گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 101

نظر می‌رسید، مردم را برای تجمع به بیروت دعوت کنیم و در مسجد العُمَری، نه در مسجد شیعیان، تحصن کنیم، زیرا روند وقایع نشان می‌داد که محرومان همگی عضو یک فرقه هستند، امّا شیعیان غیرمحروم با ما همکاری و همراهی نکردند. آنان که به مسائل محرومان توجه ندارند، حتی اگر پدر و مادرشان شیعه با��د و پسرعموی ما و اهل روستای ما هم باشند، ما با آنان کاری نداریم. رابطه‌ای میان خود و آنان نمی‌بینم. مسیحیانِ محروم و اهل‌سنتِ محروم و همه انسان‌های محروم مورد توجه ما هستند و تلاش برای رفع محرومیت آنان هدف ماست.
قرار بود در چهارم شوال تجمع برگزار شود و همه‌چیز در حال آماده شدن بود. ولی در ماه رمضان و در مراسم افطاری که در عشقوت برپا شد، به ناگاه دریافتیم که تلاش گسترده‌ای برای مسلح کردن مسیحیان و آموزش نظامی به آنان در حال صورت گرفتن است. اتفاق ناگواری در حال وقوع بود و مبارزه منفی به اوج خود رسیده بود و سیل حملاتِ تبلیغاتی از هر سو در جریان بود. بدین‌ترتیب، مشخص بود که اگر ما در مسجد العمری تحصن کنیم و صد هزار نفر یا بیشتر از این عده هم به همراه ما در خیابان‌ها تحصن کنند و روند کار دولت مختل شود، بی‌گمان دولت از ما می‌خواهد که تحصن را پایان دهیم و ما هم نخواهیم پذیرفت. در چنین حالتی، دولت ما را سرکوب خواهد کرد. از طرفی، ما مطمئنیم که فرزندان ما در ارتش و نیروهای امنیتی ما را سرکوب نمی‌کنند و در برابر ما نمی‌ایستند و رمز پیروزی انقلاب همین است. در نتیجه، پیش‌بینی می‌کردیم که تحصن ما زندگی روزمره را در بیروت مختل کند و سلیمان فرنجیه (رئیس‌جمهور) هم نمی‌تواند ما را با شمشیر سرکوب کند، زیرا شمششیر در دست ملت است، در دست ��حرومان. حتی مسیحیانِ مارونی که عضو ارتش هستند، از اهالی عَکار و جنوب و مناطق محروم هستند و نمی‌توانند ما را هدف قرار دهند.
اینجا بود که دریافتیم باید در تصمیم خود تجدیدنظر کنیم، زیرا اگر تحصن می‌کردیم به جای پلیس و ارتش، شهروندان مسلح مسیحی را پیش روی خود می‌دیدیم. گروه‌هایی مانند کتائب و ببرهای آزاد و پاسداران سداروس و این قبیل تشکل‌ها را مقابل خود می‌دیدیم و این آغاز فتنه و نبرد فرقه‌ای بود، پیش از آنکه دیگران آغازگر آن باشند.
به همین سبب، در موضع خود تجدیدنظر کردیم و با مارونی‌ها و عموم مسیحیانِ فرهیخته تماس‌هایی برقرار کردیم که ثمربخش بود و صدور بیانیه 190 نفر از فرهیختگان و تشکیل دبیرخانه اندیشمندانِ خدمتگزارِ محرومان را در پی داشت. اندیشمندان و فرهیختگان بزرگ از فِرَقِ مختلف در این تشکل حضور یافتند و همکاری آغاز شد. سخنرانی‌هایی نیز در مراکز فرهنگی کسروان و متن شمالی و جبیل و دیگر مناطق برگزار شد تا برای افکار عمومیِ مسیحیان تبیین شود که جنبش محرومان نهضت فرقه‌ای نیست و هدف از تأسیس آن تحقیرِ مسیحیان یا غصب حقوق آنان نبوده است. پس، برای رسیدن به اهداف به پا خیزید.
نبرد داخلی آغاز شد. حتماً از جزئیات مربوط به آغازِ نبردِ اخیر اطلاع دارید. نبردی که بیش از چهارده ماه از آن را پشت سر گذاشته‌ایم. در بیانیه‌ای به مناسبت سالگرد وقایع لبنان، جامعیت نگرش و ارزیابیِ جنبشِ محرومان از آن وقایع نمایان شد. هرچه بود، جنگ داخلی آغاز شد.