داستان دین و علم
( بسمالله الرحمن الرحیم )
حال که شب از نیمه گذشته است و به آیاتی روشن از قرآن کریم گوش فرادادیم، در این فضای باصفا و یکپارچه تلاش میکنیم تا ارتباطمان را با زمین و با زندگی مادی به کلی فراموش کنیم، چون ساعتی دیگر به کارهای صبح نزدیک شدهایم و ساعاتی قبل، تازه از کارهای دیروز آسوده شدهایم، ولی در این ساعت ما در اوج ارتقا از زندگی روزمره هستیم. در این فضای پاک و باصفا که جز شبزندهداران و عابدان در آن نفس نمیزنند و چشمها به خواب رفته و نفسها آرام گرفته است، در این ساعت، درهای رحمت خداوند باز میشود، زیرا سختیهای روز و دلمشغولیهای زندگی تا حدی فراموش شده است و در حد امکان در جوّی برادرانه و دوستانه به سر بردهایم و به یاد آوردهایم که دوستانی داریم که از اینجا دورند ولی به ما نزدیکاند. در این فضا که آیات روشن خداوند بر آن سایه افکنده است، آیاتی که ما را به توجه به پروردگار فرمان میدهد، نصیحتی تربیتی یا اندیشهای متناسب با این جلسه نورانی نمییابم، جز اینکه فرمان خداوند را در این آیات اطاعت کنیم.
عبادت خدا
شاید ما نسبت به کلمه عبادت و عبودیت احساس خوبی نداشته باشیم، چراکه خداوند ما را آز��د آفریده است. ولی عبادت و بندگیِ خداوند معنای دیگری غیر از معنای کلمه بندگی و عبادت دارد. انسان با بندگی خداوند به اوج آزادگی میرسد و به صفات والا و آرمانی آراسته میشود. یقیناً خدا نیازی به عبادت ما ندارد، زیرا او «صمد» و بینیاز است. خدا به نماز و روزه و خدمات ما هرگز نیاز ندارد، زیرا وقتی او وجود داشت، چیزی همراه او نبود و او همواره وجود خواهد داشت، بدون اینکه چیزی همراه او باشد. بنابراین، وقتی به ما فرمانی میدهد، به دنبال آن نیست که از این راه به او خدمتی کنیم یا او برای خود موفقیت و مقامی جدید به دست آورد. بلکه فرمانهای او برای خدمت به ما و بالا بردن معنویات و ارتقای نفس ماست. چرا خدا ما را به عبادت خود فرمان میدهد؟ چرا در آیات قرآن تأکید شده که خدا نامهای نیک و صفات والا دارد؟ در بسیاری از آیات به این مفهوم برمیخوریم که خدا دارای صفات و کمالات و نامهای نیکوست. این تأکیدها برای چیست؟ این تأکیدها برای عمق بخشیدن به شناخت ما و استوار کردن عبادتهای ماست. برای توضیح مطلب، مثالی میزنم و به سبب توضیح این مسائل عذرخواهی میکنم. وقتی گل مصنوعی ظریف و زیبایی با طرحهای شگفتانگیز میبینیم، فوراً مطمئن میشویم که سازنده آن فردی هنرمند است. از سویی وقتی به ما بگویند که رافائل، هنرمند مشهور ایتالیایی، یک تابلوِ ه��ری نقاشی کرده است، بلافاصله زیبایی و لطافت آن را تا حد بسیاری تصور میکنیم، درست مانند وقتی که خودِ آن تابلو را دیده باشیم. از همین روست که اشتیاق داریم آن تابلو را ببینیم، بدون آنکه آن را دیده باشیم، زیرا میدانیم میان اثر و پدیدآورنده آن و بین هنرمند و تابلوِ نقاشی، سنخیت و تشابه وجود دارد. به محض اینکه بدانیم نقاش آن رافائل است، مشتاق دیدن آن میشویم.
وقتی میخواهیم از وضعیت یک حکومت یا مؤسسه آگاهی پیدا کنیم، میتوانیم با بررسی
