گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 253

امام حسین در خطبه روز عاشـورا آینـده آن مردم را برایشان بیان می‌‌کند و می‌‌گوید: شما مرا می‌‌کشید و دستور یزید و عبیداللّه‌بن ‌زیاد را اطاعت می‌‌کنید. شما با این کار حق و حق‌‌طلبان را می‌‌کشید و هرکه را توان «نه» گفتن دارد خوار می‌‌سازید. فردا اگر حاکم درصدد خوار کردن یا کشتن شما برآمد چه کسی می‌‌تواند در کنار شما بایستد و از شما دفاع کند؟ اگر ما امروز به سبب اشتیاق به صلح، در برابر اسرائیل تسلیم شویم، فردا چه رخ خواهد داد؟ اگر فردا او بخواهد جان و کرامت ما را بگیرد ما با خواری و زبونی می‌‌میریم. هلاکت این است.
امـا مـرگ شرافتمنـدانـه و مـرگ در راه خدا و تـلاش بـرای پاسداری از امت و ارزش‌ها، چنین مرگی را قرآن مرگ نمی‌‌نامد، این حیات حقیقی است: « ﴿ وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتاً
امام حسین وقتی کشته می‌‌شود، جانش را در راه خدا انفاق کرده است نه اینکه آن را به هلاکت انداخته باشد، زیرا اگر چنین نمی‌‌کرد با خواری و سرافکندگی می‌‌مرد و همان‌طور که از این جوان پاک شنیدید، بیعت امام حسین با یزید[...] معروف بود که یزید حتی از پیش از رسیدن به خلافت نیز فردی خام و بی‌‌تجربه بود و به احکام اسلام پایبندی نداشت. او می‌‌گفت:
لَعِبَت هاشِمُ بِالمُلکِ فَلا
خَبُرٌ جـاَءَ وَلاَ وَحـیٌ نَـزَل

(هاشمیان با حکومت بازی کردند، نه خبری (از آسمان غیب) آمده و نه وحی نازل شده است.)
او جنگ خود با امام حسین را جنگی انتقام‌‌جویانه می‌‌شمرد:
لَستُ مِن خِندِفَ اِن لَم أَنَتِقم
مِـنَ بَنـی أَحمَـدَ ما کانَ فَعَـلَ

(من از خاندان خندف نیستم، اگر از فرزندان احمد نگیرم انتقام آنچه کردند.)
او مسئله را مسئله انتقام‌‌جویی میان بنی‌هاشم و بنی‌امیه می‌‌دانست. مگر پیامبر(ص) به‌مثابه یک هاشمی دین جدید آورده بود؟
قرآن کریم درباره عموی پیامبر می‌‌فرماید: « ﴿ تَبَّتْ یدَا أَبِی لَهَب وَ تَبَ .»[317] مگر او عموی پیامبر نیست؟ غیر از ابولهب نام کدام‌یک از بنی‌هاشم در قرآن آمده است؟ نخستین هاشمی عموی پیامبر است.
بحث عشیره و قبیله در میان نبود، بحث مبانی و ارزش‌ها بود. امام حسین(ع) می‌‌خواست در پرتو تلاش و جهاد خود در دل مردم عزت بیافریند و در این کار نیز موفق شد، زیرا امام حسین وقتی خواست [در برابر ستم] بایستد... هیچ اعتنایی به اندک شمار بودن عده یاران و تجهیزات و اوضاع نابسامانی که با آن روبه‌رو بود نکرد. حضور زنان در جنگ وضعیت نامناسب است. معقول نیست انسانی که مسئولیت پاسداری از خانواده را بر عهده دارد، با قدرت و انگیزه بجنگد. در هنگام جنگ نه امام حسین و نه اصحاب ایشان نمی‌‌توانستند مواضع خود را بر اساس راهبردهای جنگی انتخاب کنند، بلکه ناگزیر بودند مراقب خیمه‌‌گاه باشند تا تجاوزی به آن صورت نگیرد. چرا چنین اوضاع نامناسبی برای خود ایجاد کردند؟ زیرا نبرد امام حسین نبردی مادی نبود تا پیروزی آن به عده کشته‌‌شدگان یا غالب ‌‌شدن باشد.
نبرد امـام حسین هم مـادی بـود هم معنوی. جبهه‌‌ای کـه امام حسین در آن می‌‌جنگید تنها میدان کربلا نبود بلکه بستر تاریخ بود. امام حسین

[317]. «دست‌های ابولهب بریده باد و هلاک بر او.» (مسد،1)