اراده کردهاند، لحاظ کند. قرآن کریم نیز این اصل را به صورتی قاطع در سوره آلعمران آیه هفت اعلام میکند:
( هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ.) [105]
محکمات آیات امالکتاباند و مرجع آیات متشابه، و نمیتـوان تنها به متشابهات استناد کرد، زیرا متشابه در پارهای اوصاف با شیء دیگر متحد است، اما درحقیقت با آن تفاوت دارد. پس اگر ما بر آیات متشابه، که از آنها بیش از یک معنی دریافت میشود، تکیه کنیم و آنها را بر پایه تمایلات شخصی یا قراین خارجی تفسیر کنیم، درحقیقت، از خط صحیح قرآن منحرف شدهایم، خطی که لازمه آن رجوع به محکمات و ارجاع متشابهات به آنهاست. این روش ما را از استناد به مفاهیم سطحی و مدلولهای ابتدایی کلمات قرآن کریم باز میدارد.
خلاصه کلام اینکه اصل تفسیر صحیح مغایر است با آنچه مؤلف در کتاب آورده است دایر بر اینکه کلمات قرآن ظواهر و رمزهایی برای رسیدن به بواطن و حقایق هستند. نیز با شیوه و استناد به معانی سطحی و اکتفا به ظواهر پارهای از آیات بدون غور کردن در مفاهیم آیات دیگر مغایر است.
در اینجا با مؤلف این حدیث معروف را میخوانیم: «قرآن ظهر و بطن دارد و بطن آن هفت یا هفتاد بطن دیگر دارد.»
ما پس از بررسی اصل مذکور مضمون حدیث فوق را به صورتی مغایر با برداشت مؤلف درک میکنیم. بدین صورت که مراتب معانی در قرآن کریم متعدد است؛ هفت یا هفتاد مرتبه. (چهبسا عدد هفت یا هفتاد کنایه از کثرت و تکامل باشد.) در حدیث دیگر آمده است: «قرآن به هفت حرف نازل شده است.» که تفسیر آن در احادیث دیگر ناظر به مباحث گوناگون قرآنی است، از قبیل امر و نهی و تبشیر و تحذیر و قصص و امثال و حکَم. اما حدیثی که در این کتاب آمده: «لکل آیة من کتاب الله قطع،» (هریک از آیات خدا ظاهر و باطن و حد و مطلعی دارد) به نظر ما جامع معنای ظاهر و باطن و معنای محکم و متشابه است. حد آن چیزی است که از مجرد آیه فهمیده میشود و مطلع معنی آیه است پس از ارجاع آن به محکمات.
مفسران قرآن کریم آنچنان به اصل و شیوه پیشگفته استناد کردهاند که با اصرار هرچه تمامتر وجود هرگونه رمز را در قرآن کریم، حتی در فواتح سورههایی نظیر «الم» و «الر» و «کهیعص»، انکار کردهاند. کوششهایی که پژوهشگران برای تفسیر حروف مقطعه مبذول میکنند، دلیل روشنی است بر اینکه ایشان بهوجود رمز در قرآن کریم قایل نیستند و معتقدند که همه کلمات قرآن مایه هدایت و براهین روشنی برای همگان است.
تلاشهای مفسران شیعه در این زمینه با غیرشیعه فرقی ندارد. فهم مشترک تفسیر آنان از
[105]«اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد. بعضی از آیهها محکماتاند، این آیهها اُمالکتاباند، و بعضی آیهها متشابهاتاند. اما آنها که در دلشان میل به باطل است، به سبب فتنهجویی و میل به تأویل از متشابهات پیروی میکنند، در حالی که تأویل آن را جز خدا نمیداند. و آنان که قدم در دانش استوار کردهاند میگویند: ما بدان ایمان آوردیم، همه از جانب پروردگار ماست. و جز خردمندان پند نمیگیرند.» (آلعمران،7)
