گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 37

دروغ و کفر

این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.

﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

﴿ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ ،

کافران را خواه بترسانی یا نترسانی تفاوتشان نکند، ایمان نمی‌آورند،

﴿ خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَعَلَی سَمْعِهِمْ وَ عَلَی أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ .

خدا بر دل‌هایشان و بر گوش‌هایشان مهر نهاده و بر روی چشمانشان پرده‌ای است و برایشان عذابی است بزرگ.

(بقره، 7-6)

در منطق قرآن سه عنوان مختلف دروغ و کفر و نفاق می‌یابیم. دروغ از بدترین گناهان است، تا آنجا که در برخی احادیث کلید همه بدی‌ها وصف شده است. بنابراین، دروغ‌گویی مقیاس‌ها را وارونه و کلیه امور اجتماع را ویران می‌کند، چرا که روابط بشر با یکدیگر بر نیازهای واقعی و توانایی‌های واقعی آنان بنا نهاده شده است. این نیازها و توانایی‌ها چون به راستی ابراز شود، می‌تواند تأثیرگذار باشد. در برابر هر درخواستی، اجابتی است و در برابر هر توانایی، درخواستی از دیگران. در نتیجه، کار میان افراد جامعه واحد به‌درستی پیش می‌رود و جامعه به‌درستی شکل می‌گیرد. اما دروغ این مقیاس‌ها را وارونه می‌کند و تصویری غیرواقعی از نیازها و توانایی‌ها ارائه می‌دهد و در نتیجه، روابط میان انسان‌ها دستخوش تنش می‌شود. دروغ در آیات بسیاری از قرآن کریم آمده است که به تفصیل درباره آن در جلسات دیگر صحبت خواهیم کرد. دروغْ گفتار و تعبیرِ خلاف واقع است.

عنوان دوم که بدتر از دروغ است، کفر است. کفر دروغ درونی و دروغ ذاتی است، زیرا خداوند هنگامی که انسان را آفریده، برای او و هر موجود و هرچیزی جهت خاصی در کاروان ابدی و ازلی هستی معین کرده است. پس همان‌گونه که هر چراغی برای نورافشانی و فایده داشتن با کارخانه برق ارتباط دارد، هر معلولی، خواه انسان یا هر حیوان یا چیزی، راهی به سوی علت دارد؛ حرکتی با قصد و هدف.

ایمان در منطق قرآن فطری و ذاتی است، آن‌طور که از این آیات مبارکه می‌فهمیم که : « ﴿ فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا .»[64] ایمان فطرتی در نفس هر انسانی است. پس اگر انسان با این فطرت همساز شود، در مسیر درست در این کاروان هستی قرار می‌گیرد و در نتیجه، سببی برای وحدت هستی و وحدت جامعه و سببی برای حرکت به سوی خیر و هدف خلقت است. اما اگر انسان واقعیت ایمانش را انکار کند، کافر است، یعنی منکرِ جایگاه وجودی خویش یا روی‌گردان از کاروان هستی است که به سمت ابدیت می‌رود. این بدان معناست که در این قافله استثناست. چنین انسانی نه‌تنها وحدت قافله را تضعیف می‌کند، بلکه

[64]. «به یکتاپرستی روی به دین آور. فطرتی است که خدا همه را بدان فطرت بیافریده است .» (روم، 30)