گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 421

کامل کنم، نه اینکه آن را نسخ کنم.» این بدان معناست که دین مسیحیت، تکمیل‌کننده دین یهود و برطرف‌کننده نقص مادی است که در دین یهود رخنه کرده بود. به نظر می‌رسد این نقص هنوز نیز وجود دارد، زیرا تورات و آموزه‌های یهود به مسائل غیبی و ماورایی و دینونیت نپرداخته است.
مسیحیت را نمی‌توان به‌تنهایی و بدون آنچه در عهد عتیق، یعنی تورات آمده است، در نظر گرفت. هیچ دینی وجود ندارد که به احکام اجتماعی نپ��داخته باشد.
ثانیاً، درمورد اسلام اگر متون اسلامی را مطالعه کنیم، درمی‌یابیم که اسلام، برخلاف آنچه در سؤال آمده، دینی برای بادیه‌نشینان نیست و آن‌گونه که در قرآن آمده، همچون رحمتی برای همه جهانیان نازل شده است. دین خدا برای همه بشر است، نه فقط برای عرب‌هایی که در جزیرة العرب زندگی می‌کردند: « ﴿ وَ مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ‌ .»[488] از این روست که می‌بینیم موج ترویج و تبلیغ اسلام در خاورمیانه از همان زمان پیامبر آغاز شد، نه پس از ایشان، تا بگوییم این کار را خلفا انجام دادند. خود پیامبر چنین نگرشی داشت. جنگ موته که بسیاری از اصحاب پیامبر(ص) در آن کشته شدند، در زمان پیامبر رخ داد.
اسلام آمد تا در این منطقه، که منطقه دعوت مسیحی بود، نفوذ کند. بنابر متون دینی، جهانی بودن اسلام یکی از ضروریات دین اسلام است.
متونی که شب اول مطرح کردم که ایمان به خدا را به اوضاع اجتماعی پیوند می‌دهد، متونی صریح و خدشه‌ناپذیر است. برای نمونه، در حدیث شریف آمده است: «کسی که شب با شکم سیر بخوابد، ولی همسایه‌اش گرسنه باشد، به خدا و روز بازپسین ایمان نیاورده است.» این عبارت، شعر نیست بلکه حقیقت است. ایمان به خدا و روز بازپسین از مساوات داشتن با همسایه و جلوگیری از گرسنه ماندن او جدا نیست. اگر انسان به این مسائل بی‌اعتنا ��اشد، مؤمن نیست.
بنابراین، در صورت نادیده گرفتن اوضاع همسایه و یتیم، ایمان اسلامی مفهومی ندارد. آیه محکم قرآن می‌گوید: « ﴿ أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ * فَذلِک الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ * وَ لاَ یَحُضُّ عَلَی طَعَامِ الْمِسْکِینِ‌ .»[489] دیگر بالاتر از این چه می‌خواهید؟ آیا بین ایمان به خدا و اهتمام به امور دیگران جدایی هست؟ ما معتقدیم نمی‌توان این دو را از یکدیگر جدا کرد.
سؤال چهارم: شما گفتید خدا، جهان و انسان و همه چیز را آفریده است و گفتید خدا از آفرینش همه این ها هدفی داشته است. با توجه به اینکه خدا کاملاً از انسان بی نیاز است، هدف او از آفرینش جهان و انسان چیست؟ و چرا برای انسان قید و بندهای بسیاری همچون نماز و و روزه و مانند آن قرار داده است؟
آنچه خداوند بر انسان واجب کرده، مانند نماز و روزه، طبیعتاً موجب تکامل و تربیت انسان و حرکت او به سوی معرفت و کمال است که به آن اشاره خواهیم کرد.
اما بخش اول سؤال، سؤالی کلی و عمیق است که باید شفاف و محکم به آن بپردازیم.
اولاً، همه پرسش‌هایی که نسبت به خدا و دین مطرح می‌شود و پاسخ‌هایی که دین ارائه می‌کند،

[488]. «و نفرستادیم تو را جز آنکه می‌خواستیم به مردم جهان رحمتی ارزانی داریم.» (انبیا، 107)
[489]. «آیا کسی را که [روز] جزا را دروغ می‏خواند دیدی. این همان کس است که یتیم را بسختی می‏راند. و به خوراک‏دادن بینوا ترغیب نمی‏کند.» (ماعون، 3-1)