گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 71

نرود و بتوانیم به‌طور کامل به این سؤال پاسخ دهیم.
سوم. حرکت، سرعت، زمان

می‏توان گفت سومین بحث یا سومین دلیل برای اثبات روح، مسئله حرکت و سرعت و زمان است. زیرا هر موجود مادی برای حرکت و جابه‌جایی نیازمند زمان است. اگر بخواهیم از اینجا به مکانی که در یک ‏کیلومتری اینجا قرار دارد، برویم، به زمان نیاز داریم. در ماشین هم که باشیم، باز نیاز به وقت داریم. حتی در هواپیما هم که با سرعت بسیار بیشتری حرکت می‏کند، باید زمان بگذرد تا مسافتی پیموده شود. بیشترین سرعت در عالم از آن چیست؟ از آن نور است. این‌طور نیست؟ می‏گویند نور بیشترین سرعت را دارد. نور خورشید در هر ثانیه سیصدهزار کیلومتر پیش می‏رود، ولی با این حال نیازمند زمان است و هشت دقیقه و نوزده ثانیه طول می‏کشد تا به ما برسد. بنابراین، همه‌چیز در جهان برای پیمودن یک مسافت، به زمان نیاز دارد.
ولی خیال و فکر انسان نیاز به زمان ندارد. شما اینجا نشسته‏اید و یک‌باره به آمریکا می‏روید. درباره ویتنام برایتان می‏گویم و شما از آمریکا به آخر آسیا می‏جهید. درباره ستاره زهره صحبت می‏کنم و تصور شما فوراً از زمین به آسمان می‏رود. درباره ابرها و کهکشان‏هایی که میلیون‏ها سال نوری از ما دور هستند، یعنی میلیون‏ها سال طول می‏کشد تا نور آن‌ها به ما برسد، صحبت می‏کنم و شما فوراً آن‌ها را تصور می‏کنید و در یک لحظه به آن‌ها منتقل می‏شوید.
سؤال: اگر انسان موجودی مادی بود، چگونه می‏توانست با این سرعت تصور کند و از اینجا به آنجا انتقال یابد؟ اگر هم فرض کنیم سرعت آن صد برابر نور است، باز حداقل یک ثانیه طول می‏کشد تا انتقال صورت گیرد، ولی روح به هیچ وجه نیاز به زمان یا چیز دیگری ندارد. اگر انسان موجودی مادی و تابع قوانین ماده بود، باید هر مسافتی را در مقداری از زمان - هرچند اندک ‌- می‌پیمود.
به‌طور کلی دلایلی که وجود روح را ثابت می‏کند، فراوان است، ولی من به سه دلیل زیر بسنده می‏کنم:
1. همه اجزای بدن انسان و همه سلول‏هایش تغییر می‏کند، ولی با این حال امور بسیاری در وجود او محفوظ می‏ماند که نشان‌‌دهنده یکی بودن و وحدت در انسان است.
2. انسان می‏تواند موجوداتی را که میلیون‌ها برابر بزرگ‌تر از او هستند، تصور کند، بدون آنکه در ذهن خود احساس تنگی جا کند.
3. انسان می‏تواند موجوداتی را که از او بسیار دورند، به‌سرعت و بدون نیاز به گذشت زمان تصور کند.
از این سه دلیل چه نتیجه‏ای می‏گیریم؟ نتیجه می‏گیریم که در انسان چیز دیگری غیر از جسم و غیر از سلول‏هایی که می‏ّبیینیم و لمس می‏کنیم، وجود دارد که آن را روح می‏نامیم. حال ویژگی‏ها و امتیازات این روح چیست؟ چطور می‏توانیم با روح آشنا شویم؟ کجاست؟ چگونه است؟
اولاً، گفتیم که روح دستخوش تغییر نمی‌شود. جسم انسان متولد می‏شود، رشد می‏کند، پیر و فرتوت می‏شود و می‏میرد. همه ذرات وجود او این روند را طی می‏کنند. ولی دیدیم که روح چنین نیست، چراکه این موجود، از آغاز زندگی تا پایان آن، موجودی واحد است. درست است که تکامل می‏یابد و شناخت و تجربه جدید به دست می‏آورد، ولی تغییر نمی‏کند و تبدیل نمی‏‏شود، بلکه تکامل می‏یابد.
ثانیاً، روح، طول و عرض و عمق ندارد. چرا؟ چون اگر اندازه و بعد داشت، با تصور دیگر موجودات، از