موضوع: سرمقاله ـ امام موسی صدر مایه افتخار شیعیان
مکان و تاریخ: بیروت، 24/5/1969
مناسبت: پس از انتخاب امام موسی صدر به ریاست اعلای شیعیان، روزنامه العمل این سرمقاله را در ستون « من حصادالأیام» خطاب به سید موسی صدر منتشر کرد.
منبع: روزنامه العمل، 24/5/1969
متن
به: سیدموسی صدر
بر فرزندان فرقه ارجمند شیعه است که به نسب شما که به پیامبر بزرگوار اسلام میرسد، افتخار کنند. بر فرزندان این فرقه ناب است که شما را پیشوایی ببینند که نواده امام موسیبنجعفر، یکی از امامان دوازدهگانه شیعه، است. چراکه شما در دل و دیده لبنانیها از مرزهای جایگاه دینی خود فراتر رفتهاید؛ از رهبری درستکار و بزرگوار و باصلابت به شخصیتِ ملیِ استثنایی تبدیل شدهاید که فضیلت و صلاحیت را جایگاهی داده که پیش از آن نداشت.
ازهاینهروست که شما الگوی زندهای هستید از آنچه باید مردی روحانی در محراب خود و مرد دنیا در گستره جامعهاش باشد، زیرا شما نه در آن بُعد به تعصب خشک روی آوردید و نه در این بُعد به ابتذال.
شما در همه عرصهها با باطل مبارزه میکنید و در هرحال، تجسم طهارتید و از برچسبهای ریاکاری و غرضورزی و حب جاه چیزی به شما نمیچسبد.
شما در رأس مجلس اعلای شیعیان قرار گرفتهاید و شیعیان امام(ع) در کاروان شکوهمندتان همراهیتان میکنند و تمام لبنان بهرغم تواضع بسیار شما که بر آن پای میفشردید، از شما تقدیر کرد.
آنان که در شما ریاست فرقهای پاکدست در قبال دین و میهن دیدهاند، فقط به یک بُعد از رسالت همیشهتان نظر داشتهاند، زیرا واقعیت این است که شما تندیس آرمانهای این خانواده معنوی و روح عزت آنید.
فضای رسالت و مسئولیت شما، بر شما ایجاب کرده است تا در قبال پارهای امور که گاه مایه چندپارگی این میهن میشود، موضعی محتاطانه داشته باشید. اما با پیگیری مواضع و سخنان و رفتارهایتان، در این احتیاطِ شما شجاعتی همراه با حکمت ژرف مییابیم؛ چراکه شما در وضعی دشوار، نقش رادمردی را ایفا کردید که به عزت میهن و برادری انسانها با یکدیگر و ارتقای ادیان به سطحی بالاتر از آلودگیهای فرقهگرایی ایمان دارد.
ما دوست داشتیم از برشمردن امتیازات شما خودداری کنیم، اما این تنها مناسبتی است که در آن از شما سخن میگوییم تا هرکس که میخواهد بداند که مُشکی که از نَفَس پاک شما پراکنده میشود، به همه آفاق میرسد و هیچ دیوار ساختگی یا تدارکشدهای مانع گسترشآن نمیشود.
از فراز منبر سخن را به جایگاهی برگرداندید که دیرگاهی آن را از دست داده بود و به دلقکبازیها و کفزدنهای بیهوده محرکان غریزه و شهوت پایان
