گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 178

هرگونه‌ ارتباط‌ ویژه‌ای‌ به‌ فرد، شیء یا پدیده‌ای، خصیصه‌ قداست‌ ذاتی‌ هرچیزی‌ را نفی‌ می‌کند و انسان‌ را از هرگونه‌ قید و بندِ عقلی‌ یا علمی‌ و اجتماعی‌ و یا عملی‌ و عاطفی‌ آزاد می‌سازد و او را تنها بنده‌ خدا قرار می‌دهد و در همه‌ امور زندگی‌ که‌ هیچ‌گونه‌ مانعی‌ در راه‌ تعالی‌ و پیشرفتش‌ نیست، رها و آزاد می‌سازد. بدین‌ترتیب، کمال‌ الهی‌ در جهان‌ و به‌ویژه‌، در انسان‌ منعکس‌ می‌شود و جهان‌ و انسان‌ در بهترین‌ شکل و کامل‌ترین‌ قوام‌ و دقیق‌ترین‌ نظام‌ و برنامه‌ مشاهده‌ می‌شود.

اشراف‌ و احاطه‌ دائمی، بنابر تعبیر قرآن‌ کریم، میان‌ تجرد مطلق‌ الهی‌ و اینکه‌ خداوند از رگِ‌ گردن‌ به‌ انسان‌ نزدیک‌تر است، پیوند برقرار می‌سازد. همه‌ زمین‌ و آسمان‌ها در قبضه‌ قدرت‌ اوست:‌ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ،[131] و نیز دیدگان‌ او را نمی‌یابند، لکن‌ او چشم‌ها را می‌بیند؛ خداوند از ادراک‌ عقول‌ بشری‌ فراتر است‌ و بر طبق‌ بیان‌ حدیث‌ شریف‌: «آنچه‌ را شما با وهم‌های‌ خود در دقیق‌ترین‌ معانی‌ می‌یابید، آفریده‌ اوهام‌ شماست‌ که‌ به‌ خود شما برمی‌گردد.»

در عین‌ حال، هرجـا که‌ باشید او با شماست. از ایـن‌ حیث‌ کـه‌ او با همه‌ اشیاست، نه‌ به‌ مقارنه، و غیر هرچیز است، نه‌ به‌ جدایی.

چنین‌ احاطه‌ای به‌ انسان‌ اطمینان‌ و قدرت‌ می‌بخشد و وحشت‌ و نگرانی‌ را از او زایل‌ می‌کند و او را موجودی‌ مسئول‌ و متعهد می‌سازد. سپس،‌ تأ‌ثیر چنین‌ اندیشه‌ ژرفی‌ را که به‌دور از تجرد است، در حیات‌ انسانی‌ مشاهده‌ می‌کنیم: ( وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ.) [132]

در آثار و روایات‌ اسلام‌ مضامین‌ زیر جلب‌ توجه‌ می‌کند: «قلب مؤ‌من‌ عرش‌ رحمان‌ است.» «من‌ نزد دل‌های‌ شکسته‌ هستم.» «هرکس‌ که‌ از بیماری‌ عیادت‌ کند، مثل‌ این‌ است‌ که‌ مرا در عرشم‌ عیادت‌ کرده‌ است.» «نیکوکار آن‌گاه‌ که‌ نیکی‌ می‌ورزد با خدا مصافحه‌ می‌کند.»

چنین است کـه محقق، در مکتب‌ اسلام، تصور جدیدی‌ بــرای الله می‌یابد که‌ با همه‌ تصورها و صورت‌های‌ دیگر در سایر مکاتب‌ متفاوت‌ است. اگر ما بتوانیم‌ ایمان‌ مسیحیت‌ را به‌ خدا در این‌ جمله‌ خلاصه‌ کنیم‌ که‌ خدا محبت‌ است، می‌توانیم‌ ایمان‌ اسلامی‌ را به‌ خدا در این‌ جمله‌ خلاصه‌ کنیم‌ که‌ خدا حق‌ است، به‌تمامی‌ آنچه‌ از مفهوم‌ کلمه‌ حق‌ اراده‌ می‌شود. مترجمان‌ متأ‌خر قرآن‌ کریم‌ کلمه‌ الله را در ترجمه‌ خود حفظ‌ کرده‌ و تعبیر مشابهی‌ برای‌ آن‌ نیاورده‌اند و این‌ کار بسیار خوبی‌ است.

ملائکه‌

مسئله‌ فرشتگان‌ از کهن‌ترین‌ نظریه‌هایی‌ است‌ که‌ ادیان‌ مطرح‌ کرده‌اند. لکن‌ در اسلام‌ و در همه‌ ادیان‌ این‌ موضوع‌ با اندیشه‌هایی‌ که‌ در آرای‌ فلاسفه‌ به‌ نام‌ «ارباب‌ انواع»‌ و «مُثُل‌ افلاطونی»‌ و «انوار اسپهبدیه»‌ آمده‌ است،‌ به‌کلی‌ فرق‌ دارد. موضوع‌ ملائکه‌ در اسلام‌ در کتاب‌های‌ محققان‌ شرق‌ و غرب‌ مورد بحث‌ و بررسی‌های‌ مشروح‌ قرار گرفته‌ و در این‌ تحقیقات، بیانات‌ علمای‌ علم‌ کلام‌ و محققانِ اساطیر و افسانه‌ها و باورها، و نیز درباره‌ فرشتگان‌ مقرب، از جمله‌ جبرائیل‌ و میکائیل‌ و اسرافیل‌ و عزرائیل، به‌ آن‌ها کمک‌ کرده‌ است. این مستشرقان می‌گویند که اندیشه‌ وجود ملائکه‌ باوری وارداتی‌ در اسلام‌ است. دلیل آنان برای‌ این‌ سخن‌ ریشه‌ این‌ اسامی و موارد دیگری است. ما برای‌ بحث‌ درباره‌ نظر اسلام‌


[131]«درهم پیچیده در ید قدرت اوست.» (زمر،67)

[132]«مشرق و مغرب از آنِ خداست. پس به هرجا که رو کنید، همان‌جا رو به خداست.» (بقره،115)