گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 338

البته ‌این‌ امکان ‌وجود دارد که فِرَق به ‌پایگاهی ‌برای ‌سوءاستفاده ‌و شرارت ‌و ابزاری ‌برای ‌تعصب‌ و تحریک‌ خطرناک‌ترین‌ خصومت‌ها شود، که ‌رنگ ‌قداست ‌دارد. در تاریخ ‌از این ‌دست‌ شرارت‌ها و خصومت‌ها بسیار دیده‌ و خوانده‌ایم. اما صرف ‌اینکه ‌امکان‌ سوءاستفاده ‌از تنوع‌ فِرَق ‌وجود دارد، سبب ‌نمی‌شود که انسان‌ این ‌ثروت ‌عظیم‌ را در کشور نادیده ‌بگیرد.

اصلاً‌ مگر هیچ‌ ثروت ‌و اعتبار و ابزاری‌ وجود دارد که ‌امکان ‌سوءاستفاده ‌و شرآفرینی ‌از آن ‌وجود نداشته ‌باشد؟ مثلاً‌ همین ‌نیروی ‌برق ‌که ‌خدمت‌های بزرگی ‌به ‌زندگی‌ ما می‌کند، آیا امکان ‌ندارد در راه ‌شرارت‌آفرینی از آن ‌سوءاستفاده ‌شود؟ خودروها و هواپیماها و علم ‌که ‌نور خدا بر روی ‌زمین ‌است، ‌قابلیت ‌سوءاستفاده در راه ‌شر ندارند؟

‌قطعاً امور ظریف ‌و حساس هم ‌در راه ‌شر استفاده دارند و هم در راه‌ خیر. بنابراین‌، حساسیت فِرَق ‌و قدرت‌ و ظرافت ‌و امکان‌ تأثیر آن ‌در درون ‌انسان‌ها، کار انسان‌های ‌شرور را تسهیل‌ می‌کند. اما یاران ‌و هم‌وطنان ‌و رهبران ‌وظیفه‌ دارند که از سوءاستفاده ‌اشرار جلوگیری‌ کنند و مانع ‌سوءاستفاده‌ از فِرَق ‌در راه ‌شر شوند و البته، این دیگر مسئله خود تعدد فِرَق نیست. بنابراین‌، فِرَق، جز خیر و زیبایی ‌نیستند، زیرا عامل‌ تنوع‌اند و پنجره‌های ‌تمدنی‌اند که ‌مایه‌ غنای ‌میهن‌اند. اصل ‌وجود فرقه‌ها را ‌دین‌ و ‌خدای‌ سبحان‌ مقبول می‌داند.

دوم

فرقه‌گرایی؛ تا اینجا از فِرَق مختلف ‌سخن ‌گفتیم، اما فرقه‌گرایی ‌چیست؟

فرقه‌گرایی ‌نوعی ‌نظام است. شیوه‌ای ‌از زندگی ‌اجتماعی‌ است‌ که ‌گروهی بنا به ‌اسبابی ‌مشخص ‌بدان‌ رضایت‌ داده‌اند. فرقه‌گرایی سیاست ‌است ‌و دین ‌نیست. دین همان فرقه‌هاست، اما نظام فرقه‌گرا دین نیست، زیرا بنیان‌گذاران ‌نظام‌ و وضع‌کنندگان‌ میثاق، هرچند به ‌نظر من حسن ‌نیت ‌داشتند، نظام فرقه‌گرا ‌را در جایگاه ‌نظام‌ پذیرفتند.

چرا آنان فرقه‌گرایی ‌را مبنای ‌نظام‌ قرار دادند؟ آنان ‌دیدند که ‌در این‌ کشور گروه‌های ‌مختلف زندگی ‌می‌کنند. بنابراین، ‌کوشیدند تا نظامی‌ را وضع‌ کنند که ‌همه ‌مردم ‌در آن صاحب ‌حقوق ‌و وظایف ‌مشترک ‌باشند. کشوری ‌با قبایل ‌و گروه‌های ‌متنوع‌ که ‌حقوق ‌و وظایف‌ بر اساس‌ گروه‌ها و قبایل‌ و مناطق‌ توزیع ‌شده ‌است. آنان ‌تقسیم‌ آسانی ‌را برگزیدند. این ‌تقسیم‌بندی ‌نتیجه‌ عواملی ‌تاریخی ‌است که تنها راه در برابر وضع‌کنندگان‌ میثاق ‌بود. در نتیجه‌، آنان‌ نظام‌ فرقه‌ای ‌را در حکومت‌ مبنایی برای ‌توزیع‌ حقوق ‌و وظایف ‌برگزیدند. وجود برخی فرقه‌ها هم که پاره‌ای ‌امتیازات ‌داشتند و می‌خواستند این ‌امتیازات ‌را حفظ ‌کنند، به ‌این‌ وضع‌ کمک‌ کرد. پس‌ «حفاظت ‌از حقوق ‌مشروع» در وطن ‌واحد در مقابل ‌«هراس ‌از طغیان» به ‌پذیرش ‌نظام‌ فرقه‌ای ‌منجر شد. طبعاً‌، آنان‌ در این ‌کار حسن نیت داشتند. اما آیا این ‌تلاش ‌برای ‌پدیدآوردن ‌نظامی‌ فرقه‌ای‌ در لبنان ‌تجربه‌‌ای‌ موفق ‌بوده ‌است؟ ما قصد بدنام ‌کردن‌ آنان را نداریم، ‌بلکه ‌می‌گوییم ‌که ‌نیت ‌آنان نیت‌ درستی ‌بود. آنان ‌حقوق ‌و وظایفی ‌را میان‌ فِرَق ‌تقسیم‌ کردند. اما آیا تجربه‌شان ‌موفق ‌بوده ‌است؟ پرسش ‌ما این ‌است.

1ـ پاسخ ‌این ‌پرسش‌ از حیث ‌دینی قطعاً‌ منفی ‌است. آنان ‌با این‌کار به ‌دین ‌زیان ‌زدند، زیرا دین ‌را دنیا کردند و خدا را مایه ‌تجارت ‌قرار ‌دادند و ابزارهای‌ دینی‌