وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُکْمًا لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ.»[99]
خلاصه آنکه احکام در شریعت اسلامی، همچون هم? آیینهای الهی، بخشی تفکیکناپذیر از آن واحد تکاملیافتهای است که به نام «اسلام» میشناسیم. اسلام، بهرغم بخشبندی دستورات آن در پژوهشها و آثار مکتوب به بخشهای فرهنگ و عقیده و فقه و اخلاق، واحدی است یکپارچه که قلمروهای آن در پیوند با یکدیگرند و بخشهای آن در تعامل با یکدیگر. فرهنگ یا در اصطلاح نگرش اسلام به هستی مبنای عقیده است و هر دوی آنها پای? شریعت در فقه و اخلاق. از سوی دیگر، شریعت حافظ عقیده و روشنگر بینش و نگرش است و هر بخش از آن بر بخش دیگر اثری ژرف دارد.
اینک نمایی چند از این پیوند:
مفهومی که قرآن از الله به دست میدهد، گستردهتر و جامعتر از هم? مفاهیمی است که ادیان پیشین در مقول? «شاه شاهان» و «پدر» و اندیشمندان و فلاسفه در قالب «واجب الوجود» و «وجود مطلق» عرضه کردهاند.
این مفهوم که واجدِ «اسماءحسنا»ست و خود غایت هر کمال و اوّل و آخر و ظاهر و باطن است و «آسمانها در ید قدرت او در هم پیچیده» و او به آدمی از رگ گردنش نزدیکتر و «میان او و قلبش حایل است» و الی آخر، همان چیزی است که پای? فرهنگ اسلامی و مبنای عقیدهاش به شمار میآوریم و مسلمان باید به درک و دریافت آن برسد و به یاری دلیل بدان ایمان بیاورد و آن را با تمامی وجود حس کند. اسلام هرگز جز این را نمیپذیرد و هرکه جز این بیندیشد و ایمان بیاورد، در شمار مسلمانان نخواهد بود.
بدینسان اسلام دربار? جهان و حیات و مرگ و انسان و جامعه و غیره مفاهیمی عرضه میکند که مبنای اندیشه و ایمان و عمل در شریعت اسلامی است.
ایمان به خداوند یکتایِ یگانهای که نه زاده است و نه زاده شده، بر موضع مسلمان در قبال برادر مسلمان خود و نیز در برابر هم? انسانها و جامعه بازتاب دارد.
عبادات نیز با توجه به شروط آن و در رأس آنها خلوص نیت برای خدا، برآیند طبیعی چنین ایمانی است و خود، در عین حال، ایمان را پاس میدارد و موجبات بالندگی آن را در جان فراهم میکند و از گرایشهای برانگیزاننده در انسانِ مسلمان میکاهد.
[99«ما تورات را که در آن هدایت و روشنایی است نازل کردیم. پیامبرانی که تسلیم فرمان بودند، بنا بر آن برای یهود حُکم کردند و نیز خداشناسان و دانشمندان که به حفظ کتاب خدا مأمور بودند و بر آن گواهی دادند. پس، از مردم مترسید و از من بترسید و آیاتِ مرا به بهای اندک مفروشید. و هرکه بر وفق آیاتی که خدا نازل کرده است حکم نکند، کافر است. و در تورات بر آنان مقرر داشتیم که نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و هر زخمی را قصاصی است. و هرکه از قصاص درگذرد، گناهش را کفارهای خواهد بود. و هرکه به آنچه خدا نازل کرده است حکم نکند، از ستمکاران است. و از پیِ آنها عیسی پسر مریم را فرستادیم که تصدیقکنند? توراتی بود که پیش از او فرستاده بودیم و انجیل را که تصدیقکنند? تورات پیش از او بود به او دادیم که در آن هدایت و روشنایی بود و برای پرهیزگاران هدایت و موعظهای. و باید که اهل انجیل بر وفق آنچه خدا در آن کتاب نازل کرده است داوری کنند، زیرا هرکس به آنچه خدا نازل کرده است داوری نکند، از نافرمانان است. و این کتاب را به راستی بر تو نازل کردیم، تصدیقکننده و حاکم بر کتابهایی است که پیش از آن بودهاند. پس بر وفقِ آنچه خدا نازل کرده است در میانشان حکم کن و از پیِ خواهشهایشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذاری. برای هر گروهی از شما شریعت و روشی نهادیم. و اگر خدا میخواست هم? شما را یک امت میساخت. ولی خواست در آنچه به شما ارزانی داشته است بیازمایدتان. پس در خیرات بر یکدیگر پیشی گیرید. همگی بازگشتتان به خداست تا از آنچه در آن اختلاف میکردید آگاهتان سازد. میانشان بر وفق آنچه خدا نازل کرده است حکم کن و از خواهشهایشان پیروی مکن و از ایشان بپرهیز مبادا بفریبندت تا از بعضی چیزهایی که خدا بر تو نازل کرده است سرباز زنی. و اگر رویگردان شدند بدان که خدا میخواهد آنان را به پاداش برخی گناهانشان عقوبت کند، و هر آینه بسیاری از مردم نافرمانند. آیا حکم جاهلیت را میجویند؟ برای آنان که اهلِ یقین هستند چه حکمی از حُکمِ خدا بهتر است؟» (مائده،44ـ50)
