گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 4
صفحه: 22

صدای‌ ما صدای‌ وجدان‌ است‌ که‌ باید این صدا را به زور به شما برسانیم.»

4/3/1974
[النهار- البیرق]

ب. امام‌ صدر دیروز یکشنبه‌ را در روستاهای‌ مرزی‌ گذراند. او در شهر شقرا به‌ مفتی‌ بنت‌جبیل، سید محمدعلی‌ امین، به‌ مناسبت‌ درگذشت‌ پدرش‌ تسلیت‌ گفت. سپس،‌ از شهر عدیسه‌ بازدید و با جمعی‌ از اهالی‌ آن‌ دیدار کرد و در جمع‌ آنان‌‌ گفت: «درگذشت‌ عزیزان‌ ما مایه‌ حزن و اندوه‌ است. در‌ این‌ اندوه‌ باید صبر و تحمل کرد. اما آنچه بر قلوب ما سنگینی می‌کند، حزن و اندوه‌ نسل‌ها و غم‌ حال‌ و آینده‌ و نگرانی‌ از سرنوشت‌ مردم‌ است‌. البته، این‌ مشکلات‌ حل‌‌شدنی است.» به‌ نظر امام‌ سه‌ پرتو امید وجود دارد: «پرتو اول،‌ برگزاری مراسم‌ در مسجد است که خانه خداست. دیدار با خداوند و تقرب به او به‌ انسان‌ فضیلت‌هایی‌ می‌بخشد و او را از بدی‌ها دور می‌کند و به‌ وی‌ نیرو می‌بخشد‌. این‌ نیرو در وجود هر انسانی‌ اساس‌ هر عمل‌ خیر است و مسجد صفوف‌ را متحد می‌کند. پرتو دوم، پایداری شماست در برابر چشم‌های‌ طمع‌کنندگان و دهانه‌ تفنگ‌ها که‌ شما را نشانه‌ رفته، و نیز اینکه شما سخن‌ امام‌ حسین‌ را تکرار می‌کنید که: «لا والله لا أعطیکم بیدی إعطاء الذلیل و لا أقر إقرار العبید.» (به‌ خدا قسم، از روی‌ ذلت‌ و خواری، مانند بندگان، چیزی‌ به‌ شما نمی‌دهم.) نه‌ فرار می‌کنید و نه‌ تسلیم می‌شوید. اما پرتو سوم این است که تصویر‌ علی(‌ع) را می‌بینم، یعنی‌ راه‌ و روش‌ این‌ مرد الهی‌ را مقدس‌ می‌شمارم که می‌فرماید: «لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلة أهله.» (در راه‌ هدایت، از اندک شمار بودن همراه نهراسید.) صبح‌ نزدیک‌ است‌ و شب به‌ سوی‌ طلوع‌ و امید پیش‌ می‌رود.» امام‌ صدر دفاع‌ از وطن‌ را کمترین‌ وظیفه‌ دولت‌ دانست و اظهار داشت: «حقوق شهروندی بر این مسئله تأکید می‌کند. بعضی‌ از روزنامه‌های‌ درست‌کار از جنوب‌ دفاع کردند و غم‌ و اندوه‌ آن‌ را مطرح کردند. این‌ روزنامه‌ها تلاش‌ کردند که محنت‌ و مسئله جنوب‌ را در قلب هر لبنانی‌ و در وجدان‌ جهانیان‌ جای دهند تا شاید این قلب‌ها بتپد و این وجدان‌ها بیدار شود.» امام‌ در ادامه‌ افزود: «می‌گویند در جنوب‌ چند مدرسه‌ و بیمارستان‌ ساخته‌ شده، اما فراموش‌ کرده‌اند که این‌ مدارس‌ و بیمارستان‌ها را مجلس‌ جنوب ساخته است؛ مجلسی‌ که‌ در نتیجه‌ فشار و اعتصاب‌ تشکیل‌ شد. ای‌ برادران، نباید به‌ این‌‌گونه‌ امور قناعت کنیم و باید به زور متوسل شویم و خواسته‌های‌ خود را مطالبه‌ کنیم. حقیقت‌ آشکار است. ما دلسوز آن‌ها هستیم. از وجود کارخانه‌ در جنوب‌ سخن‌ می‌گویند. بله، چون اجرت‌ کارگر در جنوب به‌ مراتب‌ کمتر از بیروت‌ است. چه‌ زمانی‌ این‌ بخش‌ از لبنان‌ (جنوب) جزئی از این کشور به حساب آمد؟ چرا ما برای‌ زندگی‌ باید به‌ حومه‌ بیروت‌ مهاجرت‌ کنیم و عزت‌ و کرامت‌ خویش‌ را از دست‌ بدهیم‌ و با خواری‌ و محرومیت‌ زندگی‌ کنیم؟ آوارگی‌ و غربت‌ دیگر بس‌ است. ما در کنار همه گروه‌های مظلوم‌ هستیم، زیرا ایمان‌ ما، چنین‌ چیزی‌ از ما می‌طلبد. می‌خواهند ما کافر‌ شویم؟ مسیح(‌ع)‌ می‌فرماید: «لا یجتمع حب الله مع کراهیة البشر.» (دوستی‌ خدا و نفرت‌ از بشر ‌جمع‌شدنی‌ نیستند.) چرا سکوت؟ بس که فریاد کشیدیم، صدای ما دیگر گرفته است.‌ باید راه‌ دیگری‌ را طی‌ کنیم: راه‌ طغیان‌ و اعتصاب و بستن‌ راه‌ها. اگر نمی‌شنوند ما سخنان‌ خود را به‌ زور به‌ آنان می‌فهمانیم، و این راه‌