تُفِیضُونَ فِیهِ وَمَا یَعْزُبُ عَن رَّبِّکَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِکَ وَلا أَکْبَرَ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ.[184]
چنین مسئولیتی همان ضمانت عظیم برای صیانت و محـافظت از عمل انسان است تا در راه باطل به هدر نرود و از خط درست و مفید منحرف نشود. در آیات قرآنی و سیره نبوی(ص) از حلال و حرام به طیبات و خبائث تعبیر میشود. این صیانت و کوشش تنها برای تکریم و گرامیداشت مقام انسان و تطهیر وی از ناپاکیها و دوری او از انحطاط است.
در آیات قرآن و سیره مطهر نبوی(ص) تعبیراتی از محرمات مییابیم که تفسیر و تحلیل ما را در این زمینه توضیح میدهد: إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.[185]
به همین مناسبت بهتر است بر این نکته تأکید ورزیم که تکیه بر حلال و حرام که دین در پیش میگیرد، تنها برای حفظ و صیانت انسان است تا در جهان مادی پیرامونِ خود ذوب و گمراه نشود، مضاف بر اینکه میتوان منافع بسیاری در امور حلال و مفاسد فراوانی در محرمات یافت.
پس اگر کوشش انسان فقط در برآوردن نیازمندیهای جسمش باشد، و اگر بدون هیچگونه تردیدی همواره پاسخگوی عواطف و غرایز و احساسات خویش باشد، تحت تأثیر عالم ماده قرار خواهد گرفت و نخواهد توانست در جهان هستی مؤثر واقع شود و پیشوای عالم و کائنات و خلیفه خداوند در زمین گردد، بلکه او مطیع جهان ماده و در آن ذوب خواهد شد. اما رعایت حلال و حرام استقلال انسان را مصون نگه میدارد و او را از ذوب و هلاک شدن در جهان ماده حفظ میکند. آنطور که وی دیگر فقط به برآورده کردن احتیاج و نیاز نخواهد پرداخت، بلکه به حلال بودنِ نیاز نیز توجه میکند.
البته، این اصل (حلال و حرام) هیچگاه واقعیت انسان و نیازمندیهای او را بهدست فراموشی نمیسپارد، و صِرفِ پرهیز از پاسخگویی به رغبات و تمایلات انسانی را کمال نمیشمرد؛ در جنگ با نفْس اماره و شکنجه دادن جسم، تقویت و ریاضتی برای روح نمیبیند و بالاخره، برخلاف آنچه برخی از طریقههای صوفیه به این مسائل اهتمام ورزیدهاند، تناقضی میان جسم و روح نمییابد.
در اینجا لازم است به اهتمام اسلام به امر نظافت و این نکته که نظافت نشانه ایمان است، اشاره کنم. صدها حدیث در این زمینه وجود دارد که از تعالیم اسلامی نشئت گرفته و نظافت را رکنی از کرامت و بزرگواری انسان برشمرده است.
الف. رأی و عقیده ثمره تفکر انسان و نتیجه بُعد وجودی شریف و برترِ وی است. اسلام رأی و اظهارنظر و عقیده را بزرگ و گرامی میدارد و کوشش میکند که حریت و آزادی رأی و عقیده همواره حفظ شود. نیز برای شناخت و وصول به عقیده راستین، انسان را به اندیشه و کوشش امر و اعلام کرده است: عقیدهای که مبتنی بر مبادی تفکر نباشد، اعتبار ندارد و عذر انسان پذیرفته نیست، مگر آنکه علیرغم سعی و تفکر نتوانسته باشد به
[184]«در هر کاری که باشی، و هرچه از قرآن بخوانی و دست به هر عملی که بزنید، هنگامی که بدان میپردازید، ما ناظر بر شما هستیم. بر پروردگار تو حتی به مقدار ذرهای در زمین و آسمانها پوشیده نیست. و هرچه کوچکتر از آن یا بزرگتر از آن باشد، در کتاب مبین نوشته شده است.» (یونس،61)
[185]«شراب و قمار و بتها و گروبندی با تیرها پلیدی و کار شیطان است. از آن اجتناب کنید تا رستگار شوید.» (مائده،90)
