جهانی بسیار خشن و بیرحمانه است. تهدیدها و توطئههایی که در این فاجعه روی داد و به اختلافات بزرگ انجامید، در کمین ماست.
حداقل خطری که وجود دارد این است که لبنان و مقاومت فلسطین از آنچه در منطقه میگذرد و از سرنوشتی که برای آنها رقم میخورد، غافل شوند.
از این رو، من کاملاً آمادهام تا از راه همکاری با دولت -که رئیس آن چندین بار بر ضرورت تعجیل در برقراری آشتی تأکید کرده است- و نیز از راه همفکری
با هموطنان و رهبرانی که همچون ما فکر میکنند و دیگر برادران و دوستانی که جنگ میان برادران در لبنان آنان را به درد آورده است، برای برقراری آشتی ملی فراگیر اقدام کنم تا میهن نجات یابد و جانها و کرامتهای باقیمانده حفظ شود. من در ذهن خود طرحی از این آشتی دارم که آن را با گروههای متعدد بررسی کردهام و به یاری خدا آن را بهزودی اجرا خواهیم کرد و به خداوند کریم امید داریم که گامهایمان را استوار گرداند و دلهای همگان را مورد عنایت خود قرار دهد تا بتوانیم سختیها را پشت سر بگذاریم و در اجرای فوری مراحل آن به صورت عملی و بنیادی موفق باشیم.
برای این منظور بیش از هر زمان دیگر به رسانههای مؤثر و پیشرفته احساس نیاز میکنیم. این نکته جای تأکید دارد که اگر رسانهها نقش مطلوب خود را ایفا میکردند، بسیاری از این حوادث خونبار اتفاق نمیافتاد و یا تا این حد پیش نمیرفت. من این حقیقت را به عنوان کسی که از نزدیک و با تمام وجود و احساس خود در این حوادث حضور داشته است، گواهی میدهم.
آقایان! تأثیر تبلیغات فراتر از حد تصور است و هیچ مشکلی در برابر آن دوام نمیآورد و سزاوار نیست که در این دور? نابسامان و سخت بیرون از صحنه باقی بماند.
تحقیق این امر مستلزم اقداماتی است که عبارتاند از: وحدت مواضع میان ملت و ارتش لبنان و فلسطین؛ هماهنگی میان فعالیتهای دیپلماتیک و رسانهای و ابزارهای دفاعی؛ اهتمام مشترک برای بهبود وضع اردوگاهها و حفظ حقوق فلسطینیان اعم از کارگر و صاحبان شغل آزاد و تحمیل نکردن مسئولیتهای بیش از حد توانشان به آنان، یا پیروی از نظام هماهنگ پرداخت؛ توسع? فضای باز [سیاسی] و افزایش ملاقاتها بدین منظور و عمق بخشیدن به گفتوگو میان بخشهای متشابه لبنانی و فلسطینی.
این امر باید با اتخاذ برنامهای تحقق یابد که نه نیاز به معجزه دارد و نه به نیروی خارقالعاده تا در پرتو آن عدالت فراگیر شود و فرصتهای برابر در عرصههای سیاسی، اجتماعی، عمرانی، تربیتی و فرهنگی برای همگان فراهم شود.
روشن است که ارتقای سطح زندگی محرومان، به زیان افراد متمکن نخواهد بود؛ بلکه میتوان توسعه را با پرداخت وامهای ملی و عربی انجام داد و از درآمد خود طرحهای اجرا شده، آن وامها را بازپرداخت کرد.
استواری پایههای هر حکومت در گرو اجرای عدالت است. حتی انسانهای سومری نیز ششهزار سال پیش، بر این حقیقت تأکید کردهاند و جای شگفتی است که در اواخر قرن بیستم نسبت به این
