آنکه به گفته شما با حرکتهای جهانی همگام باشند، چیست؟ از آنسو، میبینیم کافران یا کسانی که دین را نادیده میگیرند، پویاتر و انقلابیتر و پیشروتر هستند، علت چیست؟
من فکر میکنم برای قضاوت در اینباره نیازمند بررسی تا حدودی گستردهتر هستیم، زیرا حکمی که در این سؤال داده شده است ناظر به وضعیت کنونی جهان است. یعنی ما امروزه در جهان جدید احساس میکنیم که مناطق بیایمان و بیدین پیشرفتهتر از مناطق با ایمان است. اگر این مسئله را بپذیریم… زیرا چنین چیزی اساساً جای بحث دارد… اینکه ساکنان مناطق پیشرفته بیدین هستند، اولالکلام است، زیرا عملاً در اروپا من مشاهده کردم که کلیساها پر از جمعیت است و نیایش و عبادت و نماز و … برقرار است. یعنی من دین را در آنجا ضعیفتر و سستتر از شرق نیافتم. بله، اتحاد جماهیر شوروی یا برخی دیگر از کشورها دین را انکار میکنند و به این مسئله هیچ اهتمامی نشان نمیدهند، ولی در این کشورها نیز ایمان در میان ملتها و مردم وجود دارد.
با این حال، اگر چنین فرض کنیم که ساکنان مناطق عقبمانده دیندارترند، باید اذعان کنیم که دینداری در این مناطق دینداری جزئی است، یعنی دینداری ناقص است، زیرا آن نوع دینداری که به جبرگرایی باور دارد و همانطور که گفتم میخواهد خدا را جایگزین کار و تلاش کند، دینداری حقیقی نیست. اگر بخواهیم مناطق دیندار و مناطق بیدین را با یکدیگر بسنجیم، باید به تمدنهایی که در نتیجه فعالیت ادیان، چه در آغاز آنها و چه پس از آن شکل گرفته است، بنگریم. در این صورت، این مسئله جای بحث دارد. من تنها به یک نکته بسنده میکنم. خواهش میکنم توجه کنید. با بررسی تاریخ علم و چگونگی رشد علوم درمییابیم که ریشه علوم جدید و تمدنهای جدید به زمان و مکان آغاز حرکت پیامبران باز میگردد. همه علوم از خاورمیانه برخاسته است. این بحثی دامنهدار و عمیق و مستند است. همه علوم از خاورمیانه سر برآورده است، یعنی همان جایی که پیامبران برانگیخته شدهاند. برای آگاهی از این بحث میتوانید به کتابهای تاریخ تمدن از جمله تاریخ تمدن جورج سارتن مراجعه کنید. این کتاب معروف آمار مفصلی درباره این موضوع ارائه داده است. بنابراین، من با این سؤال موافق نیستم.
لا حول و لا قوة إلا بالله. هر جا رفتیم و آمدیم به ازدواج مدنی میرسیم. خب… حال که این سؤال مطرح است و ظاهراً تمایل بسیار و چهبسا نیاز برای آگاهی و یافتن جواب وجود دارد، در پاسخ باید بگویم که ازدواج مدنی اساساً در اروپا شکل گرفت، در مقابل ازدواج کلیسایی که نوعی راز است، اگر چنین تعبیری درست باشد، و به دیگر سخن، نوعی قداست یا غیبگرایی است. بدین معنا که مرد و زن در مکانی مقدس و در برابر مردی مقدس یا کشیش حاضر میشوند و آنان و کشیش کارهایی انجام میدهند یا دعاهایی میخوانند یا مراسمی برگزار میشود و ازدواج شکل میگیرد. این یعنی ازدواجی با رنگ غیبی و دینی. در مقابلِ این ازدواج، ازدواج مدنی است که قراردادی است میان دو نفر: مرد و زن. این قرارداد مورد حمایت قانون است و واجد جایگاه و آثار مشخصی است.
با پیشرفت تمدن، انحصار و دوام موجود در ازدواج کلیسایی مشکلساز شد. چرا؟ زیرا در گذشته مرد و زن در محیطی همسان زندگی میکردند. مدتی
