گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
294
زیارت امام حسین(ع) مستحب است. این مسئله سرّ و علتی دارد و باید آن را پیدا کنیم و بفهمیم.
علت آن ارتباط عمیقی است که بین امام حسین(ع) و حج وجود دارد. این ارتباط از چند لحاظ مورد توجه است:
اولاً، میدانید که امام حسین(ع) از ماه شعبان تا هفتم ذیالحجه و هشتم آن، که یوم الترویه است، در مکه ب��د و در یومالترویه که هشتم ذیالحجه است و همه حاجیها در مکه جمع میشوند، از مکه خارج شد. چرا؟ علت آن معلوم است. اولاً خود حضرت فرمود که یزید گروه مسلحی را به مکه فرستاده بود. اینها شمشیرهای خود را زیر لباس احرامشان مخفی کرده بودند و مأموریت قتل یا ترور حضرت را در حرم شریف بر عهده داشتند. ولی امام(ع) از ریخته شدن خونش در حرم شریف، هرچند مسبب آن یزید باشد، ابا داشت و نمیخواست حرمت کعبه با کشته شدنش در آنجا شکسته شود. او که میتوانست با خارج شدن از مکه از بروز این مشکل (ریخته شدن خون در کعبه) در میان مسلمانان جلوگیری کند و چنین کرد و از مسجدالحرام خارج شد تا هتک حرمت کعبه در آینده سنت نشود و روش حاکمان و ظالمان نگردد. وقتی پسر دختر پیامبر(ص) در کعبه کشته میشود، افراد عادی دیگر جای خود دارند.
البته، اشخاص دیگری بودنـد که در مسجدالحرام کشته شدند، مثل عبداللّهبنزبیر، ولی بین مقام امام حسین(ع) و شخصیت عبداللّه بن زبیر تفاوت بسیاری بود، بهویژه اینکه اهداف و روش اعتراض و شیوه مبارزه هریک با دیگری متفاوت بود. امام حسین(ع) اولاً، پسر دختر رسولخدا(ص) بود و ثانیاً، امام و راهنمای امت و نیز راوی احادیث رسولخدا بود. بنابراین، سعی کرد از هتک حرمت کعبه جلوگیری کند. کشته شدن عبداللّهبنزبیر در مسجدالحرام هرچند بیحر��تی به آن بود، ولی تبدیل به روش و سنت نمیشد. هیچکس به سبب کشته شدن عبداللّهبنزبیر، آدمکشی در مسجدالحرام را سنت نمیکرد. اما امام حسین(ع) برای حفظ مقام و احترام کعبه از آن خارج شد.
ثانیاً، همانطور که میدانیم، امام حسین(ع) با انقلاب و اعتراض و شهادت خود، اسلام را حفظ کرد. اسلامِ اموی که آنان میخواستند، اسلام نبود، بلکه وسیلهای بود برای حکومت بر مردم، والّا میان یزید که به اسم اسلام و پیامبر حکومت میکرد و دیگر حاکمان ظالم فرقی وجود نداشت. امویان اهل نماز که نبودند، بهطور دسته جمعی شرابخواری میکردند، خون بیگناهان را میریختند و به نوامیس مردم دستدرازی میکردند. آیا فرقی بین یزید و دیگر حاکمان کافر و غیرمسلمان میبینید؟
پس اسلامی که یزید به کمک آن به کرسی خلافت تکیه زد، اسلام صوری است؛ پوسته اسلام است؛ اسلامی است که یزید برای بهقدرت رسیدن، بر آن سوار شد و از آن سوءاستفاده کرد. این چه اسلامی است که از آن سوءاستفاده میشود؟ مسلم است که این اسلامِ ظاهری است؛ اسلامی که مردم را از شهادت دروغ بازنمیدارد و از هتکِ نوامیس مردم و هتک حرمت خانه خدا و مباح کردن جان و مال و ناموس مردم مدینه به مدت سه روز و کشتار دهها و صدها تن از مردم به دست خلیفه جلوگیری نمیکند. این اسلام نیست. این تنها ظاهر اسلام اس��. اگر ما هم از اسلام دم بزنیم و عمل نکنیم، اسلام ما اسلام صوری است، فقط اسم اسلام است و اگر تعبیر درستی باشد، بتِ اسلام است.
اسلامی که یزید داشت، اسلام نبود و اگر
