کفار مقاومت کنند و از این کوره ورزیده و کامل بیرون بیایند تا وقتی که جور هجرت فرامیرسد و حکومت اسلامی تشکیل میشود، حضرت دستهای اعوانوانصار از مرد و زن داشته باشد که بتوانند بنای عالم اسلامی را بگذارند. این مسئله با دقت در هدف رسالت روشن میشود. یعنی واضح است که اسلام اسمی در شناسنامهها و شعاری در عملها نیست. اسلام تربیت جدیدی است برای بشر؛ کارخانه آدمسازیای است که بشر را از عمق قلبش تا صوریترین حرکاتش در این کوره اسلام تربیت میکند و او را به صورت جدیدی درمیآورد: فکرش را تغییر میدهد، عقیدهاش را تغییر میدهد، عملش را تغییر میدهد، اخلاقش را تغییر میدهد. تربیت انسان از تربیت درخت که کمتر نیست. اگر بخواهیم درختی را تربیت کنیم، باید به آن آب بدهیم، زمینش را آماده کنیم، زوائد را بگیریم، شاخههای اضافیاش را بزنیم، باید بهاصطلاح رعایتش بکنیم، به آن برسیم. اگر درختی را کاشتیم و رهایش کردیم که ثمر نمیدهد، به نتیجه نمیرسد. وقتی مهندسی میخواهد ساختمانی بسازد، باید هر روز به آن سرکشی کند تا کج و راست نشود، زیاد و کم نشود، از بین نرود. چگونه میشود گفت که در تربیت انسان مراقبت و رعایت لازم نیست. پیغمبر اکرم(ص) اگر میخواست مسلمانها را تربیت کند، بهتنهایی به این کار نمیرسید. بله، به وجود آوردن یک حکومت، یک پادشاهی، یک قدرت کار آسانی بود و خودش بهتنهایی میتوانست این کار را بکند. اما تربیت بشر، سلمان آفریدن، اباذر آفریدن، علی آفریدن و تربیت کردن احتیاج به وقت بسیار داشت. از این جهت، در مکه اینها را پرورید تا وقتی به مدینه میآید، هرکدام از این افراد دستهای را تربیت بکنند و جامعه صالح و افراد ورزیده درست شوند. از این رو، از مهاجرین و اعوانش کمک گرفت. سبک تربیتی انبیا همیشه و در هر وقت اینگونه بوده است. بنابراین، قیام لله بهطور دستهجمعی مؤثرتر و نتیجهبخشتر است و برای خدمات عالیه و عامه لازمتر و ضروریتر است.
واضح است که غیر از این تجربه خارجی و این واقعه تاریخی، اگر ما مطالعه کنیم و عمل دستهجمعی و عمل فردی را بسنجیم، میتوانیم موجبات بسیاری ذکر کنیم که نشان میدهد عمل دستهجمعی از عمل فردی بهتر است. عمل فردی عقیم است، چون عمر انسان محدود است. یک نفر همیشه زنده نیست و اگر کسی عمل فردی بکند، به محض اینکه مُرد یا مریض شد یا موانعی برایش ایجاد شد، آن عمل باطل و تعطیل میشود. اما عمل دستهجمعی خالد است، چون عمل را جمعیت انجام میدهد، نه فرد. فردی میرود و دیگری میآید و این عمل باقی میماند. عمل فردی شمول ندارد، چو یک فرد محدود است، در حالتی که عمل دستهجمعی شمول دارد، اتساع وجودی دارد، وسعت وجودش بیشتر از عمل فردی است. عمل فردی ناقص است، چون یک فرد به همهچیز احاطه ندارد، از همهجا خبر ندارد، نمیتواند به همهچیز برسد. اما اگر عمل دستهجمعی شد، یکی میتواند تحقیق بکند، دیگری بازرسی کند، یکی از کمّ و کیف امور سر دربیاورد، یکی میتواند آموزش بدهد و فکر بکند، یکی هم اجرا بکند. بنابراین، عمل دستهجمعی هم خلود دارد و هم شمول و هم احاطه، در حالتی که عمل فردی هم عقیم است و هم شمول و احاطه عمل جمعی را ندارد.
شاید عبارت معروف «یدالله مع الجماعة» که در اخبار بسیاری وارد شده، اشاره به همین حقیقت باشد، چون عبارت یدالله کنایه از برکت خداست،
