توقع داشتیم در این لحظه در میان ما باشند؛ کسانی که در ذهن و دل ما همواره جاودانهاند و در ایستادگی و جدیت و گردهمایی ما سهم بسزایی دارند. و همچنان که در جلسه نخست از آنان یاد کردیم، در جلسه اختتامیه هم یاد آنان را بزرگ میداریم؛ برمیخیزیم و حمد و سورهای نثار آنان میکنیم.
پیش از نشستن بر جای خود، مایلم نام و سیره عملی برخی از دوستان شهیدمان را به یاد دوستان بیاورم. شاید نام برادر مصطفی حجازی را شنیده باشید؛ شهیدی از روستای کَفَرفیلا. درواقع، ایشان زمانی که میخواست از روستای خود به جمع مبارزان بپیوندد، با مخالفت شدید مادرش روبهرو شد. مادرش تلاش میکرد از رفتن او جلوگیری کند، امّا او پافشاری کرد و سرانجام، لباس رزم پوشید و گریخت. مادرش، آنطور که شنیدهام، تا مسافت دو کیلومتر به دنبال او رفت و به او رسید و لباسهایش را گرفت و پاره کرد. او هم بازگشت و مادرش را راضی کرد و بار دیگر عازم شد و شهادت را در آغوش کشید. این اصرار و پافشاری به معنای آن است که شخص با بینش و گزینش قبلی و با اراده و آگاهی مرگ را برمیگزیند. اینک ما از این ارواح متعالی با خشوع و احترام تجلیل میکنیم و در عین حال، مسئولیت بزرگی در برابر آنان داریم. درواقع، نهضت ما این شهدا را تقدیم کرده است. پایبندی به آرمانها موجب شهادت آنان شد. از این رو، عقبنشینی در کار نخواهد بود. هر نوع عقبنشینی به معنای بیحرمتی به این خونها و نادیده گرفتن مسئولیت خود در برابر این خونهاست. بنابراین، اکنون با یادآوری خاطره آنان و با خشوع و خضوع کامل در تجلیل از آنان و به قصد تیمّن و تبرک، همگی با هم سوگند جنبش را، به همراه آنان که پیشتر سوگند یاد نکردهاند، تکرار میکنیم:
به خداوند بزرگ سوگند یاد میکنم که به مفاد منشور جنبش محرومان ایمان دارم. با تمام توان در راه تحقق آن مطابق با مصوبات تشکیلات جنبش تلاش میکنم و در راه خدمت به منافع جنبش آن را بر منافع شخصی خود ترجیح خواهم داد. اعضای جنبش را برادر خود میدانم، و آنچه را درباره آنان میدانم، همچون امانتی حفظ خواهم کرد و جز به حکم وظیفه و ادای تکالیف آن را بازگو نخواهم کرد و تلاش میکنم در رفتار و کردار و فداکاری و تلاش و پایبندی به ارزشها و مهرورزی با مردم الگویی شایسته باشم. من در این راه، به خداوند سوگند یاد میکنم و پیامآوران الهی و اولیا و شهدا و صالحان را برگفته خویش گواه میگیرم.
چهبسا گر��هی از برادران نخستین بار است که در کنگرهای عمومی شرکت کردهاند، ولی من در کنگرههای بسیاری حضور داشتهام و میتوانم با اطمینان بگویم که کنگره شما از تمامی کنگرهها موفقتر بوده است. درست است، در این کنگره از پلاکارد و یگان تشریفات و کیفهای مزین به آرم همایش و نشان و مدال سینه و سالنهای مجلل و
