چندین بار در یک روز نقض میشد.
در این جنگ، بیگناهان و مخلصان کشته میشدند و جنگجویان و بهویژه آنهایی که پیش از جنگ از زندان آزاد شده یا گریخته بودند، نجات مییافتند.
این جنگ ملتها و دولتهای دوست و برادر را غصهدار کرد و دشمن را خوشحال. با وجود اینکه دشمن آتش این جنگ را شعلهورتر میکرد، طرفها همچنان به درگیری ادامه میدادند.
این جنگ در برابر چشم و گوش دولت بود ولی با این حال دولت تنها تماشاچی بود و یا حتی آن را تشویق میکرد… این جنگ، در شهرها بود، نه در میدان نبرد و در سالنها بود، نه در خاکریزها.
آیا ما به خاطر خواستههای سیاسی و اجتماعی جنگیدیم؟ پس چرا اعلام جنگ نمیکنیم، بلکه از آن بیزاری میجوییم و طرف مقابل را به آن متهم میکنیم؟ آیا جنگ در خدمت اهداف ماست و برای ما خسارتی بزرگ در پی ندارد؟ و به همین ترتیب، آیا جنگ، خواستههای ما را برآورده میکند؟ هرگز… هر طرفی مدعی دفاع از خود و فرق? خود و محل? خود است، ولی مذاهب و ادیان از این جنگ بری هستند.
پیامدهای این جنگ به خاطر ویژگیهای زمانی و مکانی و شیوههای بسیج نیرو در آن، فاجعهبارتر و فراتر از قتل و قربانی دادن است. دانشجویانی که در خاکریز هستند، به سنگدلی خو گرفتهاند و مرگ را برای خود و دیگران عادی میشمارند. افرادی غیرنظامی کشتارها را تماشا میکنند یا ربودهشدگان را نگه میدارند. صحنهها و صداهای هولناک، وارد نخستین اوراق زندگی کودکان شده است و مادران با خشونت و ستم دمساز شدهاند و صدای فریادخواهی مردان و خواری آنان را شنیدهاند.
فردا در کلاس درس و خانه و امور تمدنی و وضع خانوادگی، برای وطن چه باقی خواهد ماند؟
این جنگ به نام ملیگرایی و ترقیخواهی به راه افتاده و دشمن و استعمار، آن را دامن زدند. از تجاوزهای متناوب دشمن چنین برمیآید که دشمن هنگام شدت گرفتن جنگ داخلی، ساکت میشود و هنگام خاموش شدن آن، حمله میکند.
این جنگ بر دلها و عقلها و چشمها مُهر زد و نقش? دشمن، از اندیشیدن در پیامدهای وخیم جنگ جلوگیری کرد.
این جنگ اجازه نمیدهد از پیروزیها بهره بگیریم و آنها را در راستای رسالت خویش و مسئولیتی که در قبال نسلهایمان داریم، به کار بندیم.
میشنویم که هم? دنیا به ما اهتمام میورزد و روزنامهها و رسانهها و باشگاهها و حتی بیانیههای صادرشده در دیدارهای سران و همچنین سازمان ملل، به ما و محنت ما مشغول هستند و هیئتهای محترم از دور و نزدیک به نزد ما میآیند. هم اینها را میشنویم، ولی هیچیک از آنها را مربوط به خودمان نمیدانیم و قدردانی نمیکنیم و …
مهمترین قطعنام? سازمان ملل را میشنویم که صهیونیسم را نژادپرست میخواند و بدینترتیب، دربار? موجودیت اسرائیل بازنگری میکند و قطعنام? 1947 را پس میگیرد. اینها را میشنویم، ولی ما لبنانیان، که دنیا همزیستی ما را پذیرفته و ساختار زندگی ملی ما را به رسمیت شناخته، از آن خوشحال نیستیم. فلسطینیانِ گرفتار شده در حوادث لبنان نیز که دنیا در نهایت به پیروزی مسئل? آنان اعتراف کرد، این امر را جشن نمیگیرند.
