است و ما در خوشی و ناخوشی خدا را شکرگزاریم. امام حسین(ع) و یارانش در آن اوضاع گرفتار شدند و به وظیفه خود عمل کردند. اگر امام حسن(ع) نیز به جای امام حسین(ع) بود، همان کاری را میکرد که امام حسین(ع) انجام داد: بدون هیچ تفاوتی.
نیاکان ما گرفتار شدند، ولی بردباری کردند و جنگیدند. پدران ما راحت زندگی نکردند؛ شاید إنشاءالله فرزندان ما راحت زندگی کنند. ولی خدا برای نسل ما رقم زده است که با این محنت دست به گریبان باشیم. اگر کوتاهی کنیم، سزاوار لعن ابدی میشویم.
إنشاءالله خودباختگی و عقبنشینی و کنارهگیری و چشم فرو بستن اصلاً در ما راه ندارد. در این عصر تنها کسی میتواند زندگی کند که نیرومند باشد. متأسفانه دنیا دنیای گرگهاست و هرکس گرگ نباشد، گرگها او را میخورند. ابنگونه است!
بنابراین، ما از برکات ماه ��ینده، ماه رمضان، استفاده خواهیم کرد. در این ماه روزه میگیریم، سختی میکشیم، از هوا و هوس دوری میکنیم، در برابر وسوسهها ایستادگی میکنیم و گرسنگی و تشنگی را تحمل میکنیم، هرچند [روزه گرفتن] در این فصل گرسنگی و تشنگی ندارد، ولی بردباری میکنیم تا تمرینی باشد برای ایستادگی کردن و پایداری ورزیدن.
تاریخ مسلمانان در ماه رمضان درخشانتر و قهرمانانهتر از ماههای دیگر به نظر میرسد. جنگ بدر که به روز فرقان [:جدایی حق از باطل] مشهور بود، در ماه رمضان اتفاق افتاد. ماجرای فتح مکه نیز در ماه رمضان بود، یعنی زمانی که « ﴿ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللهِ وَ الْفَتْحُ * وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللهِ أَفْوَاجاً ﴾ .»[379] بسیاری از غزوههای زمان پیامبر(ص) در ماه رمضان بود. ماه رمضان ماه دلاوریهاست و دلاوری کردن، عبادت است. فکر نکنید عبادت فقط به این است که گردن خود را کج کنی و ذکر بگویی و پرهیزگار باشی و در پیشگاه خداوند بیمناک باشی. علی(ع) [هنگام عبادت] همچون بیمار به خود میپیچید، ولی در میدان جنگ برایش فرقی نمیکرد که او به سراغ مرگ برود یا مرگ به سراغ او بیاید. ایمان این است: ترس از خدا از یک سو و شجاعت و جسارت در برابر دشمنان خدا از سوی دیگر: « ﴿ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ﴾ .»[380]
در برابر یتیم گریه میکنی، ولی در برابر کسی که کودکان را یتیم میکند، فریاد میزنی و غرش میکنی؛ در برابر فقیر فروتنی و همدردی میکنی، ولی در برابر کسی که به اموال فقرا چشم طمع دوخته است، میخروشی. ایمان این است. ایمان دو وجه و بلکه چند وجه دارد، زیرا ایمان به خدا، یعنی آراسته شدن به اخلاق خدا. خدا نامهای نیکو و صفات والا دارد. خدا همانطور که بخشاینده و مهربان و آمرزنده است، جبّار و انتقامگیرنده نیز هست. بنابراین، ایمان دارای وجوه و ابعادی است. معنای مؤمن بودن این نیست که همیشه با دیگران با قلبی باز و سینهای گشاده برخورد کنی، بلکه در برابر ستمگران باید: « ﴿ وَلاَ تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ ﴾ .»[381]
« ﴿ اصْبِرْ عَلَی مَا یَقُولُونَ ﴾ .»[382]
[379]. «چون یاری خدا و پیروزی فراز آید و مردم را ببینی که فوج فوج به دین خدا درمیآیند.» (نصر، 1-2)
[380]. «محمد پیامبر خدا، و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیرند و با یکدیگر مهربان.» (فتح، 29)
[381]. «به ستمکاران میل مکنید که آتش بسوزاندتان.» (هود، 113)
[382]. «بر هرچه میگویند صبر کن.» (ص، 17)
