به میان میآید، بلافاصله اسلام خلفا به ذهن متبادر میشود. دوست پژوهشگر ما میگفت که حاکم یا استعمارگر یا پادشاه را ظلالله (سایه خدا) مینامیدند و عالم دین را آیتالله یا امینالله میخواندند و این مفهوم را ما نمیپذیریم.
این مسائل ما را بر آن میدارد که وقتی میخواهیم ایدئولوژی را «اسلام» بنامیم، دقت بیشتری به خرج دهیم تا دچار آن مف��وم نژادی نشویم و به سازمان تبدیل نشویم و گرفتار داعیهداران نمایندگی و جانشینی خداوند نشویم. خوشبختانه، قرآن کریم در دسترس همه مردم قرار دارد. از این رو، اسلامی که میگوییم اسلام قرآنی است و اسلام قرآنی آن ویژگیهای منفی را در خود ندارد که محل انتقاد و اعتراض ماست.
اولاً، اسلام قرآنی اسلام دربردارنده مسلمانان و مسیحیان است و حتماً توجه دارید که قرآن کریم رسالتِ پیامبران بزرگ الهی، ابراهیم و موسی و عیسی و محمد -علیهم السلام- را «اسلام» نامیده است. در بیان ماجرای بنای کعبه میخوانیم که از قول اسماعیل(ع) و ابراهیم(ع) آورده است: « ﴿ رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّکَ ﴾ »[58] و از زبان عیسی(ع) چنین نقل میکند: « ﴿ فَلَمَّا أَحَسَّ عیسی مِنْهُمُ الْکُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاری إِلَی اللهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللهِ آمَنَّا بِاللهِ وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴾ .»[59]
ثانیاً، اسلام قرآنی، تمدن است. نمیدانم آیا مقاله دوستمان، اسقف یواکیم مبارک را که مدتی پیش در روزنامه النهار منتشر شد، خواندهاید یا نه؟ امیدوارم شما جوانان این مقاله را بخوانید. ایشان در آن مقاله میگوید: «مسیحیت در مشرقزمین باید از حیث تمدنِ امروزینْ اسلام بیاورد؛ اسلامِ متمدن، اسلامِ پیوندها، اسلامِ مدنیت و اسلام دستاوردهای بشر.» اسلام از حیث تمدن امروزین همان اسلام قرآنی است که به تحجر نمیانجامد و به سازمان تبدیل نمیشود. از این رو، وقتی ما به اندیشه اسلامی بازمیگردیم، درمییابیم که عملاً اسلام بهترین راهحل مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ماست.
این موضوع مباحثی طولانی را شامل میشود که لازم است در قالب درسها و کلاسهای فرهنگی به جوانان ما ارائه شود. لازم میدانم که نکتهای را توضیح دهم. مشکلات اقتصادیِ جهانِ معاصر ناشی از نظام سرمایهداری است که نظامهای سوسیالیستی میخواستند از آنها رهایی یابند، امّا به نوع دیگری از سرمایهداری دچار شدند که سرمایهداری دولتی نام دارد. سرمایهداری فردی با سرمایهداری دولتی تفاوت بسیار دارد. البته، منکر آن نیستیم که سرمایهداری دولتی با مردم نزدیکی بیشتری دارد. امّا در اینجا هم منفعتجویی و سلطه و طغیان و استثمار ملتهای دیگر وجود دارد و از بین نرفته است.
دیدگاه اسلام درباره مالکیت متفاوت است و در اینجا بهطور خلاصه آن را بررسی میکنیم. از نگاه سرمایهداری، مالکیت به معنای تملک است. بدینمعنا که وقتی شیئی در ملکیت من قرار دارد، میتوانم با آن هر طور که بخواهم رفتار کنم؛ آن را بسوزانم یا به دریا بیندازم. خلاصه، هر کاری بخواهم، میتوانم با آن بکنم. برخی مشکلات اقتصادی و
[58]. «ای پروردگار ما، ما را فرمانبردار خویش ساز و نیز فرزندان ما را فرمانبردار خویش گردان.» (بقره، 128)
[59]. «چون عیسی دریافت که به او ایمان نمیآورند، گفت: چه کسانی در راه خدا یاران مناند؟ حواریان گفتند: ما یاران خداییم. به خدا ایمان آوردیم. شهادت ده که ما تسلیم هستیم.» (آل عمران، 52)
